Translate

۱۶ خرداد، ۱۴۰۵

اینترنت را قطع کردند، بعد برای وصل شدنش منت گذاشتند

اینترنت را قطع کردند، بعد برای وصل شدنش منت گذاشتند

سه ماه مردم را از ابتدایی‌ترین حق ارتباط محروم کردند. سه ماه میلیون‌ها نفر نتوانستند عادی کار کنند، خرید کنند، پروژه تحویل بدهند، با خانواده حرف بزنند یا حتی زندگی روزمره‌شان را مدیریت کنند. بعد حالا که کم‌کم اینترنت را برمی‌گردانند، طوری رفتار می‌کنند انگار لطف بزرگی در حق مردم کرده‌اند.

ادامه مطلب

در این مدت فقط اینترنت قطع نشد؛ زندگی خیلی‌ها مختل شد. فروشگاه‌های آنلاین خوابیدند، فریلنسرها پروژه از دست دادند، کسب‌وکارهای کوچک نابود شدند و آدم‌هایی که تمام درآمدشان وابسته به اینترنت بود، ماه‌ها زیر فشار مالی و روانی ماندند.

برای خیلی‌ها اینترنت فقط سرگرمی نیست؛ ابزار کار، آموزش، ارتباط، درمان و حتی بقاست. وقتی آن را قطع می‌کنند، درواقع بخشی از زندگی مردم را متوقف می‌کنند.

اما تلخ‌ترین بخش ماجرا فقط خودِ محدودیت نبود؛ این بود که بعد از این همه خسارت، هیچ مسئولیتی پذیرفته نشد. نه توضیح شفافی، نه عذرخواهی واقعی، نه جبران خسارتی. فقط همان لحن همیشگی؛ انگار مردم باید بابت وصل شدن دوباره چیزی که حق طبیعی‌شان بوده، تشکر هم بکنند.

جامعه‌ای که مدام حقوق اولیه‌اش تبدیل به امتیاز موقت می‌شود، کم‌کم خسته و بی‌اعتماد می‌شود. امروز اینترنت، فردا شاید چیز دیگری. و مردم هر بار بیشتر حس می‌کنند حتی ساده‌ترین بخش‌های زندگی‌شان هم ثبات ندارد.

تناقض تلخ ماجرا اینجاست که در دنیایی که اینترنت بخشی از زیرساخت حیاتی زندگی مدرن است، هنوز با آن مثل یک شیر آب رفتار می‌شود؛ هر وقت بخواهند بازش می‌کنند، هر وقت بخواهند می‌بندند.

اما مردم خوب یادشان می‌ماند که پشت این قطعی‌ها فقط اختلال فنی نبود؛ ساعت‌های از دست رفته، اضطراب، فشار مالی و حس خفگی هم بود.

و شاید چیزی که بیشتر از همه آدم را عصبانی می‌کند همین باشد؛ اینکه بعد از این همه فشار، هنوز طوری حرف می‌زنند که انگار نه حقی ضایع شده، نه آسیبی به زندگی میلیون‌ها نفر وارد شده است.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...