شیرمحمد اسپندار، نوازنده چیرهدست دونلی ایران، درگذشت
**شیرمحمد اسپندار؛ وداع با صدای دونلی و گنجینه زنده بلوچستان** خبر درگذشت استاد شیرمحمد اسپندار، نوازنده چیرهدست دونلی و چهره نامدار موسیقی بلوچستان، در ۹۸ سالگی، ضایعهای جبرانناپذیر برای فرهنگ و هنر ایران زمین است. او که عمر پربرکت خود را وقف معرفی، حفظ و اعتلای موسیقی بلوچستان کرد، نه تنها یک نوازنده، بلکه یک سفیر فرهنگی، یک مخزنالاسرار موسیقایی و یک هویت زنده برای منطقهای غنی و در عین حال کمتر دیده شده بود. درگذشت او، پایان فصلی درخشان در تاریخ موسیقی نواحی ایران است، اما میراث بیبدیلش، به مثابه رودی جاری، تا ابد در شریانهای فرهنگی این مرز و بوم جریان خواهد داشت. این مقاله به تحلیل جایگاه اسپندار، اهمیت هنر او و تأثیر عمیقش بر موسیقی و فرهنگ ایران میپردازد. **۱. زندگی یک قرن، وقف یک هدف: تعهد بیدریغ به ریشهها** شیرمحمد اسپندار در طول نزدیک به یک قرن زندگی خود، شاهد تحولات عمیقی در ایران و جهان بود. او از نسلی میآمد که پیوند ناگسستنی با زمین، فرهنگ شفاهی و سنتهای اجدادی داشتند. در عصری که مدرنیته با سرعت سرسامآور در حال بلعیدن میراثهای کهن بود، اسپندار با تعهدی مثالزدنی به ریشههای خود چسبید. او نه تنها یک نوازنده، بلکه یک حافظ، یک معلم و یک مبلغ برای موسیقی بلوچستان بود. بخش عمدهای از زندگی هنریاش، صرف سفرهای متعدد به روستاهای دورافتاده، جمعآوری نغمات فراموششده، و بازسازی ملودیهای باستانی شد. این تعهد صرفاً یک انتخاب شغلی نبود؛ بلکه رسالتی بود که او آن را به جان پذیرفته بود. او میدانست که هر نت، هر مقام و هر روایت موسیقایی، پارهای از هویت فرهنگی بلوچستان است که در معرض خطر فراموشی قرار دارد. نکته قابل توجه در زندگی اسپندار، گمنامی سالیان طولانی او بود. او تا دههها در حاشیه و در میان مردم خود مینواخت، بدون اینکه چشمداشتی به شهرت یا ثروت داشته باشد. همین مسئله اصالت هنر او را دوچندان میکند. شهرت ملی و بینالمللی او در سالهای اخیر زندگیاش، پاداش سالها تلاش بیوقفه و بیمنت او بود. این فرایند تدریجی اما پایدار در کسب شهرت، نشان میدهد که چگونه اصالت و کیفیت هنر در نهایت راه خود را از میان هزاران رنگ و لعاب زودگذر پیدا میکند و بر قله میایستد. اسپندار نه تنها نواخت، بلکه با زندگی خود، درس استقامت، اصالت و عشق به فرهنگ را به همگان آموخت. **۲. دونلی، ساز دوگانه، هویت چندگانه: یگانگی اسپندار و سازش** دونلی، سازی که اسپندار به آن شهرت جهانی بخشید، خود نمادی از پیوند و دوگانگی است. این ساز متشکل از دو نی، یکی برای نواختن ملودی و دیگری برای ایجاد صدای زمینه (درون)، به نوازندهای با مهارت فوقالعاده در کنترل نفس و انگشتان نیاز دارد. نواختن همزمان دو نی، کار سادهای نیست و نیازمند هماهنگی بینظیر ذهن و بدن است. این ساز به خودی خود یک چالش تکنیکی بزرگ است که اسپندار آن را به نهایت کمال رسانده بود. پنجههای سحرآمیز او بر روی سوراخهای دونلی و دم مسیریاش، نغماتی خلق میکرد که نه تنها روح موسیقی بلوچستان، بلکه جوهر فرهنگ ایرانی را در خود داشت. سبک منحصر به فرد اسپندار در نواختن دونلی، چیزی فراتر از مهارت تکنیکی بود. او با هر نت، داستانی را روایت میکرد؛ داستانی از صحراهای وسیع بلوچستان، از دریا و ساحل مکران، از عشقها و رنجها، از حماسهها و مرثیهها. او با دونلی خود، نه تنها مینواخت، بلکه میگریست، میخندید و به مخاطبش اجازه میداد تا در عمق احساسات او سهیم شود. استفاده او از "زیر و بم"های خاص موسیقی بلوچی، "مقامات" و "گواتی"های (نوعی موسیقی درمانی) محلی، نشان از درک عمیق او از بافت فرهنگی و معنوی موسیقی منطقهاش داشت. او به دونلی تنها به چشم یک ابزار موسیقی نگاه نمیکرد، بلکه آن را واسطهای برای ارتباط با هستی و انتقال میراث نیاکان میدانست. در واقع، دونلی در دستان اسپندار، به بسط وجود او تبدیل شده بود. **۳. موسیقی بلوچستان: اسپندار به مثابه پلی میان ناشناختهها** موسیقی بلوچستان، گنجینهای عظیم و در عین حال کمتر کاوش شده از فرهنگ ایران است. این موسیقی، ریشههای عمیقی در تاریخ و جغرافیای منطقه دارد و تحت تأثیر اقلیم، تاریخ پر فراز و نشیب، و مجاورت با فرهنگهای دیگر (هند، پاکستان، کشورهای عربی) شکل گرفته است. نغمههای بلوچی اغلب با مضامین حماسی، تغزلی، عرفانی و اجتماعی در هم آمیختهاند. اما متأسفانه، این موسیقی مانند بسیاری از موسیقیهای نواحی دیگر ایران، در سایه بیتوجهی و کمبود منابع، در خطر فراموشی قرار داشت. اینجاست که نقش اسپندار به عنوان یک احیاگر و مبلغ برجسته میشود. او موسیقی بلوچستان را از محافل محلی و منطقهای خارج کرد و به صحنههای ملی و حتی بینالمللی آورد. اسپندار با حضور در جشنوارههای مختلف (نظیر جشنواره موسیقی فجر، جشنواره آیینه و آواز و...)، برگزاری کنسرتها و ضبط آلبومهای متعدد، چشم و گوش مخاطبان ایرانی و جهانی را به سوی این گنجینه ناب گشود. او نه تنها توانست موسیقی بلوچستان را به رسمیت بشناساند، بلکه با هنر خود، در جهت شکستن کلیشهها و برداشتهای سطحی از این منطقه نیز گام برداشت. او نشان داد که بلوچستان فراتر از تصورات رایج، سرزمینی غنی از فرهنگ، هنر و اصالت است. اسپندار با دونلی خود، پلی میان ناشناختهها و شناختهها زد و به ایرانیان یادآور شد که تنوع فرهنگی، بزرگترین سرمایه این مرز و بوم است. **۴. میراث ملی و مسئولیتهای پیش رو** درگذشت استاد شیرمحمد اسپندار، یادآور مسئولیت سنگینی است که بر دوش نهادهای فرهنگی، هنرمندان و عموم مردم قرار دارد. او یک کتابخانه زنده بود؛ با رفتن او، بخش عظیمی از دانش شفاهی و عملی موسیقی بلوچستان از دست رفته است. اما میراث او صرفاً در حافظه افراد یا چند آلبوم محدود خلاصه نمیشود. او راهی را گشود، چراغی را روشن کرد و نسلی از جوانان را با هنر خود آشنا و الهامبخش کرد. اکنون وظیفه اصلی، حفظ و گسترش این میراث است: * **ثبت و مستندسازی:** ضبط، نتنویسی و تحلیل دقیق آثار و سبک نوازندگی اسپندار، باید به صورت جدیتر از همیشه پیگیری شود. این مستندسازی باید شامل جنبههای فنی، نظری و حتی فرهنگی-اجتماعی موسیقی او باشد. * **آموزش و انتقال:** تأسیس کارگاهها، کلاسهای آموزشی و حمایت از شاگردان اسپندار برای انتقال دانش او به نسلهای جوانتر، حیاتی است. این کار باید با جدیت و حمایت مالی و معنوی همراه باشد. * **حمایت از موسیقی نواحی:** تجربه اسپندار نشان داد که موسیقی نواحی میتواند از گمنامی خارج شده و جایگاه ملی و بینالمللی پیدا کند. این امر نیازمند حمایتهای دولتی، ایجاد بستر مناسب برای اجراها و انتشار آثار، و معرفی این گنجینهها در رسانهها و نهادهای آموزشی است. * **پژوهشهای دانشگاهی:** دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی باید به صورت فعالتر به مطالعه و پژوهش در زمینه موسیقی بلوچستان و جایگاه هنرمندانی چون اسپندار بپردازند. **۵. نتیجهگیری: صدای دونلی، صدای ابدیت** شیرمحمد اسپندار رفت، اما صدای دونلی او هرگز خاموش نخواهد شد. او با ۹۸ سال زندگی پربار، نه تنها یک نوازنده برجسته بود، بلکه نمادی از استقامت، اصالت و عشق بیقید و شرط به فرهنگ و هنر منطقهاش. او میراثی از نغمات حزنانگیز و شادمانه، از روایتهای کهن و احساسات عمیق انسانی بر جای گذاشت که همچون آینهای تمامنما، هویت غنی بلوچستان را بازتاب میدهد. درگذشت او، خلأ بزرگی در صحنه موسیقی ایران ایجاد میکند، اما در عین حال، یادآور این نکته مهم است که گنجینههای فرهنگی ما چقدر آسیبپذیرند و چقدر به مراقبت و توجه نیاز دارند. اسپندار فرازی بلند در تاریخ موسیقی ایران بود؛ مردی که با دو نی ساده، جهانی از زیبایی و معنا خلق کرد. میراث او، چراغ راهی برای نسلهای آینده خواهد بود تا قدردان گنجینههای فرهنگی خود باشند و برای حفظ و اعتلای آنها از هیچ تلاشی فروگذار نکنند. روحش شاد و یادش گرامی باد، چرا که صدای دونلی او، تا ابد در قلب ایران طنینانداز خواهد ماند.