سلاح، پول و کشتیرانی؛ توافق جدید ایران چه تفاوتی با توافقهای قبلی دارد؟
## فراتر از واژگان رسمی: توافق نانوشته ایران و آمریکا و پیامدهای آن بر سلاح، پول و کشتیرانی در گستره پرفراز و نشیب دیپلماسی بینالملل، گاه تفاهمهایی شکل میگیرند که نه در قالب معاهدات رسمی میگنجند و نه به صراحت بر روی کاغذ میآیند، اما تأثیرات عمیقی بر معادلات منطقهای و جهانی بر جای میگذارند. خبرهایی مبنی بر توافق جدید و نانوشتهای میان ایران و آمریکا که در حوزههای «سلاح، پول و کشتیرانی» تمرکز دارد، از جمله این موارد است. بیبیسی وریفای نیز به بررسی تأثیرات این توافق احتمالی بر این سه حوزه کلیدی پرداخته است. این مقاله تحلیلی قصد دارد ماهیت این توافق نانوشته را در قیاس با توافقهای قبلی، به ویژه برجام، کالبدشکافی کرده و پیامدهای آن را در ابعاد سهگانه مورد نظر تشریح کند. **۱. ماهیت «توافق جدید»: تفاهمی برای مدیریت بحران، نه حل مناقشه** پیش از ورود به جزئیات، درک ماهیت «توافق جدید» از اهمیت بالایی برخوردار است. این توافق، برخلاف برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) که یک سند رسمی، چندجانبه و با جزئیات حقوقی مشخص بود، یک «تفاهم نانوشته»، «آرامش موقت» یا «مجموعهای از گامهای متقابل غیررسمی» است. این نوع توافقها معمولاً با هدف کاهش تنشها، جلوگیری از تشدید بحران و ایجاد یک فضای تنفسی برای طرفین، بدون آنکه تعهدات بلندمدت و الزامآوری ایجاد کنند، شکل میگیرند. مذاکرات برای چنین تفاهمی اغلب از طریق واسطهها (مانند عمان و قطر) و به صورت غیرعلنی پیش میرود. تفاوت کلیدی با برجام در این است که برجام با هدف حل و فصل یک مناقشه هستهای بلندمدت، برداشتن تحریمهای گسترده و بازگشت ایران به جامعه جهانی در ازای محدودیتهای هستهای طراحی شده بود. اما «توافق جدید» به دنبال «مدیریت ریسک» و «کاهش سرعت تشدید» تنشها در سه حوزه مشخص است، بدون آنکه ادعایی برای حل ریشهای اختلافات داشته باشد. این رویکرد نشان میدهد که هیچ یک از طرفین در حال حاضر تمایلی یا توانایی لازم برای ورود به یک مذاکره جامع و طولانیمدت برای توافقی مانند برجام را ندارند؛ دلایل آن را میتوان در بیاعتمادی عمیق، مخالفتهای داخلی در هر دو کشور، و اولویتهای متغیر در عرصه بینالملل جستجو کرد. **۲. سلاح: مدیریت نگرانیهای هستهای و کاهش تصاعدی تسلیحات متعارف** حوزه «سلاح» در این توافق نانوشته، عمدتاً بر دو محور اصلی استوار است: برنامه هستهای ایران و کنترل غیررسمی بر گسترش و استفاده از تسلیحات متعارف (به ویژه پهپادها و موشکها). **الف) برنامه هستهای:** برجام به طور مشخص به برنامه هستهای ایران میپرداخت و با محدود کردن غنیسازی اورانیوم، تعداد سانتریفیوژها، ذخایر اورانیوم غنیشده و اجازه دسترسی بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی، زمان گریز هستهای ایران را افزایش میداد. پس از خروج آمریکا از برجام و کاهش تعهدات ایران، نگرانیها از پیشرفت برنامه هستهای ایران به شدت افزایش یافته است. توافق نانوشته جدید، به احتمال زیاد به دنبال بازگرداندن ایران به «سطح مشخصی» از خویشتنداری هستهای است، اما نه در حد برجام. ممکن است شامل: * **کاهش سرعت غنیسازی:** ایران ممکن است سرعت غنیسازی ۶۰ درصدی را کاهش دهد یا از غنیسازی ۹۰ درصدی (سطح تسلیحاتی) فاصله بگیرد. * **عدم گسترش بیشتر سانتریفیوژهای پیشرفته:** تعهد ضمنی به عدم نصب سانتریفیوژهای جدید در تأسیسات زیرزمینی. * **همکاری محدود با آژانس:** بازگرداندن برخی از نظارتهای از دست رفته آژانس، هرچند نه در حد پروتکل الحاقی. * **تبادل زندانیان:** که اغلب به عنوان اهرمی برای ایجاد حسن نیت در مذاکرات غیررسمی مورد استفاده قرار میگیرد. تفاوت با برجام در این است که برجام یک سقف مشخص و قابل راستیآزمایی برای برنامه هستهای تعیین میکرد، در حالی که این توافق نانوشته بیشتر به دنبال «جلوگیری از عبور از خطوط قرمز» فوری و «کاهش ریسک تشدید» است. این یک توقف کامل یا حتی عقبگرد اساسی در برنامه هستهای نیست، بلکه بیشتر یک «آرامش تاکتیکی» با هدف خرید زمان برای دیپلماسی آینده یا جلوگیری از یک بحران نظامی است. غرب نمیخواهد ایران به آستانه هستهای شدن برسد و ایران نمیخواهد در معرض حمله نظامی قرار گیرد؛ این توافق به هر دو طرف کمک میکند تا برای مدتی این خطوط قرمز را حفظ کنند. **ب) تسلیحات متعارف و نقش منطقهای:** یکی از انتقادات اصلی به برجام، عدم پوشش برنامه موشکی و فعالیتهای منطقهای ایران بود. توافق نانوشته جدید احتمالاً تلاش میکند تا به طور غیرمستقیم به این نگرانیها بپردازد، اما نه با محدودیتهای رسمی. * **صادرات تسلیحات:** پس از پایان بند غروب آفتاب قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت در اکتبر ۲۰۲۰، محدودیتهای بینالمللی بر فروش و خرید تسلیحات متعارف ایران برداشته شد. نگرانیهای اخیر غرب از صادرات پهپادهای ایرانی به روسیه و همچنین گروههای نیابتی در منطقه افزایش یافته است. این توافق نانوشته ممکن است شامل یک تفاهم ضمنی برای «محدود کردن» یا «عدم افزایش» صادرات تسلیحات به مناطق حساس یا کشورهایی که در جنگ هستند، باشد. * **رفتار منطقهای:** ممکن است تفاهمی بر سر کاهش حملات نیابتی یا کاهش تنشها در مناطق درگیری (مانند یمن یا عراق) وجود داشته باشد. این به معنای پایان حمایت ایران از متحدانش نیست، بلکه شاید مدیریت و کاهش شدت تنشها برای جلوگیری از واکنشهای نظامی گستردهتر. در مجموع، در حوزه سلاح، توافق جدید به دنبال یک مهار موقت و مدیریت تنش است، نه یک خلع سلاح یا تغییر اساسی در دکترین نظامی و امنیتی ایران. این یک ساز و کار شکننده است که پایداری آن به عوامل متعددی بستگی دارد. **۳. پول: تسهیلات محدود اقتصادی، نه بازگشت کامل به اقتصاد جهانی** حوزه «پول» در هرگونه توافق با ایران، به دلیل تحریمهای گسترده و تأثیر آنها بر اقتصاد این کشور، از اهمیت حیاتی برخوردار است. برجام وعده لغو تحریمهای گسترده هستهای، مالی، بانکی و نفتی را میداد که میتوانست اقتصاد ایران را به شدت متحول کند. اما پس از خروج آمریکا و بازگشت تحریمها، ایران با چالشهای اقتصادی بیسابقهای روبرو شد. توافق نانوشته جدید، در مقایسه با برجام، بسیار محدودتر است و به هیچ وجه به معنای لغو گسترده تحریمها یا بازگشت کامل ایران به سیستم مالی جهانی نیست. تأثیر آن در این حوزه به شرح زیر است: * **آزادسازی داراییهای بلوکه شده:** مهمترین بخش «پول» در این توافق، آزادسازی داراییهای بلوکه شده ایران در کشورهای دیگر، مانند ۷ میلیارد دلار در کره جنوبی (که از طریق قطر به بانکهای اروپایی منتقل شده و تحت نظارت آمریکا برای مقاصد غیرتحریمی قابل استفاده است) و همچنین داراییهایی در عراق و سایر کشورهاست. این پولها عمدتاً برای خرید اقلام بشردوستانه (غذا و دارو) یا کالاهای غیرتحریمی دیگر مورد استفاده قرار میگیرند. این به معنای دسترسی آزاد ایران به این پولها نیست، بلکه صرفاً تسهیل در استفاده از آنها در چارچوب مشخص. * **تسهیل فروش نفت:** اگرچه تحریمهای نفتی آمریکا همچنان پابرجاست، اما ممکن است یک «تسامح ضمنی» از سوی آمریکا برای افزایش محدود صادرات نفت ایران به برخی مقاصد (مانند چین) وجود داشته باشد. این به ایران اجازه میدهد تا حدی درآمد نفتی خود را افزایش دهد، اما نه به سطوح قبل از تحریمها و بدون دسترسی کامل به سیستم بانکی جهانی. این رویکرد به آمریکا نیز اجازه میدهد تا در بازارهای جهانی نفت تعادل ایجاد کند. * **محدودیتهای ساختاری:** این توافق، ماهیت تحریمهای اولیه و ثانویه آمریکا را تغییر نمیدهد. بانکهای بزرگ بینالمللی و شرکتهای عمده همچنان از ترس مجازاتهای آمریکا، از همکاری با ایران پرهیز میکنند. بنابراین، تأثیر این آزادسازیها بر اقتصاد کلان ایران، هرچند مثبت، اما محدود است و نمیتواند منجر به یک رونق اقتصادی پایدار شود. این کمک میکند تا دولت ایران بتواند کسری بودجه خود را تا حدی جبران کند و نیازهای اساسی مردم را تامین کند، اما مشکلات ساختاری اقتصاد ایران (مانند تورم، بیکاری و سرمایهگذاری پایین) همچنان به قوت خود باقی میمانند. در نتیجه، در حوزه «پول»، این توافق نه به معنای «بازگشت به برجام» است و نه یک «برداشتن تحریمهای جامع». این یک تزریق محدود نقدینگی و یک نفس تازه اقتصادی است که برای مدیریت بحرانهای داخلی ایران و کاهش فشار بر دولت این کشور، بدون اعطای امتیازات گسترده اقتصادی، طراحی شده است. **۴. کشتیرانی: کاهش تنش در آبراههای استراتژیک** حوزه «کشتیرانی» به امنیت تردد در آبراههای حیاتی منطقه، به ویژه خلیج فارس و تنگه هرمز، میپردازد. این منطقه نه تنها برای صادرات نفت ایران، بلکه برای امنیت انرژی جهان و زنجیره تأمین جهانی از اهمیت بالایی برخوردار است. در سالهای اخیر، شاهد تنشهای مکرر در این آبراهها بودهایم، از جمله توقیف نفتکشها توسط ایران و حمله به کشتیها. تأثیر توافق نانوشته بر «کشتیرانی» عمدتاً بر کاهش این تنشها و جلوگیری از درگیریهای دریایی متمرکز است: * **کاهش توقیف کشتیها:** یک تفاهم ضمنی ممکن است شامل تعهد ایران به کاهش یا توقف توقیف نفتکشها و کشتیهای خارجی در خلیج فارس باشد، اقدامی که اغلب به عنوان اهرمی در برابر فشارها یا تحریمها مورد استفاده قرار میگیرد. * **امنیت تنگه هرمز:** تضمین غیررسمی برای حفظ امنیت و آزادی ناوبری در تنگه هرمز، که حیاتیترین گلوگاه نفتی جهان است. این به نفع هر دو طرف است، زیرا بیثباتی در این منطقه میتواند به شدت بر قیمت نفت و اقتصاد جهانی تأثیر بگذارد. * **کاهش مزاحمتهای دریایی:** کاهش اقدامات تحریکآمیز از سوی نیروهای دریایی دو طرف در نزدیکی یکدیگر در آبهای بینالمللی. * **تسهیل صادرات نفت:** همانطور که در بخش «پول» اشاره شد، تسهیل در صادرات نفت ایران به طور مستقیم به امنیت و آزادی کشتیرانی نفتکشهای ایرانی مرتبط است. تفاوت با برجام در این است که برجام به طور مستقیم به مسائل کشتیرانی و امنیت دریایی نمیپرداخت، بلکه فرض بر این بود که با کاهش تنشهای هستهای، تنشهای منطقهای نیز فروکش خواهند کرد. اما این توافق نانوشته به طور خاص به دنبال «مدیریت خطرات» و «کاهش تنشهای مستقیم» در یک حوزه نظامی بالقوه حساس است. این یک اقدام متقابل برای اعتمادسازی و جلوگیری از درگیریهای تصادفی یا عمدی است. هرچند پایداری این تفاهم نیز به میزان پایبندی هر دو طرف و تحولات منطقهای بستگی دارد. به عنوان مثال، اقدامات گروههای نیابتی در دریای سرخ (مانند حملات حوثیها به کشتیها) ممکن است به طور مستقیم بخشی از این توافق نباشد، اما در فضای کلی کاهش تنشها میتواند تأثیرگذار باشد. **۵. تفاوتهای کلیدی با توافقهای قبلی (به ویژه برجام):** برای درک عمیقتر، لازم است تفاوتهای این «توافق جدید» را با برجام در چند بُعد کلیدی برجسته کنیم: * **رسمیت و جامعیت:** * **برجام:** یک توافق رسمی، چندجانبه (ایران و ۱+۵)، با جزئیات حقوقی و مکانیزمهای راستیآزمایی پیچیده. جامعیت آن به برنامه هستهای و تحریمهای مرتبط با آن گسترش مییافت. * **توافق جدید:** یک تفاهم نانوشته، عمدتاً دوجانبه (ایران و آمریکا با واسطهها)، بدون الزام حقوقی بینالمللی و با دامنه محدودتر (مدیریت تنش در سه حوزه خاص). * **هدف:** * **برجام:** حل و فصل ریشهای مناقشه هستهای، ادغام ایران در سیستم بینالمللی و لغو تحریمها در ازای محدودیتهای هستهای بلندمدت. * **توافق جدید:** مدیریت بحران، کاهش تنش، جلوگیری از تشدید درگیریها و خرید زمان برای هر دو طرف، بدون ادعای حل ریشهای مشکلات. * **مدت زمان و پایداری:** * **برجام:** یک توافق بلندمدت با افق ۱۰ تا ۲۵ ساله برای محدودیتهای مختلف. * **توافق جدید:** ماهیتی کوتاهمدت، شکننده و وابسته به اراده سیاسی هر دو طرف در لحظه، بدون تعهدات طولانیمدت. هر لحظه ممکن است با تغییر شرایط سیاسی یا تحریک یک طرف، نقض شود. * **گستره تحریمها:** * **برجام:** لغو گسترده تحریمهای هستهای، مالی، بانکی و نفتی شورای امنیت و اتحادیه اروپا، و بخشی از تحریمهای آمریکا. * **توافق جدید:** عدم لغو تحریمها. فقط تسهیل محدود در استفاده از داراییهای بلوکه شده برای مقاصد خاص و شاید تسامح در برخی صادرات نفتی. ساختار کلی تحریمها دست نخورده باقی میماند. * **برنامه هستهای:** * **برجام:** محدودیتهای دقیق و قابل راستیآزمایی بر غنیسازی، ذخایر و تأسیسات هستهای. * **توافق جدید:** کاهش سرعت پیشرفت، نه توقف یا عقبگرد اساسی؛ با هدف جلوگیری از عبور از خطوط قرمز فوری. * **نقش منطقهای و موشکی:** * **برجام:** این حوزهها را پوشش نمیداد. * **توافق جدید:** ممکن است به طور ضمنی بر کاهش تنشهای منطقهای و محدود کردن (نه توقف) صادرات تسلیحات تأثیر بگذارد. **۶. چالشها و چشمانداز آینده:** این «توافق نانوشته» با چالشهای عدیدهای روبرو است که پایداری آن را زیر سوال میبرد: * **عدم شفافیت و راستیآزمایی:** ماهیت غیررسمی آن، راستیآزمایی تعهدات و پاسخگویی را دشوار میکند. هر دو طرف میتوانند به سادگی از آن عقبنشینی کنند. * **مخالفان داخلی:** در هر دو کشور، گروههایی هستند که با هرگونه تفاهم با طرف مقابل مخالفند و میتوانند پایداری آن را تهدید کنند. در آمریکا، جمهوریخواهان آن را به عنوان «باجدهی» محکوم میکنند، و در ایران نیز تندروها ممکن است آن را «عقبنشینی» بدانند. * **تحولات منطقهای و بینالمللی:** هرگونه حادثه پیشبینی نشده در منطقه (مانند حملهای جدید به کشتیها یا تشدید درگیریهای نیابتی) یا تحولات بینالمللی (مانند جنگ اوکراین یا انتخابات آمریکا) میتواند به سرعت این تفاهم شکننده را از بین ببرد. * **عدم حل ریشهای مشکلات:** این توافق به مشکلات بنیادین بیاعتمادی، برنامه هستهای و نقش منطقهای ایران نمیپردازد و صرفاً علائم بحران را مدیریت میکند. **نتیجهگیری:** «توافق جدید» میان ایران و آمریکا، برخلاف برجام که تلاشی جامع برای حل یک مناقشه هستهای بود، یک «تفاهم برای مدیریت بحران» است. این تفاهم نانوشته، در حوزههای «سلاح»، «پول» و «کشتیرانی» تأثیرات محدود اما معناداری دارد: در حوزه سلاح، به دنبال کاهش سرعت پیشرفت هستهای و مدیریت غیررسمی گسترش تسلیحات متعارف است؛ در حوزه پول، به آزادسازی محدود داراییها و تسهیل جزئی فروش نفت میانجامد؛ و در حوزه کشتیرانی، بر کاهش تنشها در آبراههای استراتژیک تمرکز دارد. این یک بازی با حاصل جمع صفر نیست و دستاوردهای حداقلی را برای هر دو طرف به ارمغان میآورد: آمریکا از تشدید فوری بحران در منطقه جلوگیری میکند و ایران تا حدی از فشار اقتصادی کاسته و نفس تازهای میکشد. با این حال، ماهیت شکننده و غیررسمی آن به این معناست که این تفاهم، یک «مسکن موقت» است و نمیتواند جایگزین یک راهحل جامع و پایدار برای مناقشات ایران و غرب شود. پایداری آن به عوامل متعددی بستگی دارد و چشمانداز آن همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد، اما در کوتاهمدت، توانسته است یک آرامش نسبی و شکننده در یک منطقه پرآشوب ایجاد کند. این توافق بیش از آنکه فصلی جدید در روابط ایران و آمریکا باشد، تنها برگگردانی موقت در کتابی پر از تنش و بیاعتمادی است.