Translate

۰۸ تیر، ۱۴۰۵

محرم متفاوت امسال در ایران؛ از یادبود کشته‌شدگان دی تا شام غریبان کهریزک

محرم متفاوت امسال در ایران؛ از یادبود کشته‌شدگان دی تا شام غریبان کهریزک

**محرم متفاوت: از یادبود کشته‌شدگان دی تا شام غریبان کهریزک؛ بازتاب رنج معاصر در آیینی دیرینه** هر سال با فرارسیدن ماه محرم، شهرهای ایران رخت سیاه به تن می‌کنند و فضایی از حزن و اندوه، کوچه‌خیابان‌ها و خانه‌ها را در بر می‌گیرد. آیین‌های عزاداری، با سابقه‌ای چند صد ساله، از هیئت‌های سینه‌زنی و زنجیرزنی گرفته تا روضه‌خوانی و سفره‌های نذری، بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت فرهنگی و دینی ایرانیان است. این مراسم، نه تنها یادآور شهادت امام حسین (ع) و یارانش در کربلا است، بلکه بستری برای بازسازی و تکرار مفاهیمی چون عدالت‌خواهی، مقاومت در برابر ظلم، و همبستگی جمعی فراهم می‌آورد. اما محرمی که در سال‌های اخیر، و به ویژه پس از حوادث خونین آبان ۹۸ (دی ۹۸ شمسی) و سقوط هواپیمای اوکراینی، برگزار شد، با محرم‌های پیشین تفاوتی بنیادین داشت؛ تفاوتی که نه در شکل ظاهری آیین‌ها، بلکه در ژرفای معنایی و انعکاس رنج‌های معاصر در دل یک روایت تاریخی و مذهبی، خود را نشان داد. همانطور که اشاره شد، هیئت‌های عزاداری و دسته‌های سینه‌زنی در کوچه‌خیابان‌های شهرهای مختلف دیده می‌شدند و شور و هیجان خاص خود را داشتند. اما در پس این ظاهر آشنا، جریانی عمیق‌تر از تأثیرپذیری از وقایع اخیر در جامعه ایران در حال شکل‌گیری بود. مردم ایران در ماه‌های منتهی به این محرم، شاهد رویدادهایی بودند که زخم‌های عمیقی بر پیکره جامعه وارد کرد: از اعتراضات گسترده و خونین آبان ۹۸ که به کشته شدن صدها نفر از شهروندان، به ویژه جوانان، انجامید تا سرنگونی فاجعه‌بار هواپیمای مسافربری اوکراینی با شلیک موشک‌های سپاه پاسداران و تکذیب‌های اولیه که حس بی‌اعتمادی و خشم عمومی را تشدید کرد. این حوادث، در کنار مشکلات اقتصادی، تورم بی‌سابقه، و فشارهای سیاسی، جامعه‌ای از رنج‌دیدگان را پدید آورده بود که برای ابراز درد و اندوه خود، به دنبال بستر و زبانی مشترک می‌گشت. در این میان، محرم و واقعه کربلا، به دلیل ظرفیت‌های عمیق معنایی خود در باب ظلم‌ستیزی، شهادت، و مظلومیت، به بستری ناخودآگاه برای انعکاس این رنج‌های تازه تبدیل شد. کربلا، همواره نمادی از نبرد حق و باطل، ایستادگی در برابر ستم و فداکاری در راه عقیده بوده است. امام حسین (ع) و یارانش، تجسم مظلومیتی هستند که با ستمگری یزید درگیر شدند. این روایت، به طور طبیعی، ظرفیت همذات‌پنداری عمیقی را در جامعه‌ای که خود را در برابر ظلمی مشابه می‌بیند، ایجاد می‌کند. **کربلا؛ آینه‌ای برای رنج معاصر** در محرم متفاوت، روایت کربلا از یک واقعه تاریخی صرف فراتر رفت و به آینه‌ای برای رنج‌های معاصر بدل گشت. "کشته‌شدگان دی‌ماه" (اشاره به آبان ۹۸)، جوانانی بودند که بسیاری از آنها برای مطالبات معیشتی و اجتماعی خود به خیابان آمده بودند و به شکلی فجیع جان باختند. مادرانشان، داغدار و دردمند، نمونه‌ای امروزی از مادرانی بودند که در کربلا فرزندان خود را از دست دادند. گریه بر مظلومیت امام حسین (ع) و علی‌اصغر شش‌ماهه، در این سال‌ها، با گریه بر مظلومیت جوانانی گره خورد که با گلوله جان باختند و بسیاری از آنها به سادگی "مفقود" شدند یا جسدشان با تاخیر و به صورت مشکوک به خانواده‌ها تحویل داده شد. این پیوند عمیق، نه تنها در مراسم رسمی، بلکه در محافل خصوصی‌تر، در نوحه‌ها و مرثیه‌های خودجوش، و به ویژه در فضای مجازی به وضوح دیده می‌شد. هشتگ‌هایی که نام قربانیان اعتراضات آبان را در کنار نام شهیدان کربلا قرار می‌دادند، یا تصاویری که جوانان کشته شده را با یاران امام حسین (ع) مقایسه می‌کردند، نشان از این همذات‌پنداری عمیق داشت. مرثیه‌خوانان، دانسته یا نادانسته، نوحه‌هایی می‌خواندند که مخاطب به راحتی می‌توانست مصادیق امروزی ظلم و مظلومیت را در آنها بیابد. کلمه "آب" که در کربلا نماد عطش و محرومیت از ابتدایی‌ترین نیاز زندگی است، می‌توانست به محرومیت‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نیز تعمیم یابد. **شام غریبان کهریزک؛ نمادی از مظلومیت مضاعف** یکی از نمادین‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین جنبه‌های این محرم متفاوت، به کارگیری اصطلاح "شام غریبان کهریزک" بود. "شام غریبان"، شب بعد از واقعه عاشورا، اوج غم و تنهایی بازماندگان کربلاست؛ شبی که زنان و کودکان امام حسین (ع) در بیابان‌های کربلا بدون پناه و یاور ماندند. این اصطلاح، نماد بی‌کسی، بی‌‌پناهی، و اوج مصیبت است. اما کهریزک، نام مکانی است که یادآور یکی از سیاه‌ترین صفحات تاریخ معاصر ایران است؛ بازداشتگاهی که پس از اعتراضات سال ۸۸، جوانان بی‌گناهی در آن شکنجه شدند و جان باختند، و نمادی از خشونت دولتی و نقض حقوق بشر شد. پیوند دادن "شام غریبان" با "کهریزک"، نه تنها یک ابتکار زبانی، بلکه یک کنش عمیق سیاسی و اجتماعی بود. این عبارت، به وضوح نشان می‌داد که رنج کربلا دیگر صرفاً یک واقعه هزار و چند ساله نیست، بلکه در گوشه و کنار تاریخ معاصر نیز تکرار می‌شود. "غریبان" کهریزک، آن جوانانی بودند که دور از چشم خانواده و افکار عمومی، در سکوت و گمنامی مظلومانه جان باختند. این ترکیب، بار معنایی عظیمی را با خود حمل می‌کرد: تلفیق یک مفهوم دینی و آیینی با یک فاجعه انسانی و سیاسی معاصر، به منظور برجسته کردن مظلومیت مضاعف قربانیان و اعتراض به سکوت و نادیده گرفتن حقیقت. این عمل، نه تنها داغ کهریزک را تازه می‌کرد، بلکه به "شام غریبان" معنایی ملموس‌تر و معاصرتر می‌بخشید و آن را از حصار زمان و مکان تاریخی خود خارج می‌ساخت. **رسانه‌های اجتماعی و خلق روایت‌های موازی** در دوران کنونی، رسانه‌های اجتماعی نقشی بی‌بدیل در شکل‌دهی به افکار عمومی و به اشتراک‌گذاری روایت‌ها ایفا می‌کنند. در محرم متفاوت نیز، این فضا بستری شد برای شهروندان تا روایت‌های خود را از عزاداری، غم‌ها و مطالباتشان به اشتراک بگذارند. در حالی که صداوسیما و رسانه‌های رسمی تلاش می‌کردند تا روایتی ایدئولوژیک و دولتی از محرم ارائه دهند که غالباً بر مفاهیم کلی مبارزه با استکبار جهانی و مشروعیت نظام تأکید داشت، مردم در فضاهای مجازی، روایت‌های موازی و بعضاً متضادی را خلق می‌کردند. داستان‌های شخصی از خانواده‌های داغدار آبان، از قربانیان هواپیمای اوکراینی، و یادبودهای خصوصی برای آنان، با هشتگ‌های محرم و عاشورا تلفیق می‌شد. تصاویر شمع‌هایی که برای جوانان از دست رفته روشن می‌شد، به نمادی از همدردی و مقاومت بدل گشت. این رویکرد، به عزاداری محرم بُعدی مردمی‌تر، شخصی‌تر و در عین حال سیاسی‌تر بخشید. رسانه‌های اجتماعی به مردم امکان دادند تا فراتر از کنترل و سانسور رسمی، با یکدیگر همدردی کنند، روایت‌های خود را بسازند و حس جمعی از رنج و بی‌عدالتی را به اشتراک بگذارند. این فضا، به طور فزاینده‌ای به صحنه‌ای برای مبارزه بر سر روایت و معنای محرم تبدیل شد: روایتی که توسط حکومت برای مشروعیت‌بخشی به قدرت خود به کار گرفته می‌شد، و روایتی که توسط مردم برای بیان نارضایتی و همدردی با قربانیان ظلم. **تغییر در کارکرد آیین‌ها و مراسم دینی** این تحولات نشان‌دهنده تغییر در کارکرد آیین‌ها و مراسم دینی در جامعه ایران است. در گذشته، مراسم محرم اغلب به عنوان ابزاری برای تقویت همبستگی اجتماعی، حفظ هویت دینی و در برخی مقاطع، حتی بسیج سیاسی علیه رژیم پهلوی به کار می‌رفت (مانند انقلاب ۱۳۵۷). اما در حال حاضر، در جامعه‌ای که از نظر سیاسی و اجتماعی با چالش‌های عمده‌ای روبروست، این آیین‌ها به بستری برای بیان نارضایتی، اعتراض مدنی و حتی مقاومت غیرمسلحانه تبدیل شده‌اند. حضور گسترده مردم در مراسم، اگرچه از نظر ظاهری نشان‌دهنده پایبندی به سنت‌های دینی است، اما محتوای ذهنی و درونی این حضور، دستخوش تغییرات بنیادین شده است. بسیاری از شرکت‌کنندگان، علاوه بر جنبه‌های مذهبی، به دنبال فرصتی برای همدردی جمعی، ابراز وجود، و احساس تعلق به یک جامعه بزرگتر از رنج‌دیدگان هستند. محرم، به فضای امنی برای بیان غم‌هایی تبدیل شده است که شاید در بستر عادی جامعه نتوان به آسانی از آنها سخن گفت. زیر چادر و بیرق عزای حسین، شهروندان احساس امنیت بیشتری برای یادبود از دست رفتگان خود، چه کربلایی و چه معاصر، می‌یابند. **نتیجه‌گیری** محرم متفاوت در ایران، بیش از آنکه یک تغییر شکلی در آیین‌های مذهبی باشد، بیانگر تحولی عمیق در معنای این آیین‌ها و کارکرد آنها در جامعه‌ای رنج‌دیده است. این رویداد، نشان داد که چگونه یک روایت تاریخی و دینی باستانی، می‌تواند به شکلی پویا و زنده، به آینه‌ای برای انعکاس دردهای معاصر، و بستری برای ابراز اعتراض و همدردی جمعی تبدیل شود. از یادبود کشته‌شدگان دی‌ماه تا شام غریبان کهریزک، تمام این نمادها، گواه آن بودند که جامعه ایران، برای بیان زخم‌های عمیق خود، به بازتفسیر و بازتولید معنایی آیین‌های دینی روی آورده است. این تحول، نشان‌دهنده هوشمندی و پویایی فرهنگ ایرانی در مواجهه با بحران‌هاست. مذهب، در اینجا نه تنها ابزاری برای فرار از واقعیت نیست، بلکه به زبانی برای تفسیر و مقابله با آن بدل می‌شود. محرم، همچنان نماد مظلومیت و عدالت‌خواهی باقی می‌ماند، اما مظلومیت و عدالت‌خواهی‌ای که مصادیق آن، هر سال بیشتر به دل حوادث جاری و رنج‌های تازه مردم ایران گره می‌خورد. این نوع عزاداری، نه تنها یاد و خاطره امام حسین (ع) را زنده نگه می‌دارد، بلکه به نوعی، روایتگر رنج جمعی ملتی است که در جستجوی عدالت و آرامش، هر ساله در عزای حسین (ع) و یارانش، رنج‌های خود را نیز فریاد می‌زند. این تجربه، تأثیرگذار و ماندگار، بخشی از حافظه جمعی ایرانیان خواهد شد و احتمالاً بر شکل‌گیری مراسم محرم در سال‌های آینده نیز تأثیرگذار خواهد بود.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...