Translate

۰۵ تیر، ۱۴۰۵

طرح‌های ایران برای تنگه هرمز ؛ داردانل و مالاکا

طرح‌های ایران برای تنگه هرمز ؛ داردانل و مالاکا

## طرح‌های ایران برای تنگه هرمز: آیا داردانل و مالاکا الگوهای واقع‌بینانه‌ای هستند؟ خبر تعیین مدیر جدید برای آبراه حیاتی هرمز و اعلام قصد ایران برای اعمال تعرفه‌های عبور و مرور، با الگوبرداری از تنگه داردانل در ترکیه، نه تنها در محافل سیاسی و اقتصادی منطقه، بلکه در سطح بین‌المللی نیز بازتاب گسترده‌ای یافته است. این اقدام، در صورت تحقق، می‌تواند معادلات ژئوپلیتیک و اقتصادی جهان را به طرز بی‌سابقه‌ای دگرگون سازد. اما آیا این الگوبرداری، با توجه به مختصات حقوقی، جغرافیایی و سیاسی متفاوت تنگه هرمز، واقع‌بینانه و قابل اجراست؟ این مقاله به تحلیل ابعاد مختلف این طرح، انگیزه‌های ایران، چالش‌های پیش‌رو و پیامدهای احتمالی آن خواهد پرداخت. **مقدمه: شریان حیاتی جهان در کانون توجه** تنگه هرمز، گذرگاه باریک و استراتژیکی است که خلیج فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند متصل می‌کند. این آبراه، با عرضی در حدود ۳۹ کیلومتر در باریک‌ترین نقطه، یکی از مهم‌ترین نقاط استراتژیک جهان و شریان حیاتی اقتصاد جهانی به شمار می‌رود. تخمین زده می‌شود که حدود ۲۰ درصد از نفت خام و فرآورده‌های نفتی جهان و حدود ۲۵ درصد از گاز طبیعی مایع (LNG) از این تنگه عبور می‌کند. هرگونه اخلال در عبور و مرور از هرمز می‌تواند منجر به شوک‌های عظیم در بازارهای انرژی و اقتصاد جهانی شود. ایران، با داشتن مرزهای طولانی در ساحل شمالی خلیج فارس و مشرف بودن بر بخش عمده‌ای از تنگه هرمز، همواره بر نقش حیاتی خود در امنیت این آبراه تأکید کرده و در مواقع لزوم، از آن به عنوان اهرم فشار استفاده نموده است. اکنون، طرح اعمال تعرفه، رویکردی جدید و جسورانه به نظر می‌رسد که نیاز به بررسی دقیق دارد. **تنگه هرمز: مختصات حقوقی و ژئوپلیتیکی منحصر به فرد** برخلاف برخی آبراه‌های بین‌المللی دیگر که تحت حاکمیت کامل یک کشور قرار دارند، وضعیت حقوقی تنگه هرمز پیچیده‌تر است. بر اساس کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS) مصوب ۱۹۸۲، که بسیاری از کشورها (از جمله ایران، هرچند ایران آن را امضا کرده اما هنوز به طور کامل تصویب نکرده است) به آن پایبند هستند، تنگه هرمز یک "تنگه بین‌المللی" محسوب می‌شود. این بدان معناست که کشتی‌ها و هواپیماها دارای "حق عبور ترانزیت" (Transit Passage) هستند. حق عبور ترانزیت، به کشتی‌ها اجازه می‌دهد بدون هیچگونه اخلال یا مانعی از سوی کشورهای ساحلی، از تنگه عبور کنند. کشورهای ساحلی تنها حق دارند مقررات مربوط به ناوبری و ایمنی را وضع کنند، اما اجازه اخذ عوارض یا ممانعت از عبور کشتی‌ها را ندارند. علاوه بر این، تنگه هرمز توسط چندین کشور، از جمله ایران، عمان و امارات متحده عربی احاطه شده است. حضور نیروی دریایی آمریکا و متحدانش در منطقه نیز بر پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک آن می‌افزاید. هرگونه اقدام یکجانبه از سوی ایران برای اعمال تعرفه، به منزله به چالش کشیدن آشکار قوانین بین‌المللی و حاکمیت مشترک بر این آبراه تلقی خواهد شد و می‌تواند با واکنش شدید جامعه جهانی و کشورهای منطقه روبرو شود. **الگوی داردانل: تفاوت‌های بنیادین با هرمز** مقایسه تنگه هرمز با داردانل و بسفر (که به تنگه‌های ترکیه معروفند) در نگاه اول ممکن است به دلیل اهمیت استراتژیکشان منطقی به نظر برسد، اما در واقعیت، تفاوت‌های حقوقی و تاریخی عمیقی بین آنها وجود دارد: ۱. **معاهده مونترو (۱۹۳۶):** تنگه‌های داردانل و بسفر تحت حاکمیت کامل ترکیه قرار دارند، اما مدیریت و عبور و مرور از آنها تحت مقررات "معاهده مونترو" سال ۱۹۳۶ انجام می‌شود. این معاهده به ترکیه حق حاکمیت بر این تنگه‌ها را می‌دهد و اجازه اعمال برخی عوارض محدود (برای خدمات ناوبری، بهداشت و چراغ راهنما) را برای کشتی‌های تجاری فراهم می‌آورد. با این حال، معاهده مونترو همچنین عبور آزاد کشتی‌های تجاری در زمان صلح را تضمین می‌کند و محدودیت‌هایی را برای عبور کشتی‌های جنگی، به ویژه برای کشورهای غیر ساحلی دریای سیاه، اعمال می‌کند. این معاهده یک توافق بین‌المللی مورد پذیرش است که به ترکیه قدرت محدودی برای مدیریت این تنگه‌ها در چارچوب یک قانون بین‌المللی می‌دهد. ۲. **ماهیت "آب‌های داخلی":** تنگه‌های ترکیه از نظر حقوقی، "آب‌های داخلی" این کشور محسوب می‌شوند، در حالی که تنگه هرمز به دلیل اهمیت بین‌المللی و پهنای کافی برای ایجاد "دالان‌های عبور ترانزیت"، "تنگه بین‌المللی" تلقی می‌شود. این تفاوت در ماهیت حقوقی، اساسی‌ترین تمایز است. ۳. **رضایت بین‌المللی:** معاهده مونترو نتیجه یک توافق گسترده بین‌المللی است و به نوعی مشروعیت حقوقی برای اقدامات ترکیه در تنگه‌ها می‌دهد. در مقابل، هرگونه اقدام ایران برای اعمال تعرفه در هرمز، یکجانبه خواهد بود و از چنین مشروعیتی برخوردار نخواهد بود. ۴. **پروژه کانال استانبول:** طرح ترکیه برای احداث "کانال استانبول" در کنار بسفر، خود نشان‌دهنده تلاش برای خروج از محدودیت‌های مونترو است. این پروژه، در صورت تکمیل، به ترکیه این امکان را می‌دهد که کشتی‌ها را از طریق کانال جدید هدایت کرده و عوارض بیشتری از آنها دریافت کند، چرا که کانال جدید یک آبراه کاملاً تحت حاکمیت ترکیه و خارج از مفاد مونترو خواهد بود. این تلاش ترکیه خود نشان می‌دهد که حتی با وجود معاهده مونترو، برای افزایش درآمدهای خود به دنبال ایجاد یک مسیر کاملاً داخلی است، که باز هم با وضعیت هرمز متفاوت است. **مالاکا: الگویی از نفوذ استراتژیک، نه حاکمیت مستقیم** اشاره به تنگه مالاکا نیز، که بین مالزی، سنگاپور و اندونزی قرار دارد و یکی از شلوغ‌ترین مسیرهای کشتیرانی جهان است، بیشتر به نفوذ استراتژیک و اهمیت اقتصادی اشاره دارد تا الگوی حاکمیتی. کشورهای همجوار مالاکا نیز حق دریافت عوارض سنگین ترانزیتی را ندارند، اگرچه برای خدمات ناوبری، امنیت و مبارزه با دزدی دریایی، هزینه‌هایی دریافت می‌شود. ایران احتمالاً به اهمیت این تنگه برای اقتصاد جهانی، به ویژه برای چین و کشورهای شرق آسیا، اشاره دارد تا نشان دهد که هرمز نیز از چنین اهمیتی برخوردار است و می‌تواند به عنوان ابزاری برای افزایش نفوذ منطقه‌ای و جهانی به کار رود. با این حال، ماهیت حقوقی مالاکا نیز از نوع "تنگه بین‌المللی" است و ایران نمی‌تواند از آن به عنوان الگویی برای وضع عوارض مستقیم استفاده کند. **انگیزه‌های ایران: فشار اقتصادی تا اهرم ژئوپلیتیک** چرا ایران در این مقطع زمانی چنین طرحی را مطرح می‌کند؟ چندین عامل را می‌توان در این زمینه دخیل دانست: ۱. **فشار اقتصادی و نیاز به درآمد:** تحریم‌های فلج‌کننده آمریکا، به ویژه در بخش نفت و گاز، اقتصاد ایران را به شدت تحت فشار قرار داده است. کاهش بی‌سابقه درآمدهای نفتی، تورم بالا و مشکلات معیشتی، دولت ایران را وادار به جستجوی منابع درآمدی جدید کرده است. دریافت تعرفه از کشتی‌های عبوری می‌تواند منبع قابل توجهی از ارز خارجی را برای ایران فراهم آورد. ۲. **تثبیت حاکمیت و اعتبار ملی:** ایران همواره بر حاکمیت خود بر خلیج فارس و تنگه هرمز تأکید کرده است. این طرح می‌تواند تلاشی برای به چالش کشیدن آنچه که ایران آن را "تجاوز به حاکمیت خود" توسط حضور نیروهای خارجی و بی‌توجهی به نقش ایران در منطقه می‌داند، باشد. این اقدام می‌تواند پیامی به رقبای منطقه‌ای و قدرت‌های فرامنطقه‌ای باشد که ایران قصد دارد نقش خود را در مدیریت این آبراه حیاتی پررنگ‌تر کند. ۳. **اهرم فشار در مذاکرات هسته‌ای و منطقه‌ای:** این اقدام می‌تواند به عنوان یک اهرم فشار قوی در هرگونه مذاکره آتی با قدرت‌های جهانی بر سر برجام یا مسائل منطقه‌ای به کار گرفته شود. ایران ممکن است با مطرح کردن این طرح، به دنبال ایجاد فضایی برای امتیازگیری در زمینه‌های دیگر باشد. این به مثابه یک کارت بازی مهم در دست ایران برای تأثیرگذاری بر روندهای دیپلماتیک است. ۴. **افزایش قدرت چانه‌زنی منطقه‌ای:** با توجه به تشدید رقابت‌های منطقه‌ای و تلاش برای تغییر موازنه قوا در خلیج فارس، ایران ممکن است قصد داشته باشد با این اقدام، قدرت چانه‌زنی خود را در برابر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و متحدانشان افزایش دهد. **چالش‌ها و پیامدهای احتمالی** پیاده‌سازی طرح دریافت تعرفه در تنگه هرمز با چالش‌های حقوقی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی بی‌شماری مواجه است: ۱. **واکنش بین‌المللی:** جامعه جهانی، به ویژه قدرت‌های بزرگ و کشورهای مصرف‌کننده نفت (مانند چین، هند، ژاپن و کشورهای اروپایی) به شدت با چنین اقدامی مخالفت خواهند کرد. آنها بر حق "عبور ترانزیت" تأکید کرده و احتمالاً این اقدام را نقض قوانین بین‌المللی قلمداد خواهند کرد. شورای امنیت سازمان ملل و دیوان بین‌المللی دادگستری می‌توانند در این زمینه ورود کنند. ۲. **تقابل نظامی و امنیتی:** در صورت اصرار ایران بر اجرای این طرح و مقاومت بین‌المللی، احتمال تقابل نظامی و امنیتی در منطقه به شدت افزایش می‌یابد. حضور نیروی دریایی آمریکا و متحدانش در منطقه، هرگونه تلاش برای ممانعت از عبور کشتی‌ها یا اخذ تعرفه اجباری را با خطر درگیری مستقیم روبرو می‌سازد. این می‌تواند منجر به تشدید تنش‌ها و حتی جنگ در یک منطقه فوق‌العاده حساس شود. ۳. **پیامدهای اقتصادی برای ایران:** حتی اگر ایران بتواند تعرفه‌هایی را اعمال کند، این اقدام می‌تواند پیامدهای منفی جدی برای اقتصاد خود ایران نیز داشته باشد. افزایش هزینه‌های کشتیرانی از طریق هرمز، به معنای افزایش قیمت بیمه و حمل و نقل برای کالاهای وارداتی و صادراتی ایران نیز خواهد بود. این امر می‌تواند تجارت ایران را گران‌تر و غیررقابتی‌تر کند. علاوه بر این، احتمال دارد کشورها به دنبال مسیرهای جایگزین (هرچند محدود و پرهزینه) برای دور زدن هرمز بروند، یا تحریم‌های جدیدی علیه ایران وضع شود. ۴. **بی‌ثباتی منطقه‌ای:** کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، که به شدت به صادرات نفت و گاز خود از طریق هرمز وابسته هستند، به احتمال زیاد به شدت به این طرح واکنش نشان خواهند داد. این امر می‌تواند به بی‌ثباتی بیشتر در منطقه و تشدید رقابت‌ها و تنش‌های ژئوپلیتیک منجر شود. ۵. **ابهامات حقوقی:** ایران، در صورت اصرار بر این طرح، باید توجیه حقوقی محکمی برای آن ارائه دهد که با قوانین بین‌المللی، به ویژه کنوانسیون حقوق دریاها، همخوانی داشته باشد. این امر در حال حاضر بسیار دشوار به نظر می‌رسد. **چشم‌انداز و نتیجه‌گیری** با توجه به تفاوت‌های بنیادین حقوقی و ژئوپلیتیک تنگه هرمز با تنگه‌های ترکیه و مالاکا، احتمال عملی شدن طرح ایران برای اعمال تعرفه‌های مستقیم و سنگین به شیوه داردانل، در کوتاه‌مدت و بدون ایجاد بحرانی عظیم در منطقه و جهان، بسیار کم است. این اقدام، به احتمال زیاد، بیشتر یک "کارت بازی" یا "اهرم فشار" در دست ایران است تا یک طرح اجرایی فوری. جمهوری اسلامی ایران، با مطرح کردن این موضوع، احتمالاً در پی دستیابی به اهداف زیر است: * **پیام‌رسانی قوی:** ارسال پیام به غرب و کشورهای منطقه مبنی بر اینکه ایران قادر است از اهرم‌های خود در صورت لزوم استفاده کند و حاضر به پذیرش وضعیت موجود نیست. * **افزایش قدرت چانه‌زنی:** استفاده از این تهدید برای کسب امتیاز در مذاکرات آینده، چه در مورد تحریم‌ها و چه در مورد مسائل امنیتی منطقه. * **سنجش واکنش‌ها:** ارزیابی میزان مقاومت بین‌المللی و منطقه‌ای در برابر چنین ایده‌ای. با این حال، باید توجه داشت که حتی صرف مطرح شدن چنین ایده‌ای، می‌تواند به افزایش نگرانی‌ها در بازارهای انرژی و کشتیرانی منجر شود و ریسک‌های ژئوپلیتیک منطقه را بالا ببرد. در نهایت، هرگونه تلاش برای تغییر یکجانبه وضعیت حقوقی و عملیاتی تنگه هرمز، بدون اجماع بین‌المللی و توافقات جامع، بهای سنگینی را برای ایران و کل جهان در پی خواهد داشت. راه حل پایدار برای چالش‌های ایران، در تعامل سازنده با جامعه جهانی و رفع تحریم‌ها نهفته است، نه در تشدید تنش‌ها و به چالش کشیدن نظم حقوقی بین‌الملل.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...