Translate

۰۹ تیر، ۱۴۰۵

بریتانیا پس از برگزیت؛ چهار تغییر بزرگ و احتمال بازگشت به اروپا

بریتانیا پس از برگزیت؛ چهار تغییر بزرگ و احتمال بازگشت به اروپا

## برگزیت: یک دهه بعد؛ وعده‌های محقق‌نشده، تغییرات عمیق و زمزمه‌های بازگشت به اروپا ده سال پیش، بریتانیا در آستانه یکی از مهم‌ترین و مناقشه‌برانگیزترین تصمیمات تاریخ معاصر خود قرار گرفت. تصمیم برای خروج از اتحادیه اروپا، که به "برگزیت" شهرت یافت، نه تنها یک زمین‌لرزه سیاسی بود، بلکه لرزه‌های عمیقی در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی این کشور ایجاد کرد. در آن همه‌پرسی تاریخی، اکثریت اندکی از رأی‌دهندگان با تکیه بر وعده‌های دستیابی به آینده‌ای روشن‌تر و مستقل، رأی به جدایی دادند. انگیزه‌های پشت این تصمیم پیچیده و چندوجهی بود. بسیاری از حامیان برگزیت، به دنبال "بازپس‌گیری کنترل" (Take Back Control) و اعمال حاکمیت بیشتر در تصمیم‌گیری‌های داخلی بودند. آنها می‌خواستند بدون دخالت بروکسل، پایتخت سیاسی اتحادیه اروپا، تصمیم‌های سیاسی، بازرگانی و اقتصادی خود را آزادانه بگیرند. از دیگر انگیزه‌های کلیدی، کاهش مهاجرت و تقویت نقش بریتانیا در صحنه ژئوپلیتیکی جهان به عنوان یک "بریتانیای جهانی" بود که مستقل از بلوک اروپایی عمل کند. این مقاله تحلیلی به بررسی یک دهه پس از آن رویداد تاریخی می‌پردازد، پیامدهای برگزیت را در چهار حوزه اصلی ارزیابی می‌کند و به گمانه‌زنی‌ها درباره احتمال بازگشت بریتانیا به مدار اروپا نگاهی می‌اندازد. **ریشه‌ها و وعده‌های برگزیت: رویای حاکمیت کامل** برای درک آنچه پس از برگزیت رخ داد، لازم است به ریشه‌های این پدیده بازگردیم. تردید به اروپا (Euroscepticism) در بریتانیا سابقه‌ای طولانی داشت و همواره بخشی از گفتمان سیاسی این کشور بود. این احساس با بحران مهاجرت در دهه گذشته، نارضایتی از بوروکراسی اتحادیه اروپا، و تمایل به حفظ هویت ملی بریتانیا تقویت شد. کمپین "ترک" با شعارهای جذاب و غالباً احساسی، آینده‌ای را ترسیم می‌کرد که در آن بریتانیا با آزادی عمل کامل، می‌تواند به سرعت شکوفا شود. وعده‌های اصلی این کمپین شامل موارد زیر بود: 1. **حاکمیت مطلق:** رهایی از قوانین اتحادیه اروپا و دادگاه عدالت اروپا، و بازپس‌گیری قدرت قانون‌گذاری به پارلمان وست‌مینستر. 2. **کنترل مرزها و کاهش مهاجرت:** توانایی بریتانیا برای تعیین سیاست‌های مهاجرتی خود و کاهش چشمگیر ورود مهاجران، به ویژه از کشورهای عضو اتحادیه اروپا. 3. **رونق اقتصادی و توافقات تجاری جدید:** آزادی بریتانیا برای انعقاد توافقات تجاری آزاد با کشورهای سرتاسر جهان، بدون محدودیت‌های اتحادیه اروپا، که منجر به رشد اقتصادی و ایجاد فرصت‌های شغلی جدید می‌شد. 4. **کاهش سهم عضویت:** عدم پرداخت میلیاردها پوند به بودجه اتحادیه اروپا و اختصاص این پول به خدمات عمومی داخلی مانند سرویس بهداشت ملی (NHS). 5. **نقش جهانی قوی‌تر:** تبدیل شدن بریتانیا به یک بازیگر مستقل و قدرتمند در صحنه بین‌المللی، به دور از محدودیت‌های اتحادیه اروپا. این وعده‌ها، به ویژه برای قشرهایی که احساس می‌کردند توسط نخبگان سیاسی نادیده گرفته شده‌اند، بسیار جذاب بود و نهایتاً منجر به رأی تاریخی به خروج شد. **واقعیت پس از برگزیت: چهار تغییر بزرگ** یک دهه پس از آن زمین‌لرزه سیاسی، بریتانیا در ابعاد مختلفی دگرگون شده است. در حالی که برخی از وعده‌ها تا حدی محقق شده‌اند، هزینه‌ها و پیچیدگی‌های غیرمنتظره‌ای نیز به همراه داشته است. در اینجا به چهار تغییر بزرگ که بریتانیا تجربه کرده، می‌پردازیم: **۱. دگرگونی در اقتصاد و تجارت:** یکی از اصلی‌ترین حوزه‌هایی که برگزیت تأثیر عمیقی بر آن گذاشته، اقتصاد بریتانیا است. وعده شکوفایی اقتصادی از طریق توافقات تجاری جدید و کاهش مقررات، با واقعیت پیچیده‌ای روبرو شد. * **افت تولید ناخالص داخلی (GDP):** تحقیقات متعدد نشان می‌دهد که برگزیت به طور قابل توجهی به رشد اقتصادی بریتانیا آسیب زده است. اداره مسئولیت بودجه (OBR) تخمین می‌زند که برگزیت تولید ناخالص داخلی بریتانیا را حدود ۴ درصد نسبت به زمانی که در اتحادیه اروپا باقی می‌ماند، کاهش داده است. * **موانع تجاری جدید:** خروج از بازار واحد و اتحادیه گمرکی اتحادیه اروپا، به معنای بازگشت کنترل مرزی و وضع مقررات گمرکی جدید بود. این امر منجر به افزایش بوروکراسی، هزینه‌ها و تاخیر برای شرکت‌های بریتانیایی و اروپایی شد که با یکدیگر تجارت می‌کردند. بخش‌های کلیدی مانند کشاورزی و ماهیگیری، با محدودیت‌های جدید صادرات و واردات دست و پنجه نرم می‌کنند. * **کاهش سرمایه‌گذاری:** عدم اطمینان ناشی از برگزیت و از دست دادن دسترسی آزاد به بازار واحد اروپا، منجر به کاهش سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی در بریتانیا شده است. شرکت‌ها کمتر تمایل دارند در بریتانیا سرمایه‌گذاری کنند، زیرا دسترسی آنها به بزرگترین بازار واحد جهان محدود شده است. * **افزایش تورم:** در حالی که تورم پدیده‌ای جهانی است، تحلیل‌گران اقتصادی معتقدند که برگزیت با ایجاد موانع تجاری و کاهش عرضه نیروی کار، به تشدید آن در بریتانیا کمک کرده است. در مقابل، بریتانیا توانسته است توافقات تجاری جدیدی با کشورهایی مانند استرالیا و ژاپن منعقد کند، اما حجم تجارت با این کشورها به هیچ وجه با حجم از دست رفته تجارت با اتحادیه اروپا قابل مقایسه نیست. **۲. چالش‌های حاکمیتی و سیاست داخلی:** وعده "بازپس‌گیری کنترل" به معنای حاکمیت کامل بر قوانین بریتانیا بود. در حالی که بریتانیا دیگر ملزم به رعایت قوانین اتحادیه اروپا نیست، این امر چالش‌های جدیدی را در داخل کشور ایجاد کرده است. * **پروتکل ایرلند شمالی:** یکی از پیچیده‌ترین پیامدهای برگزیت، پروتکل ایرلند شمالی بود که برای جلوگیری از ایجاد یک مرز سخت در جزیره ایرلند طراحی شد. این پروتکل عملاً ایرلند شمالی را در بازار واحد کالا و برخی قوانین اتحادیه اروپا نگه داشت، که منجر به کنترل‌های مرزی در دریای ایرلند و نارضایتی شدید اتحادیه‌گرایان در ایرلند شمالی شد و ثبات سیاسی این منطقه را به خطر انداخت. * **تضعیف احزاب سنتی و قطبی‌سازی:** برگزیت، شکاف‌های عمیقی در جامعه بریتانیا ایجاد کرد که احزاب سیاسی را نیز تحت تأثیر قرار داد. هر دو حزب کارگر و محافظه‌کار با چالش‌های داخلی ناشی از تقسیم‌بندی بر سر برگزیت روبرو شدند و این امر به بی‌ثباتی سیاسی و تغییرات مکرر در رهبری دولت دامن زد. * **قانون‌گذاری مستقل:** بریتانیا توانایی خود را برای وضع قوانین مستقل به دست آورده است. اما روند جایگزینی هزاران قانون اتحادیه اروپا با قوانین بریتانیا، یک فرآیند پیچیده و زمان‌بر بوده است که هنوز ادامه دارد و گاهی اوقات منجر به ناهماهنگی‌هایی با استانداردهای بین‌المللی شده است. **۳. تغییر الگوی مهاجرت و تأثیرات اجتماعی:** یکی از انگیزه‌های اصلی برگزیت، کاهش مهاجرت بود. در این زمینه، بریتانیا توانسته است کنترل بیشتری بر سیاست‌های مهاجرتی خود اعمال کند و سیستم امتیازشماری را جایگزین آزادی جابجایی کارگران اتحادیه اروپا کند. * **تغییر الگوی مهاجرت:** در حالی که مهاجرت از کشورهای اتحادیه اروپا به شدت کاهش یافته، مهاجرت خالص کلی به بریتانیا در واقع افزایش یافته است، اما عمدتاً از کشورهای غیر اتحادیه اروپا. این امر نشان می‌دهد که نیاز بریتانیا به نیروی کار همچنان بالاست و دولت مجبور به جذب مهاجر از سایر نقاط جهان شده است. * **کمبود نیروی کار:** خروج کارگران اتحادیه اروپا، به ویژه در بخش‌هایی مانند بهداشت، کشاورزی، حمل و نقل و هتلداری، منجر به کمبود شدید نیروی کار شده است. این کمبودها نه تنها به مشکلات اقتصادی دامن زده، بلکه بر کیفیت خدمات عمومی نیز تأثیر گذاشته است. * **تقسیم‌بندی اجتماعی:** برگزیت شکاف‌های عمیقی را در جامعه بریتانیا ایجاد کرد که هنوز التیام نیافته‌اند. نسل‌های جوانتر، شهروندان کلان‌شهرها و اسکاتلند عموماً مخالف برگزیت بودند، در حالی که قشرهای مسن‌تر و مناطق روستایی تمایل بیشتری به آن داشتند. این تقسیم‌بندی‌ها بر گفتمان عمومی، انتخابات و حتی روابط شخصی تأثیر گذاشته است. **۴. جایگاه جهانی و ژئوپلیتیک: رویای "بریتانیای جهانی" در برابر واقعیت‌های جدید** حامیان برگزیت وعده "بریتانیای جهانی" را می‌دادند؛ کشوری که مستقل از اتحادیه اروپا، نقشی پررنگ‌تر و مؤثرتر در صحنه جهانی ایفا کند. * **پیچیدگی روابط با اتحادیه اروپا:** روابط بریتانیا با اتحادیه اروپا، به جای آسان‌تر شدن، پیچیده‌تر و پرتنش‌تر شده است. مذاکرات مداوم بر سر پروتکل ایرلند شمالی و سایر مسائل تجاری، نشان‌دهنده چالش‌های فراوان در مدیریت این رابطه حیاتی است. این پیچیدگی‌ها، انرژی دیپلماتیک قابل توجهی را از بریتانیا سلب کرده است. * **از دست دادن نفوذ:** بریتانیا به عنوان عضو اتحادیه اروپا، از نفوذ قابل توجهی در بلوک ۲۷ کشوری برخوردار بود. خروج از این بلوک، تا حدی از قدرت چانه‌زنی و نفوذ این کشور در مجامع بین‌المللی کاسته است، به ویژه در مواجهه با قدرت‌های بزرگ جهانی مانند چین و ایالات متحده. * **تلاش برای توافقات جدید:** در حالی که بریتانیا توافقاتی با برخی کشورها منعقد کرده، اما این توافقات نتوانسته‌اند جای خالی بازار واحد اروپا را پر کنند. شعار "بریتانیای جهانی" هنوز به طور کامل به واقعیت نپیوسته و چالش‌هایی نظیر تأثیر بر روابط سنتی با آمریکا و دیگر متحدان نیز وجود داشته است. **آیا بازگشت به اروپا امکان‌پذیر است؟ زمزمه‌های تغییر در افکار عمومی** با گذشت یک دهه و آشکار شدن پیامدهای برگزیت، افکار عمومی در بریتانیا به تدریج در حال تغییر است. نظرسنجی‌ها به طور فزاینده‌ای نشان می‌دهند که درصد قابل توجهی از مردم بریتانیا، از جمله برخی از رأی‌دهندگان به ترک، اکنون معتقدند که خروج از اتحادیه اروپا یک اشتباه بوده است و تمایل به برقراری روابط نزدیک‌تر با اروپا دارند. **دلایل تمایل به بازگشت:** * **مشکلات اقتصادی:** بسیاری از مردم اکنون ارتباطی بین مشکلات اقتصادی کشور و برگزیت می‌بینند. * **کمبود نیروی کار:** تأثیر کمبود نیروی کار بر خدمات عمومی و بخش‌های اقتصادی به طور ملموس برای مردم آشکار شده است. * **پروتکل ایرلند شمالی:** چالش‌های مربوط به ایرلند شمالی، یکی از مشکلات پایداری است که توجه عموم را جلب کرده است. * **دیدگاه نسل جوان:** نسل‌های جوان‌تر بریتانیا، که آینده خود را در اروپا می‌دیدند، به طور فزاینده‌ای از بازگشت به اتحادیه یا حداقل ایجاد روابط نزدیک‌تر حمایت می‌کنند. **موانع بازگشت:** با این حال، بازگشت به اتحادیه اروپا یا حتی بازار واحد آن، مسیری پرپیچ و خم و مملو از موانع است: * **موضع سختگیرانه اتحادیه اروپا:** کشورهای عضو اتحادیه اروپا تمایل کمی به بازگشایی مذاکرات پیچیده یا ارائه امتیازات ویژه به بریتانیا دارند. آنها نگرانند که این امر به عنوان انگیزه‌ای برای سایر کشورها برای ترک اتحادیه تلقی شود. اتحادیه اروپا احتمالاً خواستار پذیرش کامل قوانین و چهار آزادی (کالا، خدمات، سرمایه، افراد) خواهد بود که مغایر با ایده "بازپس‌گیری کنترل" است. * **هزینه سیاسی و اقتصادی:** پیوستن مجدد به معنای پذیرش مجدد مشارکت در بودجه اتحادیه اروپا، پذیرش قوانین بروکسل و احتمالاً پذیرش یورو خواهد بود که از نظر سیاسی برای هر دولت بریتانیایی بسیار دشوار است. * **عدم اجماع داخلی:** با وجود افزایش حمایت از روابط نزدیک‌تر، هنوز اجماع قاطعی برای پیوستن مجدد کامل در بریتانیا وجود ندارد. احزاب سیاسی بزرگ، به ویژه حزب محافظه‌کار، هنوز موضعی صریح و قاطع در این باره ندارند و تلاش می‌کنند از پرداختن به آن اجتناب کنند. * **اشکال مختلف بازگشت:** حتی اگر بریتانیا تصمیم به بازگشت بگیرد، شکل آن می‌تواند متفاوت باشد: پیوستن مجدد به بازار واحد (بدون عضویت کامل در اتحادیه اروپا)، پیوستن به اتحادیه گمرکی، یا عضویت کامل. هر یک از این گزینه‌ها چالش‌ها و پیامدهای خاص خود را دارد. **درس‌ها و چشم‌انداز آینده** تجربه برگزیت، درس‌های مهمی برای بریتانیا و سایر کشورها در پی داشته است. این نشان می‌دهد که جدایی از یک بلوک اقتصادی و سیاسی پیچیده، پیامدهای گسترده و غالباً پیش‌بینی‌نشده‌ای دارد. وعده‌های ساده‌انگارانه و تصمیمات مبتنی بر احساسات، می‌توانند هزینه‌های سنگینی را به همراه داشته باشند. در آینده، بریتانیا احتمالاً به دنبال راه‌هایی برای مدیریت روابط خود با اتحادیه اروپا خواهد بود تا آسیب‌های اقتصادی را کاهش دهد و از فرصت‌های همکاری بهره‌برداری کند. ممکن است شاهد حرکت تدریجی به سمت همگرایی بیشتر با استانداردهای اتحادیه اروپا در برخی حوزه‌ها باشیم، حتی بدون عضویت کامل. بحث بر سر برگزیت و پیامدهای آن، همچنان یکی از موضوعات محوری در سیاست بریتانیا خواهد بود و سرنوشت این کشور در قرن ۲۱، به میزان زیادی به نحوه مدیریت این زخم تاریخی و روابط آینده‌اش با قاره اروپا بستگی دارد. بریتانیا بر سر یک دوراهی تاریخی قرار دارد: ادامه مسیر مستقل با چالش‌های موجود یا آغاز فرآیند پیچیده و طولانی بازگشت به مدار اروپا. هر تصمیمی که گرفته شود، پیامدهای عمیقی برای نسل‌های آینده خواهد داشت.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...