Translate

۰۴ تیر، ۱۴۰۵

سرمستی ترامپ از مخالفت دوباره سنا با محدودیت اختیارات جنگی

سرمستی ترامپ از مخالفت دوباره سنا با محدودیت اختیارات جنگی

## سرمستی ترامپ و شکنندگی موازنه قوا: تحلیل پیامدهای رد محدودیت اختیارات جنگی **مقدمه** در صحنه پرتحول سیاست آمریکا، رای اخیر سنا درباره محدودیت اختیارات جنگی رئیس‌جمهور در قبال ایران، نه تنها یک پیروزی تاکتیکی برای دونالد ترامپ محسوب می‌شود، بلکه نمادی از یک کشمکش عمیق‌تر و تاریخی میان قوای مجریه و مقننه بر سر تعیین حدود قدرت در سیاست خارجی و به‌ویژه، تصمیم‌گیری برای ورود به مخاصمات نظامی است. خبری که ترامپ با "سرمستی" آن را اعلام کرد – تغییر رای سنا از ۵۰ در برابر ۴۸ مخالف (محدودیت) به ۵۰ در برابر ۴۷ موافق (عدم محدودیت) – بیش از آنکه صرفاً به ایران مربوط باشد، تصویری از چالش‌های موازنه قوا، دوقطبی شدن سیاست آمریکا و رویکرد یکجانبه‌گرایانه کاخ سفید را به نمایش می‌گذارد. این مقاله تحلیلی به بررسی ابعاد مختلف این رویداد، پیامدهای آن برای سیاست خارجی آمریکا، آینده موازنه قوا و ثبات منطقه‌ای خواهد پرداخت. **۱. بستر تاریخی: قانون اختیارات جنگی و کشمکش دائمی** ریشه تلاش کنگره برای محدود کردن اختیارات جنگی رئیس‌جمهور به قانون "اختیارات جنگی" (War Powers Resolution) سال ۱۹۷۳ بازمی‌گردد. این قانون که پس از جنگ ویتنام و با هدف جلوگیری از تکرار اقدامات یکجانبه رؤسای جمهور در آغاز جنگ بدون موافقت کنگره تصویب شد، رئیس‌جمهور را ملزم می‌کند که در صورت اعزام نیروهای آمریکایی به مناطق عملیاتی بدون اعلام جنگ رسمی، ظرف ۴۸ ساعت کنگره را مطلع سازد و در صورت عدم موافقت کنگره، نیروها را ظرف ۶۰ تا ۹۰ روز خارج کند. با این حال، از زمان تصویب این قانون، تمامی رؤسای جمهور، از هر دو حزب، همواره آن را به چالش کشیده و معتقد بوده‌اند که اختیارات آنها به عنوان "فرمانده کل قوا" از نظر قانون اساسی، بر این قانون ارجحیت دارد. در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ، این کشمکش به اوج خود رسیده است. رویکرد "اول آمریکا" (America First) و میل به اقدام سریع و قاطعانه در سیاست خارجی، بدون اتکا به نهادهای بین‌المللی یا حتی اجماع داخلی، ترامپ را به سمت تصمیم‌گیری‌های یکجانبه سوق داده است. حمله هوایی به پایگاه هوایی سوریه در سال ۲۰۱۷، خروج از برجام و توافق پاریس، و مهم‌تر از همه، ترور سردار قاسم سلیمانی در ژانویه ۲۰۲۰، همگی نمونه‌هایی از این رویکرد بوده‌اند که کنگره را به واکنش واداشته است. ترور سلیمانی که در عراق و بدون اطلاع قبلی یا موافقت کنگره صورت گرفت، جرقه اصلی برای ارائه طرح محدودیت اختیارات جنگی در سنا بود. این طرح با هدف بازگرداندن کنگره به جایگاه قانونی خود در تصمیم‌گیری‌های مربوط به جنگ و صلح، رئیس‌جمهور را از هرگونه اقدام نظامی علیه ایران بدون کسب مجوز صریح از کنگره منع می‌کرد. **۲. چرخش آرا در سنا: عوامل و انگیزه‌ها** تغییر رای سنا از حمایت از محدودیت اختیارات به مخالفت با آن، از ۵۰ به ۴۸ به ۵۰ به ۴۷، نشان‌دهنده پویایی‌های پیچیده‌ای در فضای سیاسی آمریکا است. در ابتدا، به نظر می‌رسید که حتی برخی جمهوری‌خواهان نیز نگران گسترش اختیارات جنگی رئیس‌جمهور و احتمال ورود آمریکا به جنگی ناخواسته با ایران هستند. عواملی که به این چرخش آرا انجامیدند، شامل موارد زیر هستند: * **فشار کاخ سفید:** تیم ترامپ به شدت برای جلوگیری از تصویب این طرح لابی کرد. آنها استدلال می‌کردند که این طرح دست رئیس‌جمهور را در مقابله با تهدیدات ایران خواهد بست و به دشمنان آمریکا جسارت می‌بخشد. * **تغییر متن و موازین:** ممکن است تغییراتی در متن نهایی طرح یا اصلاحات پیشنهادی، برخی سناتورها را متقاعد کرده باشد که رای خود را تغییر دهند. گاهی اوقات، جزئیات فنی یک قانون می‌تواند بر رای نهایی تاثیرگذار باشد. * **مصالح حزبی و انتخابات:** در سال انتخابات ریاست جمهوری، بسیاری از سناتورهای جمهوری‌خواه ترجیح می‌دهند در کنار رئیس‌جمهور حزب خود بایستند تا از حمایت او و پایگاه رای‌اش برخوردار شوند. مخالفت با رئیس‌جمهور در موضوعی حساس مانند امنیت ملی، می‌تواند پیامدهای سیاسی منفی برای آنها داشته باشد. * **"ضعیف" جلوه ندادن آمریکا:** برخی سناتورها ممکن است نگران این بودند که تصویب این طرح پیامی از "ضعف" یا "عدم قاطعیت" به ایران و سایر رقبا مخابره کند، در حالی که ترامپ همواره بر قدرت و قاطعیت آمریکا تاکید دارد. * **استدلال‌های امنیتی:** برخی جمهوری‌خواهان ممکن است به این باور رسیده باشند که محدود کردن اختیارات رئیس‌جمهور در قبال ایران، در شرایطی که جمهوری اسلامی به عنوان یک "تهدید" تلقی می‌شود، امنیت ملی آمریکا را به خطر می‌اندازد. این پیروزی برای ترامپ، بیش از یک رای ساده، به منزله تایید ضمنی رویکرد او در قبال ایران و به طور کلی، تایید گسترش اختیارات اجرایی در سیاست خارجی تلقی می‌شود. **۳. پیامدهای برای سیاست خارجی آمریکا و رویکرد ایران** رد این طرح در سنا، پیامدهای عمیقی برای سیاست خارجی آمریکا و به‌ویژه رویکرد آن در قبال ایران خواهد داشت: * **افزایش آزادی عمل ترامپ:** این رای به ترامپ این اطمینان را می‌دهد که می‌تواند بدون ترس از محدودیت‌های قانونی یا نظارت جدی کنگره، سیاست "فشار حداکثری" خود را در قبال ایران ادامه دهد. این به معنای آن است که احتمال اقدامات یکجانبه نظامی یا غیرنظامی علیه ایران، در صورت تشخیص کاخ سفید، افزایش می‌یابد. * **کاهش نقش کنگره:** این رویداد، به تضعیف بیشتر جایگاه کنگره در تصمیم‌گیری‌های مربوط به جنگ و صلح منجر می‌شود. اگر کنگره نتواند در چنین موضوع حیاتی‌ای اختیارات خود را اعمال کند، سوالات جدی درباره کارایی نظام موازنه قوا در آمریکا مطرح می‌شود. * **افزایش بی‌ثباتی منطقه‌ای:** عدم وجود یک مکانیزم کنترلی داخلی قوی در آمریکا برای اقدامات نظامی علیه ایران، می‌تواند به افزایش تنش‌ها و بی‌ثباتی در منطقه خاورمیانه دامن بزند. بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی با احتیاط بیشتری تحولات را دنبال خواهند کرد. * **واکنش ایران:** جمهوری اسلامی ایران احتمالا این رای را به عنوان چراغ سبزی برای اقدامات احتمالی نظامی آمریکا تفسیر خواهد کرد و ممکن است در واکنش، رویکرد دفاعی یا بازدارندگی خود را تشدید کند که این خود چرخه تنش را تقویت می‌کند. * **فرصت‌طلبی رقبا:** کشورهایی مانند روسیه و چین می‌توانند از تشتت داخلی آمریکا و ضعف نظام موازنه قوا در آن، برای پیشبرد اهداف خود در مناطق مختلف جهان بهره ببرند. **۴. موازنه قوا و دموکراسی آمریکایی در معرض چالش** این رویداد فراتر از مسائل مربوط به ایران، به قلب نظام سیاسی آمریکا، یعنی موازنه قوا (Checks and Balances) ضربه می‌زند. ایده اصلی موسسان آمریکا این بود که هیچ یک از قوای سه‌گانه (مجریه، مقننه، قضائیه) بیش از حد قدرتمند نشود و هر قوه بتواند بر دیگری نظارت و آن را محدود کند. با این حال، در دهه‌های اخیر، شاهد افزایش قدرت قوه مجریه، به‌ویژه در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی بوده‌ایم. * **ریاست جمهوری "امپریالیستی":** برخی منتقدان از ظهور یک "ریاست جمهوری امپریالیستی" (Imperial Presidency) سخن می‌گویند که رؤسای جمهور، با استناد به نقش "فرمانده کل قوا" و نیاز به اقدام سریع در دنیای مدرن، اختیارات خود را فراتر از آنچه قانون اساسی تعیین کرده است، گسترش می‌دهند. * **قطبی شدن کنگره:** قطبی شدن شدید در کنگره، که به ندرت اجازه همکاری دوحزبی در مسائل حساس را می‌دهد، به رئیس‌جمهور امکان می‌دهد تا با اتکا به حمایت حزب خود، حتی در برابر مخالفت بخش‌هایی از حزب مقابل، پیش برود. در این مورد، حمایت اکثریت جمهوری‌خواه سنا از ترامپ، مانع از ایفای نقش نظارتی کامل کنگره شد. * **پیامدها برای دموکراسی:** وقتی که کنگره، به عنوان نماینده مستقیم مردم، نتواند در مهم‌ترین تصمیمات – یعنی تصمیمات مربوط به جنگ و صلح – نقش موثری ایفا کند، مشروعیت دموکراتیک این تصمیمات زیر سوال می‌رود. این خطر وجود دارد که مردم احساس کنند نمایندگان آنها در کنگره، نفوذ واقعی بر سیاست‌های کلیدی ندارند. **۵. آینده نامعلوم** این رای در سنا به معنای پایان کشمکش بر سر اختیارات جنگی نیست. این بحث همچنان در محافل حقوقی، سیاسی و دانشگاهی آمریکا ادامه خواهد داشت. با این حال، در کوتاه‌مدت، این رویداد به ترامپ یک پیروزی قاطع در جدال با کنگره بر سر اختیارات جنگی می‌دهد و دست او را برای اقدام علیه ایران بازتر می‌گذارد. در بلندمدت، این رویداد می‌تواند به عنوان یک سابقه خطرناک عمل کند و زمینه را برای روسای جمهور آینده فراهم آورد تا اختیارات جنگی خود را بیش از پیش گسترش دهند. این مسئله، چالش‌های جدی برای دموکراسی آمریکایی، نظام موازنه قوا و نقش کنگره در سیاست خارجی ایجاد خواهد کرد. **نتیجه‌گیری** "سرمستی" دونالد ترامپ از شکست تلاش سنا برای محدود کردن اختیارات جنگی او در قبال ایران، لحظه‌ای کلیدی در تاریخ معاصر آمریکا است. این نه تنها یک پیروزی برای شخص ترامپ و رویکرد یکجانبه‌گرایانه او در سیاست خارجی است، بلکه سیگنالی قوی از ضعف کنگره در اعمال نقش نظارتی خود و شکنندگی نظام موازنه قوا در ایالات متحده محسوب می‌شود. پیامدهای این رای، از افزایش ریسک درگیری با ایران گرفته تا تضعیف پایه‌های دموکراتیک تصمیم‌گیری برای جنگ و صلح، گسترده و عمیق خواهند بود. آینده سیاست خارجی آمریکا، به‌ویژه در خاورمیانه، بیش از پیش به تصمیمات یکجانبه کاخ سفید گره خورده و نقش نهادی کنگره در این حوزه کمرنگ‌تر شده است. این روند، سوالات جدی درباره ماهیت دموکراسی آمریکایی و جایگاه آن در جهان مطرح می‌کند؛ سوالاتی که پاسخ به آنها، پیچیده‌تر از یک رای ساده در سنا خواهد بود.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...