Translate

۰۴ تیر، ۱۴۰۵

آیا سوریه می‌تواند جایگزین اسرائیل در مهار حزب‌الله شود؟

آیا سوریه می‌تواند جایگزین اسرائیل در مهار حزب‌الله شود؟

## بازی خطرناک آمریکا: آیا سوریه جدید می‌تواند مهار حزب‌الله را بر عهده بگیرد؟ اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، مبنی بر گفت‌وگو با "احمد شرع" (که به احتمال قوی منظور او احمد الشرا، رهبر هیئت تحریر الشام و چهره اصلی در فروپاشی رژیم بشار اسد است) درباره واگذاری پرونده مهار حزب‌الله به سوریه، نه تنها بازتاب‌دهنده تغییری بنیادین در پویایی‌های منطقه‌ای پس از سقوط اسد است، بلکه سوالات عمیقی را درباره ماهیت اهداف آمریکا، واقع‌گرایی این طرح و پیامدهای فاجعه‌بار احتمالی آن مطرح می‌کند. این ادعا در وهله اول ممکن است ساده‌انگارانه و حتی توهم‌آمیز به نظر برسد، اما با توجه به سابقه ترامپ در دیپلماسی غیرمتعارف و تمایل آمریکا به برون‌سپاری مشکلات پیچیده منطقه‌ای، نیاز به تحلیل جامع و دقیق دارد. ### سوریه جدید: از رژیم اسد تا حاکمیت هیئت تحریر الشام برای درک امکان‌سنجی چنین پیشنهادی، ابتدا باید "سوریه" مورد نظر ترامپ را به درستی تعریف کنیم. سوریه‌ای که ترامپ از آن سخن می‌گوید، دیگر سوریه‌ی تحت رهبری بشار اسد نیست که دهه‌ها متحد و پشتیبان اصلی حزب‌الله و حلقه اتصال ایران به این گروه لبنانی بود. دمشق تحت اسد، نه تنها مسیر لجستیکی و مالی حیاتی برای حزب‌الله بود، بلکه پایتخت مشترک "محور مقاومت" به شمار می‌رفت. همکاری سوریه و حزب‌الله در طول جنگ داخلی سوریه به اوج خود رسید، جایی که حزب‌الله به عنوان نیروی نیابتی ایران، نقش کلیدی در بقای رژیم اسد ایفا کرد. اما اکنون، صحنه به کلی دگرگون شده است. سقوط ناگهانی رژیم اسد و به قدرت رسیدن هیئت تحریر الشام (HTS) تحت رهبری احمد الشرا (ابومحمد الجولانی)، بازیگرانی کاملاً متفاوت را به میدان آورده است. هیئت تحریر الشام، گروهی با ریشه‌های سلفی-جهادی که از دل جبهه النصره، شاخه سابق القاعده در سوریه، برخاسته است، در سال‌های اخیر تلاش کرده تا با فاصله گرفتن از تفکرات افراطی، خود را به عنوان یک نیروی "محلی و عمل‌گرا" معرفی کند. الشرا و گروهش با شعار "آزادسازی" و "حکمرانی عادلانه" به دمشق رسیده‌اند و در تلاشند تا مشروعیت بین‌المللی کسب کنند و از برچسب "تروریستی" رهایی یابند. ### تقابل ایدئولوژیک: سنگ‌بنای غیرقابل عبور نخستین و شاید مهم‌ترین مانع در برابر هرگونه همکاری بین هیئت تحریر الشام و آمریکا برای مهار حزب‌الله، تضاد عمیق ایدئولوژیک است. هیئت تحریر الشام، یک گروه عمدتاً سنی و دارای پیشینه‌ی سلفی است که از نفوذ ایران و گروه‌های شیعه در منطقه به شدت بیزار است. آنها در طول سالیان جنگ داخلی، بارها با شبه‌نظامیان مورد حمایت ایران، از جمله حزب‌الله، درگیر شده و آنها را دشمنان سرزمینی و مذهبی خود تلقی کرده‌اند. ایدئولوژی آنها بر "مقاومت در برابر اشغالگری خارجی" (که شامل نفوذ ایران نیز می‌شود) و "اعاده حاکمیت سنی" در سوریه متمرکز است. در مقابل، حزب‌الله یک گروه شیعه، مورد حمایت کامل ایران و ستون اصلی "محور مقاومت" تهران در منطقه است. هدف اصلی آن "مقاومت در برابر اسرائیل" و "حفاظت از منافع شیعیان" در لبنان و منطقه تعریف شده است. تصور اینکه یک گروه سلفی-جهادی مانند HTS، که خود را پرچمدار مبارزه با نفوذ شیعی در منطقه می‌داند، بخواهد به دستور آمریکا و در راستای منافع اسرائیل، هم‌پیمان ایدئولوژیک ایران را مهار کند، در بهترین حالت یک شوخی تلخ و در بدترین حالت، دعوت به یک جنگ نیابتی تمام عیار است. این دو گروه نه تنها دارای اهداف متضاد هستند، بلکه یکدیگر را رقبای سرسخت و حتی دشمنان ایدئولوژیک می‌دانند. ### توانایی‌ها و اولویت‌های سوریه جدید سوریه تحت حاکمیت HTS در حال حاضر در وضعیت بسیار شکننده‌ای قرار دارد. اولویت‌های اصلی الشرا و گروهش شامل موارد زیر است: ۱. **تثبیت قدرت و حکمرانی:** آنها باید بر مناطق تحت کنترل خود مسلط شوند، دولت تشکیل دهند، خدمات عمومی ارائه کنند و از هرج و مرج جلوگیری نمایند. ۲. **کسب مشروعیت بین‌المللی:** برای رهایی از انزوای سیاسی و جذب کمک‌های بازسازی، نیاز به عادی‌سازی روابط با جامعه جهانی دارند. ۳. **بازسازی و بهبود اوضاع اقتصادی:** سوریه پس از سال‌ها جنگ ویران شده و نیاز مبرم به سرمایه‌گذاری و کمک‌های بشردوستانه دارد. ۴. **تامین امنیت مرزها:** مدیریت مرزها و جلوگیری از نفوذ گروه‌های رقیب و عوامل اسد. با در نظر گرفتن این اولویت‌ها، ورود به یک درگیری گسترده و پیچیده با حزب‌الله و به تبع آن با ایران، که نیروی اصلی پشتیبان حزب‌الله است، یک خودکشی سیاسی و نظامی برای HTS خواهد بود. حزب‌الله، با شبکه گسترده‌ای از نیروها، تجربه جنگی طولانی و توانمندی‌های نظامی قابل توجه، در لبنان ریشه‌دار است و می‌تواند به راحتی سوریه جدید را درگیر یک جنگ فرسایشی کند. این اقدام نه تنها منابع محدود HTS را تحلیل می‌برد، بلکه پروژه "عادی‌سازی" و "کسب مشروعیت" آنها را نیز به شدت به خطر می‌اندازد. ### نقش ایران و حزب‌الله: دنده‌های غیرقابل تعویض حزب‌الله بیش از آنکه "گروه نیابتی سوریه" باشد، "گروه نیابتی ایران" است. جمهوری اسلامی ایران دهه‌ها بر روی این گروه سرمایه‌گذاری کرده و آن را بازوی راهبردی خود در منطقه و خط مقدم مقابله با اسرائیل می‌داند. مسیر زمینی از ایران، از طریق عراق و سوریه به لبنان، شریان حیاتی برای انتقال تسلیحات، بودجه و نیرو به حزب‌الله است. هرگونه تلاش از سوی یک دولت سوری برای قطع این مسیر یا مهار حزب‌الله، با واکنش شدید ایران مواجه خواهد شد. ایران به هیچ وجه حاضر نخواهد شد این "دارایی استراتژیک" خود را به راحتی از دست بدهد و با تمام ابزارهای در اختیار، از جمله حمایت از گروه‌های دیگر در سوریه، به مقابله با این سناریو خواهد پرداخت. حزب‌الله نیز در لبنان یک قدرت مستقل و ریشه‌دار است. این گروه دارای شاخه سیاسی قدرتمند، نیروی نظامی آموزش‌دیده و مجهز، و پایگاه مردمی وسیع در میان شیعیان لبنان است. مهار آن نه تنها نیازمند همکاری با یک نیروی خارجی است، بلکه مستلزم تغییرات عمیق در ساختار سیاسی و اجتماعی لبنان نیز هست که از توان یک دولت سوری فرسوده و تازه‌کار خارج است. ### انگیزه ترامپ: برون‌سپاری یا تاکتیک؟ پس چرا ترامپ چنین پیشنهادی را مطرح می‌کند؟ انگیزه‌های احتمالی می‌تواند شامل موارد زیر باشد: ۱. **برون‌سپاری مشکلات:** دولت‌های آمریکایی، به ویژه ترامپ، همواره به دنبال راه‌هایی برای کاهش تعهدات نظامی و مالی خود در خاورمیانه بوده‌اند. واگذاری پرونده مهار حزب‌الله به یک بازیگر منطقه‌ای، حتی اگر دور از واقعیت باشد، می‌تواند در راستای این استراتژی تلقی شود. ۲. **آزمون برای HTS:** این ممکن است به نوعی "پیشنهاد پنهان" یا "هویج" برای HTS باشد. آمریکا می‌تواند از HTS بخواهد در ازای شناسایی و کمک‌های مالی، نقش جدیدی در منطقه ایفا کند. ۳. **تضعیف ایران:** هرگونه ایده مبنی بر اینکه یک دولت سنی در سوریه بتواند در برابر نفوذ ایران بایستد، برای برخی در واشنگتن جذاب است، حتی اگر مسیر عملیاتی آن بسیار دشوار باشد. ۴. **ریاکاری سیاسی و لفاظی:** ترامپ به اظهارات تحریک‌آمیز و غیرمتعارف شهرت دارد که گاهی بیشتر جنبه جلب توجه یا فشار روانی دارد تا یک طرح عملی. ### جایگزینی اسرائیل: یک توهم راهبردی ایده جایگزینی اسرائیل با سوریه در مهار حزب‌الله، یک توهم راهبردی است. اسرائیل دهه‌هاست که خود به صورت مستقیم و با استفاده از توانایی‌های اطلاعاتی، نظامی و عملیاتی بی‌نظیر خود، در حال مقابله با تهدیدات حزب‌الله است. این مقابله نه تنها شامل حملات پیشگیرانه به کاروان‌های تسلیحاتی در سوریه و لبنان می‌شود، بلکه شامل جنگ‌های مستقیم و پیچیده اطلاعاتی نیز هست. اسرائیل هرگز به هیچ بازیگر منطقه‌ای اجازه نخواهد داد که امنیت مرزهایش را به خطر بیندازد یا جایگزین آن در دفاع از خود شود. دیدگاه اسرائیل این است که هر طرحی برای مهار حزب‌الله باید در راستای منافع امنیتی مستقیم آن باشد و نه یک طرح برون‌سپاری‌شده و نامطمئن. علاوه بر این، رابطه آمریکا با اسرائیل بر پایه تعهدات امنیتی عمیقی استوار است. واشنگتن نمی‌تواند یا نمی‌خواهد از این تعهدات شانه خالی کرده و امنیت اسرائیل را به دست بازیگری بسپارد که هنوز خود در حال تثبیت موقعیت است و با گذشته‌ای پر از ابهام روبروست. ### سناریوهای احتمالی و پیامدها در نهایت، سناریوهای احتمالی برای این پیشنهاد و پیامدهای آن به شرح زیر است: ۱. **عدم پذیرش یا بی‌اعتنایی HTS:** محتمل‌ترین سناریو این است که هیئت تحریر الشام، با توجه به واقعیت‌های موجود و اولویت‌های خود، این پیشنهاد را عملی نداند و یا نادیده بگیرد. آنها در بهترین حالت ممکن است به صورت محدود و تاکتیکی، کنترل خود بر مرزها را تشدید کنند تا از قاچاق احتمالی به لبنان جلوگیری شود، اما وارد درگیری مستقیم با حزب‌الله به نیابت از آمریکا نخواهند شد. ۲. **تشدید تنش و بی‌ثباتی منطقه‌ای:** اگر HTS به هر دلیلی بخواهد این مسیر را دنبال کند، منطقه شاهد تشدید بی‌سابقه تنش‌ها خواهد بود. ایران با تمام قوا از حزب‌الله حمایت کرده و می‌تواند با استفاده از گروه‌های نیابتی دیگر در سوریه، HTS را به چالش بکشد. این سناریو می‌تواند منجر به یک جنگ داخلی جدید در سوریه، گسترش دامنه درگیری‌ها به لبنان و حتی بروز درگیری‌های نظامی با مشارکت مستقیم یا غیرمستقیم بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی شود. ۳. **کاهش اعتبار آمریکا:** اگر آمریکا چنین پیشنهادی را جدی بگیرد و در نهایت با شکست مواجه شود، اعتبار سیاست خارجی آن در منطقه به شدت خدشه‌دار خواهد شد و نشان خواهد داد که واشنگتن از درک پیچیدگی‌های خاورمیانه عاجز است. ### نتیجه‌گیری پیشنهاد دونالد ترامپ مبنی بر واگذاری پرونده مهار حزب‌الله به "سوریه" تحت رهبری احمد الشرا، در بادی امر، بیش از آنکه یک طرح راهبردی واقع‌بینانه باشد، منعکس‌کننده تمایل به برون‌سپاری مشکلات، عدم درک عمیق از پویایی‌های منطقه‌ای و تضادهای ایدئولوژیک موجود است. سوریه تحت حاکمیت هیئت تحریر الشام، نه از توانایی لازم و نه از انگیزه منطقی برای ایفای چنین نقشی برخوردار است. تقابل عمیق ایدئولوژیک با حزب‌الله، اولویت‌های داخلی HTS برای تثبیت قدرت و بازسازی، و نقش محوری ایران در حمایت از حزب‌الله، همگی موانع غیرقابل عبوری بر سر راه این طرح هستند. این طرح در بهترین حالت، یک مانور سیاسی و در بدترین حالت، دعوتی به بی‌ثباتی و جنگی دیگر در منطقه است که می‌تواند پیامدهای فاجعه‌باری برای تمام بازیگران، از جمله لبنان، سوریه، ایران و حتی اسرائیل داشته باشد. مهار حزب‌الله، یک پدیده پیچیده و چندوجهی است که نیازمند راهکارهای جامع و هماهنگ بین‌المللی است، نه واگذاری آن به یک بازیگر نوظهور و بی‌ثبات با اهداف و ایدئولوژی متناقض. امنیت منطقه نمی‌تواند و نباید قربانی چنین طرح‌های غیرواقع‌بینانه‌ای شود.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...