Translate

۱۳ تیر، ۱۴۰۵

جام جهانی ۲۰۲۶؛ چرا شمار بازیکنان متولد خارج در تیم‌های ملی بیشتر شده است؟

جام جهانی ۲۰۲۶؛ چرا شمار بازیکنان متولد خارج در تیم‌های ملی بیشتر شده است؟

## جام جهانی ۲۰۲۶؛ ظهور پدیده "جهانی شدن" تیم‌های ملی و دلایل ریشه‌ای آن جام جهانی فوتبال، همواره ویترینی از شور و هیجان ملی، استعدادهای بی‌نظیر و رقابتی تنگاتنگ میان بهترین تیم‌های جهان بوده است. اما در کنار این جنبه‌های آشنا، این رویداد بزرگ ورزشی در حال بازتاب دادن تحولات عمیق‌تر اجتماعی و جمعیتی در سطح جهانی است. آمار منتشر شده در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶، پرده از پدیده‌ای جالب و در عین حال پیچیده برمی‌دارد: نزدیک به یک‌چهارم بازیکنان حاضر در این تورنمنت، برای کشوری غیر از کشور محل تولد خود به میدان خواهند رفت. این رقم، که بالاترین میزان در تاریخ رقابت‌های جام جهانی است، پرسش‌های متعددی را درباره ماهیت "تیم ملی"، هویت ورزشی و چگونگی شکل‌گیری نسل جدید فوتبالیست‌های نخبه مطرح می‌کند. چرا شاهد چنین افزایشی در شمار بازیکنان متولد خارج در تیم‌های ملی هستیم؟ این پدیده که در نگاه اول شاید ساده به نظر رسد، نتیجه تلاقی عوامل تاریخی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و البته تغییرات در قوانین بین‌المللی فوتبال است که در ادامه به تفصیل به بررسی آن‌ها خواهیم پرداخت. **۱. ریشه‌های تاریخی و موج‌های مهاجرت جهانی** یکی از بنیادی‌ترین دلایل این پدیده، موج‌های گسترده مهاجرت در دهه‌های اخیر و حتی قرون گذشته است. تاریخ روابط بین‌الملل و استعمار، نقش بسزایی در شکل‌گیری جوامع دیاسپورا (جوامع مهاجران و فرزندان آن‌ها در خارج از سرزمین مادری) داشته است. برای مثال، بسیاری از کشورهای اروپایی نظیر فرانسه، بلژیک، هلند و انگلیس، به دلیل گذشته استعماری خود، میزبان جمعیت‌های بزرگی از مهاجران و نسل‌های بعدی آن‌ها از آفریقا، کارائیب و آسیا بوده‌اند. این مهاجران، خواه برای فرصت‌های شغلی، خواه به دلیل جنگ و ناآرامی، یا به واسطه پیوندهای تاریخی، در کشورهای جدید ساکن شده و فرزندانشان در آنجا متولد و بزرگ شده‌اند. این فرزندان، با وجود داشتن ریشه‌های قومی و فرهنگی از کشور مبدأ والدین خود، در کشور محل تولد و بزرگ شدنشان از امکانات آموزشی و ورزشی بهره‌مند می‌شوند. آن‌ها به مدارس محلی می‌روند، در آکادمی‌های فوتبال همان کشور پرورش می‌یابند و با سیستم فوتبالی آنجا خو می‌گیرند. این بازیکنان، از همان سنین پایین، در معرض بهترین مربیان، زیرساخت‌ها و رقابت‌های سازمان‌یافته قرار می‌گیرند که می‌تواند آن‌ها را به سطح بالای فوتبال برساند. در نتیجه، بسیاری از بازیکنان نخبه‌ای که امروزه برای تیم ملی فرانسه، بلژیک یا هلند بازی می‌کنند، ریشه‌های خانوادگی در کشورهای آفریقایی یا کارائیب دارند؛ مانند پدیده "نسل طلایی" فرانسه که بسیاری از بازیکنان آن ریشه مهاجرتی دارند. علاوه بر پیوندهای استعماری، مهاجرت‌های اقتصادی و سیاسی نیز نقش مهمی ایفا کرده‌اند. در دهه‌های پس از جنگ جهانی دوم، بسیاری از کارگران از ترکیه به آلمان یا از شمال آفریقا به فرانسه مهاجرت کردند. فرزندان این کارگران، امروز جزئی جدایی‌ناپذیر از جوامع اروپایی هستند و در تمامی عرصه‌ها، از جمله ورزش، حضوری فعال دارند. این مهاجرت‌ها، چه از نوع قدیمی و چه از نوع جدیدتر (مانند مهاجرت‌های ناشی از بحران‌های اخیر)، باعث شکل‌گیری جوامعی شده‌اند که وفاداری‌های فرهنگی و ملی آن‌ها ممکن است دوگانه یا حتی چندگانه باشد، و این پیچیدگی در انتخاب ملیت ورزشی بازیکنان منعکس می‌شود. **۲. جهانی شدن فوتبال و شبکه‌های استعدادیابی نوین** فوتبال امروز، بیش از هر زمان دیگری یک صنعت جهانی است. باشگاه‌های بزرگ در سراسر دنیا، به دنبال کشف و جذب استعدادها از هر گوشه جهان هستند. این جهانی شدن صنعت فوتبال، همراه با پیشرفت تکنولوژی و سهولت سفر و ارتباطات، به شبکه‌های استعدادیابی (scouting networks) اجازه داده تا بسیار فراتر از مرزهای ملی عمل کنند. دیگر مرسوم نیست که یک باشگاه تنها بر استعدادهای بومی خود تکیه کند. آکادمی‌های مطرح فوتبال در اروپا و آمریکای جنوبی، فعالانه به دنبال جذب بازیکنان جوان و مستعد از قاره‌های دیگر هستند. بسیاری از بازیکنان با استعدادی که در کشورهای با زیرساخت‌های فوتبالی ضعیف‌تر متولد می‌شوند، در سنین پایین توسط باشگاه‌های اروپایی یا آمریکای جنوبی شناسایی شده و به آکادمی‌های آن‌ها منتقل می‌شوند. این بازیکنان، سال‌ها در کشوری جدید زندگی کرده، آموزش می‌بینند و پرورش می‌یابند. در طول این مدت، آن‌ها می‌توانند تابعیت کشور میزبان را کسب کرده و یا به دلیل اقامت طولانی مدت، واجد شرایط بازی برای تیم ملی آن کشور شوند. این پدیده، به خصوص برای کشورهای کوچک‌تر یا آن‌هایی که از نظر اقتصادی وضعیت ضعیف‌تری دارند، به معنای "فرار مغزهای فوتبالی" است. بازیکنان مستعد به دلیل نبود امکانات کافی، مربیگری حرفه‌ای و مسیرهای پیشرفت، کشور خود را ترک می‌کنند. در مقابل، کشورهای توسعه‌یافته با زیرساخت‌های قوی فوتبالی، از این استعدادها بهره‌مند می‌شوند و در نهایت ممکن است آن‌ها را به تیم ملی خود جذب کنند. این چرخه، به نوبه خود، به افزایش تعداد بازیکنان متولد خارج در تیم‌های ملی قدرتمند می‌انجامد. **۳. قوانین فیفا و تسهیل تغییر تابعیت ورزشی** یکی از مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار بر این روند، تغییر و تعدیل قوانین واجد شرایط بودن بازیکنان توسط فدراسیون بین‌المللی فوتبال (فیفا) است. در گذشته، قوانین سختگیرانه‌تری برای تغییر تابعیت ورزشی وجود داشت. بازیکنان پس از انجام حتی یک بازی رسمی برای تیم ملی یک کشور، دیگر نمی‌توانستند برای کشور دیگری به میدان بروند. اما فیفا، با درک پیچیدگی‌های هویت در دنیای مدرن و افزایش موارد دوتابعیتی، اقدام به بازنگری این قوانین کرد. مهم‌ترین اصلاحات در سال ۲۰۰۴ و سپس در سال ۲۰۲۰ اعمال شد. قوانین جدید فیفا به بازیکنانی که دارای تابعیت دوگانه هستند و یا ریشه‌های خانوادگی در چندین کشور دارند، اجازه می‌دهد تا در صورت احراز شرایط خاص، تابعیت ورزشی خود را تغییر دهند. این شرایط معمولاً شامل یکی از موارد زیر است: * **تولد در آن کشور:** اگر بازیکن در آن کشور متولد شده باشد. * **داشتن والدین یا پدربزرگ و مادربزرگ متولد آن کشور:** این امکان به بازیکنان ریشه‌دار اجازه می‌دهد برای کشوری که اجدادشان از آنجا بوده‌اند، بازی کنند. * **اقامت طولانی مدت:** بازیکن باید به مدت مشخصی (مثلاً ۵ سال) پس از رسیدن به سن ۱۸ سالگی، در آن کشور زندگی کرده باشد. * **شرط انجام بازی رسمی:** در اصلاحیه ۲۰۲۰، فیفا برای بازیکنانی که قبلاً برای تیم ملی "الف" یک کشور بازی کرده‌اند، اما تعداد بازی‌هایشان محدود (کمتر از سه بازی)، در سن مشخص (زیر ۲۱ سال) و با حداقل سه سال فاصله از آخرین بازی ملی‌شان بوده است، امکان تغییر تابعیت ورزشی را فراهم کرد. این بند به بازیکنانی که در سنین پایین در تیم‌های ملی یک کشور ظاهر شده‌اند اما در ادامه مسیر، متوجه شده‌اند که فرصت کمتری برای درخشش در آن تیم دارند، این اجازه را می‌دهد که شانس خود را در تیم ملی دیگری امتحان کنند که ممکن است به آن پیوندهای خانوادگی یا فرهنگی داشته باشند. این انعطاف‌پذیری در قوانین، به کشورها اجازه می‌دهد تا بازیکنانی را جذب کنند که شاید در کشور محل تولدشان به دلایل مختلف (رقابت بالا، عدم شناسایی، یا حتی انتخاب شخصی) فرصت بازی پیدا نکرده‌اند. همچنین، این امر به خود بازیکنان نیز امکان می‌دهد تا با آزادی بیشتری، هویت ورزشی خود را انتخاب کنند؛ انتخابی که می‌تواند بر اساس شانس بازی بیشتر، ارتباط عمیق‌تر فرهنگی یا حتی مسائل مالی صورت گیرد. **۴. هویت، انتخاب شخصی و جاه‌طلبی‌های ورزشی** پیچیدگی هویت در دنیای امروز، دیگر تنها به داشتن یک پرچم و یک سرود ملی محدود نمی‌شود. بسیاری از بازیکنان متولد خارج، دارای هویت دوگانه یا حتی چندگانه هستند. آن‌ها ممکن است در کشوری متولد شده و بزرگ شده باشند، اما در خانه، زبان و فرهنگ والدین خود را تجربه کنند. این دوگانگی می‌تواند به یک انتخاب دشوار منجر شود: کدام کشور را نمایندگی کنند؟ گاهی اوقات، انتخاب شخصی یک بازیکن بر اساس جایی است که او خود را بیشتر متعلق به آن می‌داند، یا جایی که احساس می‌کند فرصت‌های بیشتری برای موفقیت ورزشی دارد. برای بازیکنی که در آلمان متولد شده اما ریشه‌های ترکی دارد، انتخاب تیم ملی ترکیه می‌تواند بیانگر ارتباط عمیق‌تر او با فرهنگ و سنت‌های خانواده‌اش باشد. برعکس، بازیکنی با ریشه‌های آفریقایی که در فرانسه بزرگ شده و آموزش دیده، ممکن است تیم ملی فرانسه را به دلیل قدرتمندتر بودن و شانس بیشتر برای کسب افتخار، انتخاب کند. علاوه بر این، جاه‌طلبی‌های ورزشی نقش بسیار مهمی ایفا می‌کنند. بازیکنان حرفه‌ای می‌خواهند در بالاترین سطح رقابت کنند و جام‌ها و افتخارات کسب نمایند. اگر یک بازیکن در کشوری با رقابت بسیار بالا (مانند آلمان یا فرانسه) فرصت کمتری برای ورود به تیم ملی بزرگسالان را داشته باشد، اما همزمان واجد شرایط بازی برای تیم ملی کشوری دیگر (مانند کشور والدینش که ممکن است از نظر فوتبالی ضعیف‌تر اما با شانس بازی بیشتر باشد) باشد، ممکن است گزینه دوم را انتخاب کند تا شانس حضور در جام‌های جهانی و قاره‌ای را از دست ندهد. این تصمیم، نه تنها از جنبه ورزشی بلکه از جنبه حرفه‌ای و اقتصادی نیز برای بازیکن حائز اهمیت است، زیرا حضور در تورنمنت‌های بزرگ، شهرت و ارزش بازار او را افزایش می‌دهد. **۵. پیامدها و ابعاد مختلف این پدیده** افزایش بازیکنان متولد خارج در تیم‌های ملی، پیامدهای چندوجهی دارد که هم می‌تواند مثبت باشد و هم چالش‌برانگیز. **ابعاد مثبت:** * **افزایش کیفیت و تنوع:** این پدیده به تیم‌های ملی کمک می‌کند تا از مجموعه‌ای وسیع‌تر از استعدادها بهره‌مند شوند. بازیکنانی با سبک‌های بازی و پیشینه‌های متفاوت، می‌توانند به غنای تاکتیکی و فنی تیم ملی کمک کنند. * **رقابتی‌تر شدن فوتبال:** تیم‌های کوچک‌تر یا آن‌هایی که از نظر اقتصادی ضعیف‌ترند، می‌توانند با جذب بازیکنان با ریشه‌های بومی که در خارج از کشور پرورش یافته‌اند، به طور چشمگیری تقویت شوند و در عرصه بین‌المللی رقابتی‌تر ظاهر شوند. تیم‌هایی مانند مراکش، سنگال یا حتی قطر نمونه‌های خوبی از این رویکرد هستند. * **همگرایی اجتماعی و فرهنگی:** حضور بازیکنان با پیشینه‌های مختلف در تیم ملی، می‌تواند نمادی از تنوع و همزیستی در یک جامعه باشد و به تقویت همبستگی ملی کمک کند. موفقیت‌های تیمی مانند فرانسه با بازیکنانی از پیشینه‌های متنوع، اغلب به عنوان نمادی از انسجام ملی در یک جامعه چند فرهنگی تعبیر می‌شود. * **توسعه فوتبال در کشورهای مبدأ:** گاهی اوقات، بازیکنانی که برای تیم ملی کشور محل تولدشان بازی می‌کنند اما ریشه‌هایی در کشور دیگری دارند، می‌توانند الهام‌بخش جوانان در آن کشور مبدأ باشند و به توسعه فوتبال در آنجا کمک کنند. **چالش‌ها و ابعاد منفی:** * **بحث "اصالت" و هویت ملی:** برخی منتقدان، اصالت تیم ملی را زیر سوال می‌برند و معتقدند که این پدیده، روح ملی‌گرایی در فوتبال را کم‌رنگ می‌کند. آن‌ها پرسش می‌کنند که آیا یک بازیکن که تمام عمر خود را در کشوری دیگر زندگی کرده، می‌تواند به همان اندازه یک بازیکن بومی، احساس تعلق به تیم ملی داشته باشد؟ این بحث‌ها گاهی رنگ و بوی ناسیونالیستی پیدا می‌کند. * **فرار استعدادها از کشورهای در حال توسعه:** این پدیده می‌تواند به معنای از دست دادن سرمایه‌های انسانی و ورزشی برای کشورهای مبدأ باشد، به خصوص کشورهایی که برای کشف و پرورش این استعدادها منابع محدودی دارند. * **اولویت‌های اخلاقی و ورزشی:** برخی معتقدند که بازیکنان باید بر اساس تعهد قلبی و هویت واقعی خود برای یک کشور بازی کنند، نه بر اساس فرصت‌های ورزشی یا مالی بیشتر. این مسئله می‌تواند به بحث‌های اخلاقی پیرامون "وفاداری" و "میهن‌پرستی" در ورزش دامن بزند. * **پیچیدگی در مدیریت تیم:** مربیان ممکن است با چالش‌های بیشتری در مدیریت تیم‌های متشکل از بازیکنانی با پیشینه‌های فرهنگی و زبانی بسیار متنوع روبرو شوند. **نتیجه‌گیری** افزایش چشمگیر شمار بازیکنان متولد خارج در تیم‌های ملی شرکت‌کننده در جام جهانی ۲۰۲۶، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نتیجه تلاقی و هم‌افزایی چندین عامل پیچیده و ریشه‌دار است. از ریشه‌های تاریخی مهاجرت‌های گسترده پس از دوران استعمار و جنگ‌های جهانی گرفته، تا جهانی شدن بی‌سابقه صنعت فوتبال، پیشرفت شبکه‌های استعدادیابی و البته انعطاف‌پذیری قوانین فیفا، همگی دست به دست هم داده‌اند تا شاهد این تغییر پارادایم در شکل‌گیری تیم‌های ملی باشیم. این پدیده، به خوبی بازتاب‌دهنده واقعیت‌های دنیای مدرن است؛ دنیایی که در آن مرزهای جغرافیایی کمرنگ‌تر شده، هویت‌ها چندوجهی گشته‌اند و فرصت‌ها فراتر از زادگاه افراد جستجو می‌شوند. در حالی که این روند می‌تواند چالش‌هایی را در زمینه مفهوم "هویت ملی" در فوتبال ایجاد کند و به بحث‌هایی درباره اصالت و وفاداری دامن بزند، از سوی دیگر مزایای قابل توجهی نیز به همراه دارد: افزایش کیفیت رقابت‌ها، غنای فرهنگی در تیم‌ها و فرصت‌های بیشتر برای بازیکنان مستعد فارغ از محدودیت‌های جغرافیایی. جام جهانی ۲۰۲۶ نه تنها یک رویداد فوتبالی، بلکه آینه‌ای از جامعه جهانی امروز است که تنوع و پیچیدگی‌هایش را در زمین سبز فوتبال به نمایش می‌گذارد. این پدیده احتمالاً در آینده نیز ادامه خواهد یافت و مفهوم "تیم ملی" را بیش از پیش به سمت "تیم جهانی" با ریشه‌های محلی سوق خواهد داد، جایی که استعداد و شایستگی، گاهی اوقات بر زادگاه اولیه غالب می‌شود.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...