Translate

۱۷ تیر، ۱۴۰۵

ترامپ: احتمالا آمریکا امشب بار دیگر به‌شدت به ایران حمله خواهد کرد

ترامپ: احتمالا آمریکا امشب بار دیگر به‌شدت به ایران حمله خواهد کرد

**رقص بر لبه پرتگاه: تحلیل پیامدهای تهدیدات ترامپ علیه ایران در سایه تلاش‌های دیپلماتیک مکرون** خبرهای منتشرشده از حاشیه نشست ناتو، که در آن دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، از احتمال "حمله شدید" مجدد به ایران و از سرگیری "محاصره دریایی" سخن گفته و پایان "آتش‌بس" با ایران را اعلام کرده است، بار دیگر فضای تنش میان دو کشور را به اوج خود رسانده است. این اظهارات، که از سوی یکی از قدرتمندترین رهبران جهان بیان شده، نه تنها هشداری جدی برای منطقه خاورمیانه است، بلکه می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای بر اقتصاد جهانی، ثبات بین‌المللی و معادلات قدرت داشته باشد. با این حال، واکنش نسبتاً آرام‌تر و دیپلماتیک امانوئل مکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه، که حملات اخیر ایران را "نقض توافق موقت" دانسته و بر لزوم ادامه گفت‌وگوها در چارچوب "آتش‌بس ۶۰ روزه" تأکید کرده، نشان از تلاشی مذبوحانه برای گشودن روزنه‌ای در دیوارهای بلند تنش دارد. این تقابل در رویکردها، چشم‌انداز آینده روابط ایران و آمریکا را در هاله‌ای از ابهام فرو می‌برد و منطقه را در آستانه رویدادی غیرقابل پیش‌بینی قرار می‌دهد. **۱. تحلیل اظهارات ترامپ: بازی با آتش یا مانور انتخاباتی؟** تهدید ترامپ مبنی بر حمله "شدید" به ایران و از سرگیری "محاصره دریایی"، در نگاه اول، واکنشی تند و قاطعانه به حملات پیشین ایران به پایگاه‌های آمریکایی یا منافع متحدین واشنگتن به نظر می‌رسد. اما در پس این لفاظی‌های تند، می‌توان لایه‌های متعددی از انگیزه‌ها و احتمالات را جستجو کرد. اولاً، استفاده از عبارت "احتمالاً امشب" یک عنصر عدم قطعیت و ناگهانی بودن را به این تهدید اضافه می‌کند که هدف آن می‌تواند افزایش فشار روانی بر تهران و همزمان ایجاد آمادگی در افکار عمومی داخلی و متحدین باشد. این لحن، با سبک همیشگی ترامپ در "هنر معامله" (Art of the Deal) همخوانی دارد؛ جایی که تهدیدات شدید با هدف واداشتن طرف مقابل به تسلیم یا مذاکره از موضع ضعف مطرح می‌شوند. ثانیاً، اعلام پایان "آتش‌بس" مفهومی قابل تأمل است. ترامپ پیش از این هرگز به طور رسمی از وجود "آتش‌بس" با ایران سخن نگفته بود. این عبارت، نشان‌دهنده این واقعیت است که ایالات متحده و ایران در یک وضعیت "نه جنگ، نه صلح" قرار گرفته‌اند، که در آن حملات محدود، نیابتی و تلافی‌جویانه به نوعی "متوقف" شده بود. اعلام پایان آن، به معنای باز شدن مجدد دست آمریکا برای اقدام نظامی است و بار مسئولیت هرگونه حمله آتی را به گردن تهران می‌اندازد که "آتش‌بس" را نقض کرده است. ثالثاً، تهدید به "محاصره دریایی" علیه ایران، اقدامی است که می‌تواند فراتر از یک حمله نظامی محدود باشد و در حقوق بین‌الملل به منزله یک عمل جنگی تلقی شود. محاصره دریایی به معنای قطع دسترسی ایران به آب‌های بین‌المللی برای صادرات نفت و واردات کالا است و می‌تواند اقتصاد این کشور را به طور کامل فلج کند. چنین اقدامی نه تنها از سوی ایران با واکنش بسیار شدید روبرو خواهد شد، بلکه می‌تواند جامعه جهانی را نیز در برابر واشنگتن قرار دهد، چرا که تأثیرات گسترده‌ای بر بازارهای جهانی انرژی و تجارت بین‌المللی خواهد داشت. چهارماً، این اظهارات را باید در بستر انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۰ آمریکا نیز مورد بررسی قرار داد. ترامپ همواره در پی نمایش قدرت و قاطعیت است تا پایگاه رأی خود را حفظ کند. مواجهه با ایران، به ویژه با توجه به سابقه طولانی خصومت میان دو کشور، می‌تواند به عنوان ابزاری برای جلب حمایت رأی‌دهندگان محافظه‌کار و جنگ‌طلب استفاده شود. خروج جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق، که از حامیان سرسخت حمله به ایران بود، فضایی را برای ترامپ فراهم آورده تا خود شخصاً کنترل بیشتری بر سیاست خارجی خود داشته باشد، اما این لزوماً به معنای کاهش لحن تند نیست. **۲. رویکرد مکرون: دیپلماسی در میان آتش** در مقابل لفاظی‌های تند ترامپ، موضع امانوئل مکرون از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. او حملات ایران را "نقض توافق موقت" خوانده، اما در عین حال بر لزوم ادامه "گفت‌وگوها و نشست‌های پیش‌بینی‌شده در چارچوب آتش‌بس ۶۰ روزه" تأکید کرده است. این رویکرد بیانگر چندین نکته کلیدی است: اولاً، عبارت "توافق موقت" و "آتش‌بس ۶۰ روزه" نشان می‌دهد که در پشت صحنه تلاش‌های دیپلماتیک گسترده‌ای در جریان بوده و احتمالا نوعی تفاهم ضمنی یا حتی مکتوب میان ایران و آمریکا (با میانجی‌گری اروپا) برای کاهش تنش‌ها وجود داشته است. این آتش‌بس احتمالی، که اکنون مکرون آن را فاش می‌کند، نشان‌دهنده تمایل هر دو طرف برای گریز از یک درگیری تمام‌عیار و باز گذاشتن کانال‌های ارتباطی است. ثانیاً، مکرون با لحنی متفاوت، حملات اخیر ایران را نه به عنوان دلیلی برای پایان کامل دیپلماسی، بلکه به عنوان "نقض" یک تفاهم می‌بیند که قابل ترمیم و بازگشت به مسیر گفت‌وگو است. این نگاه، تلاشی است برای جلوگیری از یک دور باطل تشدید تنش‌ها و یافتن راهی برای بازسازی اعتماد متزلزل میان طرفین. ثالثاً، نقش اروپا، و به ویژه فرانسه، به عنوان میانجی در این مناقشه بسیار حیاتی است. اروپا، به شدت نگران پیامدهای یک درگیری نظامی در خاورمیانه است؛ از جمله موج پناهجویان جدید، افزایش قیمت نفت، و تهدیدات امنیتی گسترده‌تر. حفظ برجام، حتی در وضعیت نیمه‌جان فعلی آن، همچنان یکی از اولویت‌های اروپاست و آنها معتقدند که تنها راه حل پایدار، دیپلماسی است. رابعاً، این تقابل در لحن، شکاف عمیق بین آمریکا و اروپا را در قبال ایران نمایان می‌سازد. در حالی که ترامپ بر فشار حداکثری و گزینه نظامی تأکید دارد، اروپا همچنان به دنبال یک راه‌حل سیاسی و حفظ هرگونه کانال ارتباطی است. این تضاد، پیچیدگی اوضاع را دوچندان می‌کند، زیرا فقدان یک جبهه متحد بین‌المللی می‌تواند هر دو رویکرد را تضعیف کند. **۳. پویایی‌های تشدید تنش و خطر سوءمحاسبه** تنش میان ایران و آمریکا، یک پویایی تشدیدشونده دارد که از زمان خروج ترامپ از برجام و اعمال مجدد تحریم‌ها آغاز شده است. ایران با "صبر استراتژیک" و سپس با "گام‌های کاهش تعهدات هسته‌ای" و حملات تلافی‌جویانه (مانند حمله به تأسیسات نفتی عربستان و پایگاه‌های آمریکایی در عراق) به فشار آمریکا پاسخ داده است. هر گام از سوی یک طرف، با گام متقابل از سوی دیگری روبرو شده و این "نردبان تشدید" را پله به پله بالاتر برده است. در این وضعیت، خطر سوءمحاسبه بسیار بالاست. یک حمله "شدید" از سوی آمریکا، چه هوایی و چه از طریق محاصره دریایی، می‌تواند پاسخی غیرقابل پیش‌بینی از سوی ایران را به همراه داشته باشد. ایران بارها هشدار داده است که "پاسخ دردناک" و "پشیمان‌کننده" خواهد داد و توانایی خود را در هدف قرار دادن منافع آمریکا و متحدینش در منطقه نشان داده است. این امر می‌تواند منجر به یک درگیری گسترده‌تر منطقه‌ای شود که کنترل آن از دست همه طرفین خارج شود و بازیگران دیگری مانند اسرائیل، عربستان سعودی و گروه‌های شبه‌نظامی منطقه نیز در آن درگیر شوند. پیامدهای اقتصادی چنین درگیری، فاجعه‌بار خواهد بود. قیمت نفت به شدت افزایش خواهد یافت، مسیرهای کشتیرانی در خلیج فارس ناامن خواهد شد، و اقتصاد جهانی که در حال حاضر نیز با چالش‌هایی روبروست، تحت فشار بیشتری قرار خواهد گرفت. **۴. آینده مبهم: آیا دیپلماسی زنده خواهد ماند؟** با وجود تهدیدات ترامپ، تأکید مکرون بر ادامه گفت‌وگوها نشان می‌دهد که روزنه دیپلماسی هنوز به طور کامل بسته نشده است. این "آتش‌بس ۶۰ روزه" و "توافق موقت" هرچه که بوده باشد، پایه و اساسی برای مذاکرات احتمالی در آینده فراهم کرده است. اما برای اینکه دیپلماسی به ثمر بنشیند، دو شرط اساسی لازم است: اولاً، هر دو طرف باید به یک راه‌حل سیاسی متعهد باشند و از لفاظی‌های تحریک‌آمیز و اقدامات نظامی خودداری کنند. ایران باید به این نتیجه برسد که فشار حداکثری آمریکا تا ابد ادامه نخواهد داشت و آمریکا نیز باید درک کند که صرفاً با تهدید و تحریم نمی‌تواند ایران را به پای میز مذاکره از موضع ضعف بکشاند. ثانیاً، نیاز به یک میانجی صادق و قدرتمند است که بتواند اعتماد از دست رفته را بازسازی کند. اروپا، به ویژه فرانسه، می‌تواند این نقش را ایفا کند، اما این نیازمند حمایت بین‌المللی و فشاری جدی بر هر دو طرف برای کاستن از تنش‌هاست. **نتیجه‌گیری:** اظهارات اخیر دونالد ترامپ، منطقه خاورمیانه را بار دیگر در آستانه درگیری قرار داده است. تهدید به حملات "شدید" و "محاصره دریایی" علیه ایران، خطوط قرمز جدیدی را ترسیم کرده که عبور از آنها می‌تواند پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی و فاجعه‌باری داشته باشد. این در حالی است که تلاش‌های دیپلماتیک امانوئل مکرون و اشاره او به "توافق موقت" و "آتش‌بس ۶۰ روزه"، نشان‌دهنده وجود کانال‌هایی برای گفت‌وگو و تمایل پنهان دو طرف برای گریز از جنگ است. جهان در حال حاضر بر لبه پرتگاه ایستاده است. تصمیمات آتی رهبران واشنگتن و تهران، به همراه نقش میانجی‌گری اروپا، نه تنها سرنوشت دو کشور، بلکه ثبات کل منطقه و اقتصاد جهانی را تعیین خواهد کرد. در این رقص خطرناک بر لبه پرتگاه، امید می‌رود که عقلانیت و دیپلماسی، بر غرور و خشونت پیروز شود و از افتادن منطقه به ورطه یک جنگ ویرانگر جلوگیری کند. آنچه مسلم است، مسیر پیش رو بسیار پرخطر و پرابهام است و هر اشتباه محاسباتی می‌تواند آتش جنگ را شعله‌ور سازد.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...