Translate

۰۵ تیر، ۱۴۰۵

استقبال حماس از موضع شورای همکاری خلیج فارس و آمریکا درباره مخالفت با کوچ اجباری مردم غزه

استقبال حماس از موضع شورای همکاری خلیج فارس و آمریکا درباره مخالفت با کوچ اجباری مردم غزه

## گامی در هزارتوی دیپلماسی: استقبال حماس و معمای کوچ اجباری غزه در بحبوحه یکی از پرتنش‌ترین و خونبارترین درگیری‌ها در تاریخ معاصر خاورمیانه، خبری دیپلماتیک بازتاب گسترده‌ای یافت که شاید در نگاه اول امیدبخش به نظر رسد، اما در ژرفای خود، لایه‌های پیچیده‌ای از معادلات سیاسی، نگرانی‌های انسانی و محاسبات استراتژیک منطقه‌ای و بین‌المللی را آشکار می‌سازد. استقبال جنبش حماس از موضع مشترک شورای همکاری خلیج فارس و ایالات متحده آمریکا در مخالفت با کوچ اجباری مردم غزه، نه تنها یک رویداد خبری صرف نیست، بلکه نمادی از تغییرات ظریف در اوزان دیپلماتیک و تلاش برای ترسیم خطوط قرمز در میانه هرج و مرج جنگ است. این موضع که از سوی حماس به عنوان "گامی مثبت" تلقی شده، همزمان با درخواست برای "اقدامات عملی" به منظور توقف جنگ و کاهش فشارهای انسانی، نشان می‌دهد که فضای دیپلماتیک پیرامون غزه به شدت سیال و در عین حال نیازمند رویکردهای قاطعانه است. **پیامدهای موضع مشترک: چرا این اتفاق مهم است؟** موضع مشترک شورای همکاری خلیج فارس و آمریکا در مخالفت با کوچ اجباری، از چندین جهت حائز اهمیت است: 1. **خط قرمز بین‌المللی:** کوچ اجباری و پاکسازی قومی، از منظر حقوق بین‌الملل و قوانین بشردوستانه، جنایت جنگی محسوب می‌شود. تأکید صریح دو بازیگر مهم (ایالات متحده به عنوان متحد استراتژیک اسرائیل و کشورهای شورای همکاری به عنوان همسایگان عرب) بر این اصل، پیامی قاطع به اسرائیل است که هرگونه تلاش برای تغییر بافت جمعیتی غزه، پیامدهای حقوقی، سیاسی و اخلاقی جدی در پی خواهد داشت. این موضع، در واقع، تلاشی برای جلوگیری از تکرار "نکبه" (فاجعه ۱۹۴۸) است که در آن صدها هزار فلسطینی از سرزمین‌های خود آواره شدند. 2. **همگرایی نادر دیپلماتیک:** ایالات متحده و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، اگرچه اهداف منطقه‌ای مشترکی در زمینه ثبات و مقابله با نفوذ ایران دارند، اما در موضوع فلسطین اغلب رویکردهای متفاوتی داشته‌اند. واشنگتن معمولاً از مواضع اسرائیل حمایت می‌کند، در حالی که کشورهای عربی، تحت فشار افکار عمومی داخلی و تعهدات تاریخی، از حقوق فلسطینیان دفاع می‌کنند. این همگرایی در یک نقطه کلیدی (مخالفت با کوچ اجباری)، نشان‌دهنده عمق نگرانی مشترک آن‌ها از تشدید بحران و پیامدهای بی‌ثبات‌کننده آن بر کل منطقه است. 3. **فشار بر اسرائیل:** اسرائیل، به ویژه جناح راست‌گرای حاکم، در گذشته ایده "انتقال" یا "کوچ داوطلبانه" فلسطینیان از غزه را مطرح کرده بود. این موضع مشترک، عملاً مانعی جدی بر سر راه چنین طرح‌هایی ایجاد می‌کند و فشار بین‌المللی را بر دولت نتانیاهو افزایش می‌دهد تا از برنامه‌هایی که منجر به آوارگی دائمی مردم غزه شود، خودداری کند. 4. **اهمیت انسانی:** این موضع، بیش از هر چیز، نمایانگر یک نگرانی عمیق انسانی است. نوار غزه با بیش از ۲.۳ میلیون نفر جمعیت، یکی از پرتراکم‌ترین مناطق جهان است و امکان جابجایی این حجم عظیم از جمعیت، بدون ایجاد یک فاجعه انسانی بی‌سابقه و پایمال شدن کرامت انسانی، عملاً ناممکن است. **استقبال حماس: تاکتیکی یا استراتژیک؟** استقبال حماس از این موضع، واجد چندین لایه تحلیلی است: 1. **تضعیف انزوای سیاسی:** حماس پس از عملیات ۷ اکتبر، در انزوای شدید بین‌المللی قرار گرفته است و بسیاری از کشورها آن را گروهی تروریستی می‌دانند. استقبال از موضعی که مورد حمایت آمریکا و کشورهای عربی قرار دارد، به نوعی تلاشی برای شکستن این انزوا و بازنمایی خود به عنوان یک بازیگر سیاسی است که به قوانین بین‌المللی و کرامت انسانی پایبند است. 2. **ایجاد اهرم فشار:** با استقبال از این موضع، حماس در واقع از آن به عنوان یک اهرم فشار علیه اسرائیل استفاده می‌کند. آن‌ها اکنون می‌توانند ادعا کنند که موضع جامعه بین‌المللی، حتی متحدان اسرائیل، در برابر کوچ اجباری قرار دارد و از این رو، هرگونه عملیات نظامی که منجر به این نتیجه شود، خلاف قوانین بین‌المللی است. 3. **جلب حمایت افکار عمومی:** حماس می‌داند که کوچ اجباری و ایده نکبه جدید، در میان افکار عمومی جهان عرب و حتی بسیاری از کشورهای غربی، با مخالفت شدید مواجه است. با همراستا شدن با این موضع، آن‌ها می‌توانند حمایت بیشتری را در سطح مردمی و حتی برخی محافل سیاسی جلب کنند. 4. **تاکید بر مطالبات:** درخواست حماس برای تبدیل "گام مثبت" به "اقدامات عملی" نشان می‌دهد که آن‌ها تنها به یک بیانیه بسنده نمی‌کنند. "اقدامات عملی" در قاموس حماس به معنای آتش‌بس دائمی، پایان محاصره غزه، ورود کمک‌های بشردوستانه بدون محدودیت و توقف حملات اسرائیل است. این خواسته، بازتابی از شرایط بحرانی میدانی در غزه است که نیاز به راه‌حل‌های فوری و ملموس دارد. **چرایی نگرانی آمریکا و شورای همکاری از کوچ اجباری:** علاوه بر جنبه‌های حقوقی و انسانی، دلایل ژئوپلیتیکی و استراتژیک مهمی در پس موضع آمریکا و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نهفته است: 1. **بی‌ثباتی منطقه‌ای:** کوچ اجباری میلیون‌ها فلسطینی از غزه به مصر (سینا) یا سایر مناطق، می‌تواند منجر به یک بحران پناهندگان عظیم شود که نه تنها مصر را با مشکلات امنیتی، اقتصادی و اجتماعی بی‌سابقه‌ای مواجه می‌کند، بلکه می‌تواند سراسر منطقه را بی‌ثبات کرده و منجر به گسترش افراط‌گرایی و درگیری‌های منطقه‌ای شود. هیچ یک از بازیگران منطقه‌ای، از جمله کشورهای شورای همکاری و ایالات متحده، خواهان چنین سناریویی نیستند. 2. **تضعیف دولت‌های میانه‌رو:** رژیم‌های عربی حاکم، به ویژه آن‌هایی که روابط خود را با اسرائیل عادی‌سازی کرده‌اند (مثل امارات و بحرین)، تحت فشار شدید افکار عمومی داخلی خود قرار دارند که به شدت با تجاوز اسرائیل به غزه مخالف است. هرگونه پذیرش کوچ اجباری، می‌تواند مشروعیت این دولت‌ها را به شدت تضعیف کند و به افزایش ناآرامی‌های داخلی منجر شود. ایالات متحده نیز نگران تضعیف متحدان منطقه‌ای خود است. 3. **چشم‌انداز راه‌حل دو دولتی:** کوچ اجباری مردم غزه، عملاً هرگونه چشم‌انداز آینده برای راه‌حل دو دولتی و تشکیل کشور مستقل فلسطین را از بین می‌برد. این راه‌حل، اگرچه در حال حاضر دور از دسترس به نظر می‌رسد، اما همچنان سیاست رسمی آمریکا و بسیاری از کشورهای عربی است و آن‌ها نمی‌خواهند با اقدامات غیرقابل بازگشت، این گزینه را به طور کامل از بین ببرند. 4. **جایگاه بین‌المللی:** ایالات متحده و کشورهای شورای همکاری، هر یک به دلایل خود، خواهان حفظ جایگاه بین‌المللی خود به عنوان بازیگران مسئول و حامی قوانین بین‌المللی هستند. حمایت ضمنی یا سکوت در برابر کوچ اجباری، می‌تواند به شدت به وجهه آن‌ها در سطح جهانی لطمه بزند. **چالش تبدیل "گام مثبت" به "اقدامات عملی":** علی‌رغم این همگرایی دیپلماتیک، تبدیل "گام مثبت" به "اقدامات عملی" با چالش‌های عظیمی روبروست: 1. **اهداف جنگی اسرائیل:** اسرائیل صراحتاً اعلام کرده است که هدفش "نابود کردن توانایی‌های نظامی و حکومتی حماس" و "آزادی گروگان‌ها" است. تحقق این اهداف، بدون عملیات نظامی گسترده و با پیامدهای انسانی ویرانگر، به نظر غیرممکن می‌رسد. این اهداف با درخواست حماس برای توقف جنگ در تضاد آشکار است. 2. **فقدان چشم‌انداز "روز بعد":** جامعه بین‌المللی و بازیگران منطقه‌ای، هنوز به اجماعی درباره "روز بعد" از جنگ در غزه نرسیده‌اند. چه کسی غزه را اداره خواهد کرد؟ چگونه بازسازی خواهد شد؟ آیا تشکیلات خودگردان فلسطینی قادر به ایفای نقش خواهد بود؟ این پرسش‌های بی‌جواب، مانعی جدی بر سر راه هرگونه راه‌حل عملی است. 3. **محدودیت نفوذ آمریکا:** اگرچه ایالات متحده متحد اصلی اسرائیل است، اما نفوذ آن بر دولت راست‌گرای نتانیاهو، به ویژه در موضوعات حیاتی مربوط به امنیت اسرائیل، محدود به نظر می‌رسد. نتانیاهو و کابینه‌اش اغلب به فشارهای خارجی بی‌اعتنا بوده‌اند. 4. **نقش بازیگران دیگر:** نقش ایران و متحدانش در منطقه، حزب‌الله لبنان، حوثی‌های یمن و گروه‌های مقاومت در عراق، نیز بر پیچیدگی وضعیت می‌افزاید. هرگونه "اقدام عملی" نیازمند در نظر گرفتن واکنش این بازیگران و جلوگیری از گسترش جنگ به سایر جبهه‌ها است. 5. **ابعاد فاجعه انسانی:** مقیاس تخریب و فاجعه انسانی در غزه به قدری گسترده است که حتی با یک آتش‌بس فوری نیز، بازگرداندن شرایط عادی و رفع نیازهای اولیه میلیون‌ها نفر، نیازمند تلاش‌های بی‌سابقه و هماهنگ بین‌المللی خواهد بود. **نتیجه‌گیری:** استقبال حماس از موضع مشترک شورای همکاری خلیج فارس و آمریکا در مخالفت با کوچ اجباری مردم غزه، نشانه‌ای از یک تحول کوچک اما مهم در پازل پیچیده دیپلماسی منطقه‌ای است. این موضع، خط قرمزی را در برابر اقدامات افراطی ترسیم می‌کند و فشار بین‌المللی را بر اسرائیل افزایش می‌دهد. برای حماس، این یک فرصت تاکتیکی برای تضعیف انزوای خود و تقویت موضع چانه‌زنی‌اش در میان بحران است. با این حال، این "گام مثبت" تنها بخش کوچکی از راه حل را تشکیل می‌دهد. تبدیل آن به "اقدامات عملی" برای توقف جنگ، کاهش فشارهای انسانی و حرکت به سمت یک راه‌حل پایدار برای مسئله فلسطین، نیازمند اراده سیاسی بی‌سابقه‌ای از سوی تمامی بازیگران، از جمله اسرائیل، آمریکا، کشورهای عربی و جامعه بین‌المللی است. بدون یک چشم‌انداز روشن برای "روز بعد" از جنگ و بدون پرداختن به ریشه‌های اصلی درگیری، از جمله اشغال و محرومیت فلسطینیان، هرگونه تلاش دیپلماتیک محکوم به یک توقف موقت و تکرار چرخه‌های خشونت خواهد بود. معمای غزه، بیش از یک موضوع امنیتی، یک بحران انسانی و سیاسی با ابعاد تاریخی است که تنها با راه حل‌های جامع و بلندمدت، و نه صرفاً توقف یک جانبه، قابل حل خواهد بود.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...