Translate

۰۳ تیر، ۱۴۰۵

محمود احمدی‌نژاد؛ از «اتهام جاسوسی به وزارت اطلاعات» تا ادعای «گزینه جانشینی رهبری»

محمود احمدی‌نژاد؛ از «اتهام جاسوسی به وزارت اطلاعات» تا ادعای «گزینه جانشینی رهبری»

## محمود احمدی‌نژاد: از وفادارترین خادم تا «گزینه» تغییر؟ مروری بر فراز و فرود یک پدیده سیاسی محمود احمدی‌نژاد، نامی که در پهنه سیاست ایران نه تنها با قدرت و اقتدار، بلکه با تناقضات شگرف و تغییرات رادیکال عجین شده است. از شهردار گمنام تهران که ناگهان بر کرسی ریاست جمهوری نشست، تا تبدیل شدن به یک نیروی چالشگر علیه همان سیستمی که او را به قدرت رساند، و اکنون تا ادعای نیویورک‌تایمز که او را در سناریوی تغییر قدرت در ایران، گزینه‌ای احتمالی از سوی آمریکا و اسرائیل معرفی می‌کند، مسیر سیاسی او مملو از پیچیدگی‌ها، فراز و فرودها، و نقاط عطفی است که هر یک نیازمند بررسی دقیق‌اند. داستان احمدی‌نژاد نه تنها روایتگر سیر یک شخصیت سیاسی، بلکه آینه‌ای تمام‌نما از تحولات، تنش‌ها، و ظرفیت‌های پنهان در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی است. **ظهور غیرمنتظره: از شهرداری تا پاستور (۲۰۰۵-۲۰۰۹)** محمود احمدی‌نژاد در سال ۱۳۸۴، در فضایی که جامعه ایران از اصلاح‌طلبان خسته و از محافظه‌کاران سنتی ناامید بود، با شعار «عدالت‌محوری» و «مبارزه با فساد»، و با ژستی مردمی و ساده‌زیست، به عرصه انتخابات ریاست جمهوری پا نهاد. او در دور اول رقابت‌های انتخاباتی در برابر اکبر هاشمی رفسنجانی، چهره پرنفوذ و تثبیت‌شده نظام، به پیروزی رسید و بهت و حیرت بسیاری را برانگیخت. حامیان او، عمدتاً از اقشار محروم، روستاییان، و بخشی از بدنه محافظه‌کاران سنتی، او را تجسمی از آرمان‌های انقلاب و شخصی می‌دیدند که قرار است «پول نفت را بر سر سفره‌های مردم بیاورد». شعارهای او در حوزه سیاست خارجی نیز تند و رادیکال بود؛ مقابله با غرب، حمایت از محور مقاومت، و احیای گفتمان انقلابی در صحنه بین‌الملل، از مشخصه‌های بارز دولت او بود. دوره اول ریاست جمهوری احمدی‌نژاد با سفرهای استانی متعدد، طرح مسکن مهر و توزیع «سهام عدالت» و بعدتر «یارانه‌های نقدی» همراه شد که محبوبیت قابل توجهی در میان اقشار کم‌درآمد برای او به ارمغان آورد. در این دوره، احمدی‌نژاد به‌عنوان یک «وفادارترین خادم» به رهبری و نظام شناخته می‌شد که می‌توانست در برابر جریان‌های اصلاح‌طلب و محافظه‌کاران سنتی، تعادل سیاسی را به نفع جناح موسوم به اصولگرایان تندرو بر هم بزند. مواضع او در سطح بین‌المللی، از جمله تردیدافکنی در مورد هولوکاست و اظهارات تند علیه اسرائیل، هرچند ایران را تحت فشارهای بین‌المللی مضاعف قرار داد، اما در داخل کشور برای بخشی از افکار عمومی و حامیان او، نمادی از ایستادگی و عدم تسلیم در برابر قدرت‌های جهانی بود. **اوج قدرت و آغاز انحراف: دوره دوم و چرخش درونی (۲۰۰۹-۲۰۱۳)** انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ و اعتراضات گسترده پس از آن، نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایران و در مسیر احمدی‌نژاد بود. او در سایه حمایت قاطع رهبری و با پشتوانه مردمی قابل توجهی که کسب کرده بود، برای بار دوم به ریاست جمهوری رسید. اما دیری نپایید که بذر اختلافات او با حاکمیت کاشته شد. این دوره، آغاز تغییر رویکردهای تدریجی احمدی‌نژاد بود. او که پیشتر نماد اصولگرایی و وفاداری به ولایت فقیه تلقی می‌شد، رفته‌رفته به سمت طرح گفتمانی ملی‌گرایانه با عنوان «مکتب ایرانی» متمایل شد که در تضاد با گفتمان غالب «امت اسلامی» و «جمهوری اسلامی» بود. شخصیت اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر و داماد احمدی‌نژاد، در این دوره به کانون اصلی این اختلافات تبدیل شد. مشایی که به دلیل اظهاراتش درباره «دوستی با مردم اسرائیل» و دیدگاه‌های خاصش در مسائل فرهنگی و مذهبی، مورد انتقاد شدید روحانیون و محافظه‌کاران قرار گرفته بود، به نمادی از «جریان انحرافی» تبدیل شد. اوج این تنش‌ها در ماجرای برکناری حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات، و «۱۱ روز خانه‌نشینی» احمدی‌نژاد رخ داد. این اقدام، که آشکارا به معنای سرپیچی از دستور رهبری تعبیر شد، شکاف عمیقی میان احمدی‌نژاد و بخش‌های کلیدی حاکمیت ایجاد کرد و او را از جایگاه «وفادارترین خادم» به یک چهره «منحرف» و چالشگر تنزل داد. از این پس، اتهاماتی چون «جاسوسی به وزارت اطلاعات» که در عنوان خبر به آن اشاره شده، نشانه‌ای از عمق بی‌اعتمادی و تقابلاتی است که در آن دوره میان دولت و نهادهای امنیتی-اطلاعاتی کشور شکل گرفته بود. احمدی‌نژاد و اطرافیانش نیز در مقابل، خود را قربانی توطئه و هجمه جریان‌های خاص معرفی می‌کردند. **از انزوا تا بازخوانی خود (پس از ۲۰۱۳)** پس از پایان دوره ریاست جمهوری در سال ۱۳۹۲، محمود احمدی‌نژاد از دایره قدرت رسمی فاصله گرفت، اما هرگز به طور کامل از صحنه سیاسی محو نشد. رد صلاحیت‌های مکرر او برای انتخابات ریاست جمهوری در سال‌های ۱۳۹۶ و ۱۴۰۰، نشان از عدم تمایل حاکمیت برای بازگشت او به قدرت داشت. شورای نگهبان با استناد به «عدم احراز صلاحیت» و «مصلحت نظام»، او را از صحنه رقابت حذف کرد. اما احمدی‌نژاد ساکت نماند. او که دیگر در جایگاه رئیس‌جمهور قرار نداشت، شروع به انتقادهای بی‌پرده از نهادهای حاکمیتی، به‌ویژه قوه‌قضاییه و شورای نگهبان کرد. او در نامه‌ها و سخنرانی‌های خود، ادعاهای فراوانی مطرح کرد، از جمله اینکه خود او «گزینه جانشینی رهبری» بوده است، که این ادعا در کنار اتهامات دیگرش، به ابزاری برای بازسازی تصویر و جایگاه خود تبدیل شد. او با طرح مباحثی چون «آزادی»، «عدالت» و «اخلاق»، سعی در جلب حمایت افکار عمومی و به خصوص جوانان داشت. این رویکرد جدید، او را از یک اصولگرای تندرو به یک منتقد ساختارشکن تبدیل کرد که به نظر می‌رسید درصدد ایجاد یک پایگاه مردمی مستقل از جناح‌های سنتی است. او حتی با انتشار ویدئوهایی از خود در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی بین‌المللی، تلاش کرد تا پیام خود را مستقیماً به مردم ایران و جهان برساند. **پیچش غیرمنتظره: ادعای نیویورک‌تایمز و پیامدهای آن** جدیدترین و شاید حیرت‌انگیزترین پرده از نمایش سیاسی محمود احمدی‌نژاد، ادعای روزنامه نیویورک‌تایمز است. این روزنامه به تازگی گزارش داده که طرحی از سوی آمریکا و اسرائیل، احمدی‌نژاد را به‌عنوان گزینه‌ای احتمالی در سناریوی تغییر قدرت در ایران مطرح کرده است. این خبر، فارغ از صحت و سقم آن، یک پارادوکس بزرگ در مسیر سیاسی احمدی‌نژاد است. چگونه ممکن است فردی که سال‌ها شعار «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» سر می‌داد و در محافل بین‌المللی به عنوان دشمن قسم‌خورده غرب شناخته می‌شد، اکنون از سوی همان کشورها به عنوان «گزینه» مورد توجه قرار گیرد؟ این ادعا را می‌توان از چند منظر تحلیل کرد: ۱. **اپورتونیسم سیاسی احمدی‌نژاد:** ممکن است احمدی‌نژاد با درک تغییر فضای سیاسی داخلی و بین‌المللی، به دنبال یافتن جای پایی برای بازگشت به قدرت باشد. او که پیشتر به دنبال حمایت داخلی بود و اکنون رد صلاحیت شده، ممکن است به این نتیجه رسیده باشد که برای چالش با نظام، به نوعی حمایت یا لااقل عدم مخالفت خارجی نیاز دارد. این نشان می‌دهد که او حاضر است برای رسیدن به اهداف سیاسی خود، حتی از پارادوکسیکال‌ترین فرصت‌ها نیز بهره ببرد. ۲. **تلاش برای تحریک و ایجاد شکاف داخلی:** طرح نام احمدی‌نژاد از سوی منابع خارجی، می‌تواند تلاشی برای ایجاد شکاف و بی‌اعتمادی بیشتر در داخل ایران باشد. این اقدام می‌تواند باعث شود تا حاکمیت ایران نسبت به نیروهای داخلی که سابقه تقابل با نظام را دارند، با حساسیت و ظن بیشتری برخورد کند. ۳. **فقدان گزینه مناسب‌تر:** برای قدرت‌های خارجی که به دنبال تغییر یا تأثیرگذاری بر تحولات ایران هستند، شاید فقدان یک اپوزیسیون یکپارچه و قدرتمند، باعث شده تا به گزینه‌های غیرمتعارف و حتی متناقض روی آورند. احمدی‌نژاد به دلیل داشتن پایگاه مردمی، حتی اگر اندک باشد، و سابقه تقابل با نظام، ممکن است برای آن‌ها به عنوان یک «اهرم فشار» یا «فاکتور اخلال‌گر» در نظر گرفته شود. ۴. **جایگاه‌سازی خود توسط احمدی‌نژاد:** خود احمدی‌نژاد نیز ممکن است با اظهارات و فعالیت‌هایش، به نوعی این تصور را در افکار عمومی و تحلیلگران خارجی ایجاد کرده باشد که او قابلیت بازی کردن نقش متفاوت از گذشته را دارد. او در سالیان اخیر، به کرات در شبکه‌های اجتماعی فعالیت داشته و به زبان انگلیسی با مخاطبان بین‌المللی ارتباط برقرار کرده است. **نتیجه‌گیری: یک معمای ناتمام** محمود احمدی‌نژاد، از نماد وفاداری به نظام و خط امام تا چالشگر داخلی و اکنون گزینه‌ای احتمالی برای تغییر در نگاه خارجی، یک معمای سیاسی پیچیده است. سیر تحول او نشان‌دهنده ظرفیت‌های پنهان در ساختار قدرت ایران، شکنندگی ائتلاف‌ها، و تغییرپذیری ماهیت سیاسی افراد است. او با ترکیبی از کاریزمای پوپولیستی، جسارت در مواجهه با قدرت‌های بزرگ، و در نهایت، شجاعت (یا شاید تهور) در مقابله با همان حاکمیتی که او را پرورش داد، همواره در کانون توجه بوده است. صرف‌نظر از واقعیت پشت پرده ادعای نیویورک‌تایمز، این خبر، او را دوباره به تیتر اخبار بازگردانده و ماهیت متناقض و پیش‌بینی‌ناپذیر او را بار دیگر برجسته ساخته است. احمدی‌نژاد یک پدیده سیاسی است که نه می‌توان او را به طور کامل نادیده گرفت و نه می‌توان او را به طور کامل درک کرد. او تجسم این واقعیت است که در سیاست ایران، هیچ چیز ثابت نیست و هیچ متحدی دائمی یا هیچ دشمنی ابدی وجود ندارد. داستان محمود احمدی‌نژاد، با همه فراز و فرودهایش، همچنان فصلی گشوده در تاریخ معاصر ایران است.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...