Translate

۱۳ تیر، ۱۴۰۵

آنچه گذشت؛ حضور هم‌زمان طالبان و مخالفانشان در مراسم تشییع علی خامنه‌ای در تهران

آنچه گذشت؛ حضور هم‌زمان طالبان و مخالفانشان در مراسم تشییع علی خامنه‌ای در تهران

**مراسم تشییع آیت‌الله خامنه‌ای: نمایشگاهی از دیپلماسی پیچیده ایران در جهان متغیر** مراسم تشییع هر رهبر عالی‌رتبه، فارغ از ابعاد مذهبی و ملی، همواره عرصه‌ای برای نمایش قدرت، ابراز همبستگی‌های ژئوپلیتیک و حتی پیام‌رسانی‌های دیپلماتیک پنهان است. در مورد مراسم وداع با آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، رهبر فقید جمهوری اسلامی ایران، این قاعده نه تنها مصداق یافت، بلکه با پیچیدگی‌ها و تناقض‌های خاص خود، تصویری چندوجهی از جایگاه ایران در منطقه و جهان ارائه داد. حضور مقام‌های بلندپایه از کشورهای مختلف، از جمله روسای جمهور و نخست‌وزیران، در کنار هیئت‌هایی از کشورهای منطقه‌ای و قدرت‌های جهانی، این رویداد را به بستری برای تحلیل ژئوپلیتیک تبدیل کرد که فراتر از صرف سوگواری بود. اما آنچه این مراسم را بیش از پیش در کانون توجه قرار داد و به نمادی از سیاست خارجی توأمان عمل‌گرایانه و ایدئولوژیک ایران بدل ساخت، حضور هم‌زمان نمایندگان حکومت طالبان و رهبران مخالفانشان بود – پدیده‌ای که در نوع خود بی‌سابقه و حاوی پیام‌های عمیق دیپلماتیک است. **پارادوکس افغانستان: توازن‌بخشی میان واقعیت و ایدئولوژی** بی‌شک، برجسته‌ترین و مناقشه‌برانگیزترین جنبه این مراسم، حضور هم‌زمان هیئت‌هایی از حکومت طالبان – که علی‌رغم کنترل واقعی بر افغانستان، هنوز از سوی اکثر کشورهای جهان به رسمیت شناخته نشده‌اند – و در کنار آن، شماری از رهبران گروه‌های مخالف طالبان بود. این صحنه، که برای ناظران بین‌المللی تا حد زیادی غیرمنتظره بود، بیش از هر چیز، نمایانگر استراتژی چندوجهی و پیچیده ایران در قبال همسایه شرقی خود است. از یک سو، دعوت از مقامات طالبان را می‌توان نشانه‌ای از عمل‌گرایی جمهوری اسلامی دانست. ایران، به عنوان کشوری با مرزهای طولانی و پرچالش با افغانستان، نمی‌تواند واقعیت حاکمیت طالبان را نادیده بگیرد. مسائل حیاتی چون کنترل مرزها، مبارزه با قاچاق مواد مخدر، مدیریت بحران پناهندگان افغانستانی، و به ویژه مسئله حقابه رود هیرمند، همگی ایجاب می‌کنند که تهران با قدرت *دوفاکتو* حاکم بر کابل تعامل داشته باشد. این رویکرد، فارغ از تفاوت‌های ایدئولوژیک (به ویژه بین شیعه و سنی)، تلاشی برای تأمین منافع ملی و منطقه‌ای ایران در مواجهه با یک واقعیت زمینی است. حضور طالبان در این مراسم، فرصتی برای آنان فراهم آورد تا در صحنه بین‌المللی به دنبال مشروعیت‌بخشی باشند، هرچند این حضور ممکن است به معنای به رسمیت شناختن کامل از سوی ایران نباشد. از سوی دیگر، دعوت و حضور رهبران مخالف طالبان – که بسیاری از آن‌ها سابقه همکاری نزدیک با ایران در گذشته را دارند – نشان‌دهنده حفظ کانال‌های ارتباطی جمهوری اسلامی با تمام طیف‌های سیاسی افغانستان است. این اقدام می‌تواند پیامی به طالبان باشد که ایران تنها به یک گروه خاص تکیه نخواهد کرد و نگران آینده گروه‌های قومی و مذهبی دیگر، به ویژه شیعیان و هزاره‌ها، در افغانستان است. این توازن‌بخشی، به ایران امکان می‌دهد تا در آینده افغانستان، اهرم‌های نفوذ خود را حفظ کند و در صورت لزوم، به عنوان میانجی یا حامی گروه‌های مختلف عمل نماید. این سیاست "بازی با هر دو کارت" نشانگر دیدگاه بلندمدت ایران در قبال افغانستان است که ثبات و امنیت مرزهای خود را در گرو نوعی توازن داخلی در کشور همسایه می‌بیند. این رویکرد، در عین حال، نمادی از تلاش ایران برای مدیریت بحران‌های منطقه‌ای با دست‌های باز، و نه از طریق تک‌بعدی‌نگری است. **دیپلماسی منطقه‌ای: از دشمنی تا همزیستی پراگماتیک** فهرست مهمانان خارجی همچنین نمایانگر روند تغییر و تحول در روابط منطقه‌ای ایران بود. حضور هیئت‌هایی از عربستان سعودی، عمان و قطر به ویژه حائز اهمیت است. پس از سال‌ها تنش و قطع روابط، ازسرگیری روابط ایران و عربستان سعودی با میانجیگری چین، یکی از مهم‌ترین تحولات اخیر منطقه بوده است. حضور هیئت سعودی در مراسم تشییع، علی‌رغم ماهیت غم‌انگیز رویداد، گامی دیگر در مسیر عادی‌سازی و کاهش تنش‌ها محسوب می‌شود. این نشان می‌دهد که هر دو کشور به دنبال حفظ ثبات منطقه‌ای و پیشبرد منافع اقتصادی خود، حتی در شرایط سیاسی دشوار، هستند. این حضور، پیامی روشن به سایر بازیگران منطقه‌ای و جهانی بود که ریاض و تهران، مسیر همزیستی پراگماتیک را انتخاب کرده‌اند، هرچند چالش‌ها و اختلافات عمیق ایدئولوژیک و سیاسی همچنان پابرجاست. عمان و قطر نیز که سابقه طولانی در نقش میانجی و کانال ارتباطی بین ایران و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و حتی غرب را دارند، با حضور خود، بر نقش مداوم و سازنده خود در دیپلماسی منطقه‌ای تأکید کردند. این کشورها معمولاً رویکردی متوازن را در قبال ایران دنبال می‌کنند و حضورشان در این مراسم، نشانه‌ای از تداوم این سیاست و تمایل به حفظ ثبات در منطقه است. در میان کشورهای اسلامی، حضور نخست‌وزیر پاکستان نیز قابل توجه بود. پاکستان، به عنوان یکی از همسایگان مهم ایران با جمعیت زیاد شیعیان، همواره روابط پیچیده‌ای با تهران داشته است. از یک سو، این دو کشور در مسائل امنیتی و مرزی با چالش‌هایی روبرو هستند، و از سوی دیگر، همکاری‌های اقتصادی و منطقه‌ای قابل توجهی دارند. حضور نخست‌وزیر این کشور، نشانه‌ای از اهمیت حفظ و گسترش این روابط، به ویژه در سایه تحولات افغانستان و مسائل مربوط به امنیت منطقه است. **متحدان سنتی و شرکای استراتژیک: نگاه به شرق** حضور روسای جمهور عراق و تاجیکستان، و نخست‌وزیر ارمنستان، در زمره میهمانان سنتی‌تر و قابل پیش‌بینی‌تر قرار می‌گرفت. عراق، به دلیل پیوندهای عمیق مذهبی و سیاسی، و همچنین نفوذ قابل توجه ایران در این کشور، همواره از شرکای نزدیک تهران محسوب می‌شود. حضور رئیس‌جمهور عراق، تأکیدی بر این روابط استراتژیک و همبستگی مذهبی بود. ارمنستان و تاجیکستان نیز هر یک به دلایل خاص خود، از شرکای ایران محسوب می‌شوند. ارمنستان، به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک خود و نگرانی‌ها از نفوذ ترکیه و جمهوری آذربایجان، به دنبال تقویت روابط با ایران است. تاجیکستان نیز، با وجود اشتراکات فرهنگی و زبانی عمیق، در برخی مقاطع روابط پرفراز و نشیبی با ایران داشته است، اما در کل، همواره به عنوان یک شریک مهم در آسیای مرکزی نگریسته می‌شود. حضور رهبران این کشورها، بازتاب‌دهنده سیاست "نگاه به شرق" ایران و تلاش برای تقویت روابط با کشورهای اوراسیا است. اما در میان قدرت‌های بزرگ، حضور دیمیتری مدودف، نایب رئیس شورای امنیت روسیه و رئیس‌جمهور پیشین این کشور، به نمایندگی از مسکو، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود. در شرایط کنونی که روسیه و ایران هر دو تحت شدیدترین تحریم‌های غرب قرار دارند و در حال تقویت همکاری‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی خود هستند، حضور یک مقام ارشد روس در این مراسم، پیام قوی‌تری از همبستگی و اتحاد استراتژیک بین دو کشور را مخابره می‌کرد. این ائتلاف، که در برابر نظم بین‌المللی تحت رهبری آمریکا شکل گرفته، با هر رویداد سیاسی مهمی، عمیق‌تر و آشکارتر می‌شود. حضور مدودف، تأکیدی بر این واقعیت بود که روسیه و ایران، علی‌رغم تفاوت‌های ساختاری، در مسیر ایجاد یک جبهه مشترک علیه هژمونی غرب گام برمی‌دارند. **غایبان بزرگ: تداوم انزوا از غرب** همان‌طور که حضور برخی کشورها معنای خاص خود را داشت، غیبت رهبران عالی‌رتبه از کشورهای غربی و آمریکا نیز به همان اندازه گویا بود. این غیبت‌ها، نشانه‌ای آشکار از تداوم انزوا و شکاف عمیق بین جمهوری اسلامی و جهان غرب است. روابط ایران با آمریکا و اروپا، که تحت تأثیر مسائل هسته‌ای، حقوق بشر، و نقش منطقه‌ای ایران به شدت پرچالش است، در سال‌های اخیر به پایین‌ترین سطح خود رسیده است. مراسم تشییع، فرصتی برای ابراز همبستگی و دیپلماسی بود، اما عدم حضور مقامات بلندپایه غربی، تأکیدی بر این شکاف و فقدان چشم‌انداز نزدیک برای بهبود روابط است. این مسئله، جمهوری اسلامی را به سمت تقویت ائتلاف‌های خود با بلوک شرق و کشورهای منطقه‌ای سوق می‌دهد که آماده تعامل با تهران بر اساس منافع مشترک هستند، فارغ از فشارهای غرب. **نتیجه‌گیری: تابلویی از جهان چندقطبی** در مجموع، مراسم تشییع رهبر فقید جمهوری اسلامی ایران، بیش از یک آیین سوگواری، به یک صحنه دیپلماتیک پیچیده تبدیل شد. این رویداد، تابلویی بود از سیاست خارجی ایران که در آن، عمل‌گرایی، ایدئولوژی، توازن‌بخشی، و تلاش برای بقا در یک جهان متغیر، در هم تنیده‌اند. حضور هم‌زمان طالبان و مخالفانشان، نه تنها یک پارادوکس، بلکه نمادی از تلاش ایران برای مدیریت پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک منطقه و حفظ اهرم‌های نفوذ خود است. ازسرگیری روابط با عربستان، تقویت ائتلاف با روسیه، و حفظ روابط با متحدان سنتی، همگی نشانه‌هایی از استراتژی فعال ایران برای مقابله با انزوای بین‌المللی و تثبیت جایگاه خود در یک جهان چندقطبی است. در این میان، غیبت غرب، به وضوح مرزهای دیپلماسی ایران را ترسیم می‌کند: دیپلماسی که عمدتاً بر محور شرق و کشورهای مستقل از نفوذ غرب می‌چرخد. آینده ایران در گرو توانایی آن برای ادامه این توازن‌بخشی‌های پیچیده در محیطی پر از چالش و فرصت خواهد بود.

4

فریادِ یک مهاجرِ زخمی

     دل‌نوشته : من چهار دهه را نفس کشیدم با خاطره‌های سوخته و امیدهای له‌شده. در جنگی بزرگ‌تر از خودم رشد کردم؛ جنگی که دستِ یک ایده‌ٔ سرکوب...