Translate

۱۶ خرداد، ۱۴۰۵

```html
فساد ساختاری؛ وقتی رانت از قانون قدرتمندتر می‌شود

فساد ساختاری؛ وقتی رانت از قانون قدرتمندتر می‌شود

فساد فقط چند پرونده اقتصادی یا چند اختلاس بزرگ نیست. وقتی سال‌ها پرونده‌های مشابه تکرار می‌شوند، وقتی میلیاردها دلار گم می‌شود و هیچ تغییری در سازوکارها ایجاد نمی‌شود، دیگر نمی‌توان از «تخلف فردی» حرف زد. مسئله به یک ساختار تبدیل شده است؛ ساختاری که در آن رانت، روابط و دسترسی به قدرت، گاهی از قانون و شایستگی مهم‌تر می‌شود.

در چنین فضایی، مردم هر روز با گرانی، تورم و کاهش قدرت خرید روبه‌رو هستند، اما همزمان اخبار ارقام نجومی اختلاس‌ها و فسادهای مالی نیز منتشر می‌شود. همین تضاد است که اعتماد عمومی را فرسوده می‌کند.

در سال‌های گذشته پرونده‌های متعددی با ارقام چند هزار میلیارد تومانی یا چند میلیارد دلاری مطرح شده‌اند. از پرونده‌های نفتی گرفته تا تخلفات بانکی، خصوصی‌سازی‌های بحث‌برانگیز و توزیع ارزهای دولتی. نکته مهم این نیست که یک پرونده وجود داشته؛ نکته این است که الگو بارها تکرار شده است.

یکی از نشانه‌های فساد ساختاری، نبود شفافیت کافی در تصمیم‌گیری‌هاست. وقتی اطلاعات قراردادها، نحوه تخصیص منابع یا جزئیات برخی معاملات در دسترس افکار عمومی قرار نمی‌گیرد، زمینه برای شکل‌گیری رانت و سوءاستفاده فراهم می‌شود.

در بخش خصوصی‌سازی نیز بارها انتقادهایی مطرح شده است. شرکت‌هایی که با سرمایه عمومی ساخته شده‌اند، گاهی با شرایطی واگذار شده‌اند که پرسش‌های زیادی درباره قیمت‌گذاری، اهلیت خریداران و نحوه واگذاری ایجاد کرده است.

نتیجه این روند فقط از بین رفتن منابع مالی نیست. فساد به مرور زمان اعتماد اجتماعی را نیز تخریب می‌کند. وقتی مردم احساس کنند موفقیت بیشتر از آنکه به تلاش وابسته باشد، به ارتباطات و رانت وابسته است، انگیزه برای فعالیت سالم اقتصادی کاهش پیدا می‌کند.

سرمایه‌گذاری نیز در چنین فضایی آسیب می‌بیند. سرمایه به محیطی نیاز دارد که قوانین شفاف باشند و رقابت عادلانه وجود داشته باشد. هرچه فساد بیشتر شود، فرار سرمایه و بی‌اعتمادی اقتصادی نیز بیشتر خواهد شد.

بسیاری از کارشناسان معتقدند مبارزه واقعی با فساد تنها از طریق برخورد با چند پرونده امکان‌پذیر نیست. شفافیت، رسانه‌های آزاد، نهادهای نظارتی مستقل و دسترسی عمومی به اطلاعات از مهم‌ترین ابزارهای مقابله با فساد ساختاری هستند.

فساد فقط یک مسئله اقتصادی نیست؛ مسئله‌ای اجتماعی، سیاسی و حتی فرهنگی است. هزینه آن را در نهایت مردم عادی می‌پردازند؛ مردمی که هر روز کوچک‌تر شدن سفره‌ها، کاهش فرصت‌ها و دشوارتر شدن زندگی را تجربه می‌کنند.

تا زمانی که چرخه رانت، عدم شفافیت و تمرکز قدرت ادامه داشته باشد، پرونده‌ها تغییر می‌کنند اما اصل ماجرا ثابت می‌ماند. شاید به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران، فساد را نه یک مشکل مقطعی، بلکه یکی از مهم‌ترین چالش‌های ساختاری ایران امروز می‌دانند.

```

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...