Translate

۱۵ تیر، ۱۴۰۵

تشییع علی خامنه‌ای در تهران

تشییع علی خامنه‌ای در تهران

**وداع با خامنه‌ای، آغاز ابهامات: کالبدشکافی یک مراسم و چشم‌انداز آینده ایران** خبر درگذشت آیت‌الله علی خامنه‌ای و آغاز مراسم تشییع پیکر او در تهران، تنها یک رویداد خبری مربوط به پایان حیات یک رهبر سیاسی و مذهبی نیست؛ بلکه نقطه عطفی است که جمهوری اسلامی ایران را وارد فاز جدیدی از حیات خود می‌کند. این مراسم، با تمام جزئیاتش از تدابیر امنیتی و ترافیکی گرفته تا مکان و زمان‌بندی، و به ویژه حاشیه‌ای چون غیبت معنی‌دار رهبر جدید جمهوری اسلامی – مجتبی خامنه‌ای – از نماز میت پدرش، نه تنها یک وداع ساده نیست، بلکه آینه‌ای تمام‌نما از وضعیت کنونی نظام، چالش‌های جانشینی، میراث رهبر فقید و ابهامات عمیق پیرامون آینده ایران است. **مراسم تشییع: نمایشی از قدرت و کنترل در اوج عدم شفافیت** تشییع پیکر علی خامنه‌ای در تهران، که رسانه‌های دولتی ایران از آن با شور و حرارت گزارش می‌دهند و تصاویری از جمعیت حاضر منتشر می‌کنند، در وهله اول، تلاشی آشکار برای نمایش اقتدار، همبستگی و مشروعیت مردمی نظام است. اعلام برگزاری تشییع با خودروی «مخصوص» و تدابیر ویژه ترافیکی در شهرهای تهران و قم، نشان‌دهنده ابعاد گسترده‌تر این مراسم است که فراتر از یک رویداد صرفاً مذهبی است. این تمهیدات، ضمن تأکید بر ملاحظات امنیتی، به معنای بسیج گسترده منابع دولتی و حکومتی برای مهندسی یک تصویر باشکوه و پرجمعیت است. حکومت به شدت نیازمند آن است که در آستانه دوران جدید، نشان دهد که همچنان قادر به بسیج حامیان و به نمایش گذاشتن قدرت خود است. این استراتژی، تداعی‌کننده تشییع آیت‌الله خمینی در سال ۶۸ است، با این تفاوت که در آن زمان، شور و اشتیاق مردمی، بسیار طبیعی‌تر و خودجوش‌تر به نظر می‌رسید. امروز، در فضای سیاسی-اجتماعی ایران که با نارضایتی‌های عمیق اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست به گریبان است، هرگونه «شکوهمندی» در این مراسم، زیر ذره‌بین تردید قرار می‌گیرد و پرسش‌هایی جدی را درباره میزان مشارکت واقعی و داوطلبانه مردم مطرح می‌کند. مکان‌بندی مراسم نیز دارای نمادهای خاص خود است. تشییع اولیه در تهران، پایتخت سیاسی و نماد قدرت نظام، و سپس انتقال پیکر برای تدفین به مشهد، شهر مذهبی و محل حرم امام رضا (ع)، نشان‌دهنده تلاشی برای پیوند زدن رهبر فقید با ریشه‌های مذهبی و تاریخی شیعه و انقلاب اسلامی است. این انتخاب، می‌تواند تأکید بر هویت دینی و مشروعیت «الهی» نظام باشد و به نوعی، «بازگشت به خانه» رهبر فقید به شمار آید. اما این تقسیم‌بندی، همچنین می‌تواند نشانه‌ای از ملاحظات لجستیکی یا امنیتی، و یا حتی تلاشی برای تقسیم کردن بار برگزاری مراسم باشکوه در دو نقطه مهم کشور باشد. **معمای مجتبی: رهبر جدید در غیبت پرابهام** شوکه‌کننده‌ترین بخش خبر، اشاره به غیبت مجتبی خامنه‌ای، «رهبر جدید جمهوری اسلامی»، در مراسم نماز میت پدر و چند عضو خانواده‌اش بود. این جمله، از چندین جنبه غیرعادی و بسیار پرسش‌برانگیز است: ۱. **اعلام زودهنگام و غیررسمی جانشین:** معمولاً، فرآیند انتخاب رهبر جدید در جمهوری اسلامی بر عهده مجلس خبرگان رهبری است و به صورت رسمی و با تشریفات خاص اعلام می‌شود. اشاره به مجتبی خامنه‌ای به عنوان «رهبر جدید» در متن یک خبر عادی مربوط به تشییع، آن هم از سوی «رسانه‌های ایران» (که عموماً تحت کنترل یا نفوذ شدید حکومت هستند)، به شدت غیرمتعارف و بی‌سابقه است. آیا این یک اعلام رسمی است؟ یک "leak" کنترل شده برای تست واکنش‌ها؟ یا یک خطای سهوی در گزارش‌دهی؟ هر یک از این احتمالات، پیامدهای خاص خود را دارد و نشان از وضعیت آشفته و غیرشفاف درونی نظام است. اگر این اعلام به صورت عمدی و هماهنگ انجام شده باشد، به معنای نادیده گرفتن آشکار نقش مجلس خبرگان و تحمیل یک انتخاب از پیش تعیین شده است که می‌تواند به مشروعیت رهبر جدید لطمه جدی وارد کند. ۲. **غیبت از مراسم نماز میت پدر:** اگر فرض را بر صحت «رهبر جدید» بودن مجتبی بگذاریم، غیبت او از مراسم نماز میت (که برای یک مسلمان شیعه، از مهمترین وظایف فرزند نسبت به والدین متوفی و یکی از اولین مراسم پس از فوت است)، عمیقاً معنی‌دار و حیرت‌آور است. این غیبت می‌تواند تفاسیر متعددی داشته باشد: * **ملاحظات امنیتی شدید:** شاید حضور او در جمع عمومی (حتی در یک جمع خصوصی‌تر خانوادگی) در این برهه حساس، از نظر تیم‌های امنیتی خطرناک تلقی شده است. * **کشمکش‌های داخلی:** غیبت می‌تواند نشانه‌ای از اختلافات و کشمکش‌های جدی در پشت پرده باشد که مانع از حضور عمومی او شده است. شاید هنوز بر سر جانشینی، اجماع کامل حاصل نشده و یا شرایط برای معرفی رسمی او آماده نیست. * **نشانه‌ای از عدم تمایل یا آمادگی:** این غیبت ممکن است به نوعی نشان‌دهنده عدم تمایل او به پذیرش علنی این بار سنگین، یا حداقل عدم آمادگی برای پذیرش مسئولیت‌های عمومی بلافاصله پس از درگذشت پدر باشد. * **مهندسی ابهام:** شاید این ابهام‌افکنی عامدانه باشد تا در مراحل بعدی، با یک حضور پررنگ‌تر و مهندسی شده، به عنوان رهبر معرفی شود و حضور اولیه و کم‌رنگ او، به عاملی برای تقویت در مراحل بعدی بدل شود. این ابهامات پیرامون مجتبی خامنه‌ای، به صورت مستقیم بر مشروعیت و ثبات رهبری آینده تأثیر می‌گذارد. او، برخلاف پدرش و آیت‌الله خمینی، فاقد سوابق مبارزاتی و انقلابی علنی و همچنین پایگاه مذهبی گسترده (در حد مرجعیت تقلید) است. هرگونه انتصاب او، بیش از آنکه بر اساس «مشروعیت کاریزماتیک» باشد، بر پایه «مشروعیت سنتی» (فرزند رهبر) و «مشروعیت قانونی» (انتصاب از سوی خبرگان، هرچند ظاهری) استوار خواهد بود. غیبت او در اولین گام، این مشروعیت را تضعیف می‌کند و زمینه را برای چالش‌ها و سؤالات جدی در میان افکار عمومی و حتی نخبگان سیاسی فراهم می‌آورد. **میراث علی خامنه‌ای: کارنامه‌ای پرفراز و نشیب و سنگینی بر دوش جانشین** علی خامنه‌ای، با بیش از ۳۵ سال رهبری، طولانی‌ترین دوران زمامداری را در تاریخ معاصر ایران (پس از دوران قاجار) داشت. او وارث میراث دشوار آیت‌الله خمینی بود و در دوران رهبری خود، نظام جمهوری اسلامی را از چالش‌های بزرگی چون جنگ، فشارهای بین‌المللی، جنبش‌های اعتراضی و بحران‌های اقتصادی عبور داد. * **تثبیت و تحکیم قدرت:** اصلی‌ترین دستاورد او، تثبیت نظام پس از درگذشت بنیانگذار انقلاب بود. او به تدریج قدرت را در دست خود متمرکز کرد و نهادهای انتخابی چون ریاست جمهوری و مجلس را تضعیف نمود. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران او به قدرت بلامنازع سیاسی، اقتصادی و نظامی کشور تبدیل شد. * **سیاست خارجی و منطقه‌ای:** خامنه‌ای معمار «محور مقاومت» در منطقه بود و با حمایت از گروه‌های نیابتی در لبنان، عراق، سوریه و یمن، نفوذ منطقه‌ای ایران را به شکل بی‌سابقه‌ای گسترش داد. او همچنین پیگیری برنامه هسته‌ای را یک «حق مسلم» ایران دانست و در برابر فشارهای بین‌المللی ایستادگی کرد. این سیاست‌ها، گرچه برای حامیان نظام غرورآفرین بود، اما کشور را در تقابل مستقیم با غرب و کشورهای منطقه قرار داد و به تحریم‌های فلج‌کننده اقتصادی منجر شد. * **اقتصاد و معیشت:** دوران رهبری او، به ویژه در سال‌های اخیر، با بحران‌های عمیق اقتصادی، تورم بی‌سابقه، فساد سیستماتیک و گسترش فقر و نابرابری همراه بود. تحریم‌ها، سوءمدیریت و وابستگی شدید اقتصاد به نفت، باعث افت شدید ارزش پول ملی و کاهش رفاه عمومی شد. * **سرکوب اعتراضات و نقض حقوق بشر:** دوران او شاهد سرکوب شدید جنبش‌های اعتراضی گسترده از جمله جنبش دانشجویی ۷۸، جنبش سبز ۸۸، اعتراضات دی ۹۶، آبان ۹۸ و خیزش سراسری «زن، زندگی، آزادی» در ۱۴۰۱ بود. نقض حقوق بشر، اعدام‌ها، و زندانی کردن فعالان مدنی، سیاسی و روزنامه‌نگاران، از نکات تاریک کارنامه اوست. * **فاصله با نسل جوان:** شاید بزرگترین چالش، شکاف عمیق بین ایدئولوژی رسمی نظام و خواسته‌های نسل‌های جوان‌تر باشد که خواهان آزادی‌های اجتماعی و سیاسی بیشتر، شفافیت و آینده‌ای روشن‌تر هستند. این شکاف، پتانسیل بالای برای بروز ناآرامی‌های اجتماعی در آینده ایجاد کرده است. **آینده ایران پس از خامنه‌ای: چشم‌اندازها و چالش‌ها** با درگذشت علی خامنه‌ای، ایران وارد دوران پسالیبرالیسم می‌شود؛ دورانی که می‌توان آن را «دوران پسارژیم» یا «دوران گذار» نامید. حتی اگر جانشین او مشخص شده باشد، تثبیت قدرت او به سادگی نخواهد بود. * **مبارزه برای قدرت و مشروعیت:** اگر مجتبی خامنه‌ای رهبر شود، او فاقد کاریزمای پدر و پدربزرگ معنوی‌اش خواهد بود. او برای تثبیت قدرت خود باید از حمایت سپاه پاسداران و نهادهای امنیتی برخوردار شود. این امر می‌تواند به افزایش بیش از پیش نفوذ سپاه در ساختار قدرت و تصمیم‌گیری منجر شود. همچنین، مشروعیت او در برابر مردم و حتی بخش‌هایی از روحانیت سنتی، چالش‌برانگیز خواهد بود. رقابت‌های پنهان بین جناح‌های مختلف، حتی در درون جریان اصولگرا، می‌تواند تشدید شود. * **آینده سپاه پاسداران:** سپاه، که در دوران خامنه‌ای به یک دولت در سایه بدل شد، نقش تعیین‌کننده‌ای در دوران پس از او ایفا خواهد کرد. آیا آنها به عنوان حامی اصلی رهبر جدید، نفوذ خود را بیش از پیش افزایش خواهند داد؟ یا شاهد تضعیف یا تغییر در ساختار قدرت سپاه خواهیم بود؟ * **سیاست خارجی:** بعید است که در کوتاه‌مدت، شاهد تغییرات اساسی در سیاست خارجی ایران باشیم. تداوم سیاست‌های منطقه‌ای و مقابله با غرب، محتمل به نظر می‌رسد، مگر آنکه فشار داخلی یا خارجی، نظام را به تجدیدنظر وادار کند. پرونده هسته‌ای و برجام، همچنان یکی از اصلی‌ترین نقاط تقابل خواهد بود. * **چالش‌های اقتصادی و اجتماعی:** مشکلات اقتصادی ایران، ریشه‌ای و عمیق هستند و با تغییر رهبر به خودی خود حل نخواهند شد. تحریم‌ها و فساد داخلی، ادامه خواهد یافت. این شرایط، در کنار نارضایتی‌های اجتماعی عمیق و مطالبات نسل جوان برای آزادی و تغییر، پتانسیل بروز اعتراضات و ناآرامی‌های اجتماعی جدید را بالا می‌برد. رهبر جدید، بیش از هر چیز، با چالش کسب اعتماد عمومی و مدیریت بحران‌های داخلی روبرو خواهد بود. * **نقش مجلس خبرگان:** اگر فرض کنیم که جانشینی از پیش تعیین شده و مجلس خبرگان تنها نقش تنفیذ کننده را ایفا کند، این امر به تضعیف بیش از پیش جایگاه این نهاد منجر می‌شود و به ماهیت «انتصابی» بودن رهبری جدید، صحه می‌گذارد. **نتیجه‌گیری** وداع با علی خامنه‌ای، نه تنها پایان یک دوران، بلکه آغاز فصلی تازه و پرابهام در تاریخ جمهوری اسلامی ایران است. مراسم تشییع، با وجود تمام تلاش‌ها برای نمایش قدرت و وحدت، نمی‌تواند ابهامات عمیق پیرامون جانشینی و چالش‌های آینده را پنهان کند. غیبت مجتبی خامنه‌ای، اگرچه هنوز توضیحی رسمی برای آن ارائه نشده، اما خود به نمادی از عدم شفافیت، کشمکش‌های داخلی و دشواری‌های انتقال قدرت در نظامی بدل شده که به شدت به شخص رهبر متکی بوده است. ایران در برهه‌ای حساس قرار دارد. میراث سنگین گذشته، چالش‌های اقتصادی و اجتماعی عمیق و یک فرآیند جانشینی پرابهام، همگی دست به دست هم داده‌اند تا آینده‌ای نامعلوم را ترسیم کنند. روزهای آتی و نحوه مدیریت این انتقال قدرت، نه تنها مسیر جمهوری اسلامی را برای دهه‌های آینده تعیین خواهد کرد، بلکه می‌تواند تأثیرات گسترده‌ای بر منطقه و حتی معادلات جهانی داشته باشد. اینک، ایران در آستانه دوران جدیدی است که مشخصه اصلی آن، «پرسش‌های بی‌پاسخ» و «چالش‌های حل‌نشده» خواهد بود.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...