بریتانیا پس از برگزیت؛ چهار تغییر بزرگ و احتمال بازگشت به اروپا
## بریتانیا پس از برگزیت: چهار تغییر بزرگ و چشمانداز بازگشت به اروپا حدود یک دهه پیش، بریتانیا در آستانه یک تحول عمیق و سرنوشتساز قرار گرفت که زمینلرزهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در این کشور به پا کرد. در سال ۲۰۱۶، با برگزاری یک همهپرسی، اکثریت اندکی از رایدهندگان بریتانیایی به خروج از اتحادیه اروپا (برگزیت) رای دادند. این تصمیم تاریخی، که بر پایه وعده دستیابی به آیندهای مستقلتر و بهتر شکل گرفته بود، نوید "بازپسگیری کنترل" را میداد؛ کنترلی بر مرزها، قوانین، و سرنوشت اقتصادی کشور، بدون دخالت بروکسل. حامیان برگزیت بر این باور بودند که آزادی از محدودیتهای اتحادیه اروپا، به بریتانیا این امکان را میدهد که سیاستهای مهاجرتی سختگیرانهتری اتخاذ کند، توافقنامههای تجاری جهانی منعقد کند و نقش پررنگتری در صحنه ژئوپلیتیکی جهان ایفا نماید. اکنون، در حالی که غبار نخستین شوکهای برگزیت تا حدودی فرو نشسته و بریتانیا دوران پسا-خروج را تجربه میکند، میتوان به ارزیابی پیامدهای این تصمیم پرداخت. واقعیت کنونی به وضوح نشان میدهد که مسیر پس از برگزیت، نه تنها از وعدههای اولیه فاصله گرفته، بلکه با چهار تغییر بزرگ و عمیق در ساختارهای مختلف کشور همراه بوده است. علاوه بر این، زمزمهها و گمانهزنیها درباره احتمال بازگشت به نوعی همسویی با اروپا، بیش از پیش قوت گرفته است. ### ۱. دگرگونیهای اقتصادی و تجاری: سراب رونق و واقعیت رکود یکی از اصلیترین انگیزههای برگزیت، وعده رونق اقتصادی از طریق رهایی از بوروکراسی بروکسل و امکان انعقاد توافقنامههای تجاری مستقل بود. حامیان برگزیت پیشبینی میکردند که بریتانیا به "سنگاپور اروپا" تبدیل خواهد شد، کشوری با قوانین آزاد تجاری و نوآوری بیسابقه. اما واقعیتهای اقتصادی پس از برگزیت، به گونهای دیگر رقم خورد. **اولاً، موانع تجاری:** خروج از بازار واحد و اتحادیه گمرکی اروپا، منجر به افزایش چشمگیر موانع تجاری با بزرگترین شریک تجاری بریتانیا شد. هزینههای گمرکی، بازرسیهای مرزی، کاغذبازیهای اضافی و تأخیر در زنجیره تامین، به طور قابل توجهی بر دوش کسبوکارهای بریتانیایی، به ویژه شرکتهای کوچک و متوسط، سنگینی کرده است. صنایع صادراتمحور، از جمله کشاورزی، ماهیگیری و تولید، با کاهش دسترسی به بازار اروپا و افزایش هزینههای عملیاتی مواجه شدهاند. تحقیقات متعدد، از جمله گزارش دفتر مسئولیت بودجه (OBR) و مرکز تحقیقات اقتصادی لندن (LSE)، نشان میدهند که برگزیت به کاهش قابل توجهی در حجم تجارت بریتانیا با اتحادیه اروپا و کاهش ۱ تا ۵ درصدی تولید ناخالص داخلی کشور منجر شده است. **ثانیاً، کمبود نیروی کار:** یکی دیگر از پیامدهای ناخواسته، اما قابل پیشبینی، کمبود شدید نیروی کار در بخشهای کلیدی اقتصاد بریتانیا است. پس از خروج و پایان آزادی جابجایی کارگران، بسیاری از مهاجران اروپایی که ستون فقرات بخشهایی مانند بهداشت و درمان (NHS)، هتلداری، کشاورزی و حملونقل بودند، بریتانیا را ترک کردند یا دیگر قادر به ورود آسان به این کشور نیستند. این کمبود نیروی انسانی، به بحرانهایی در زنجیره تامین، افزایش دستمزدها (که به نوبه خود به تورم دامن زده) و کاهش خدمات منجر شده است. **ثالثاً، سرمایهگذاری و لندن سیتی:** در حالی که انتظار میرفت لندن سیتی (مرکز مالی بریتانیا) پس از برگزیت رونق بیشتری یابد، برخی از نهادهای مالی بزرگ، بخشهایی از عملیات خود را به شهرهایی مانند فرانکفورت، پاریس و دوبلین منتقل کردهاند تا دسترسی بدون وقفه به بازار اتحادیه اروپا را حفظ کنند. عدم قطعیتهای قانونی و نظارتی، سرمایهگذاری خارجی را نیز با چالشهایی روبرو کرده است. اگرچه بریتانیا توانسته است توافقنامههای تجاری جدیدی با کشورهایی مانند استرالیا و ژاپن منعقد کند، اما حجم و تأثیر این توافقها در مقایسه با از دست دادن دسترسی به بازار واحد اروپا، ناچیز به نظر میرسد. ### ۲. شکافهای اجتماعی و بحران هویت: ملتی در میان دو راهی برگزیت نه تنها یک تصمیم سیاسی، بلکه یک پدیده اجتماعی عمیق بود که شکافهای موجود در جامعه بریتانیا را آشکار و عمیقتر کرد. این دومین تغییر بزرگ، هویت ملی و بافت اجتماعی کشور را تحت تأثیر قرار داده است. **اولاً، دو قطبی شدن جامعه:** جامعه بریتانیا از زمان همهپرسی به دو اردوگاه "ماندنیها" (Remainers) و "خارجشدگان" (Leavers) تقسیم شده است. این شکاف، تنها در مسائل سیاسی خلاصه نمیشود، بلکه بر زندگی روزمره، روابط اجتماعی، هویت شخصی و حتی چگونگی درک واقعیت تأثیر گذاشته است. احساسات خشم، سرخوردگی و بیاعتمادی بین این دو گروه، به ویژه در نسلهای مختلف، همچنان پابرجاست. جوانان بریتانیایی که از فرصتهای تحصیلی و کاری در اروپا محروم شدهاند، اغلب احساس میکنند که آینده آنها توسط نسلهای قدیمیتر به گروگان گرفته شده است. **ثانیاً، مسئله ایرلند شمالی:** یکی از پیچیدهترین و حساسترین پیامدهای برگزیت، وضعیت ایرلند شمالی است. "پروتکل ایرلند شمالی" که برای جلوگیری از ایجاد یک مرز سخت در جزیره ایرلند طراحی شد، در عمل به ایجاد یک مرز تجاری در دریای ایرلند بین ایرلند شمالی و بقیه بریتانیا انجامید. این مسئله، نه تنها به نارضایتی اتحادیهگرایان (Unionists) در ایرلند شمالی دامن زده و ثبات سیاسی این منطقه را به خطر انداخته است، بلکه به بحثهایی جدی درباره وحدت پادشاهی بریتانیا نیز منجر شده است. خطر از سرگیری خشونتها در این منطقه، همچنان یک نگرانی جدی است. **ثالثاً، بحران هویت ملی:** برگزیت قرار بود حس غرور ملی و استقلال را احیا کند، اما در عوض، به نوعی بحران هویت منجر شده است. بریتانیاییها اکنون در حال تعریف مجدد جایگاه خود در جهان هستند؛ آیا آنها بخشی از اروپا هستند یا کشوری مستقل و جهانی؟ این پرسش، به ویژه در مناطقی مانند اسکاتلند و ولز که اکثریت آنها به ماندن در اتحادیه اروپا رای دادند، به درخواستهای جداییطلبی و افزایش تنش با دولت مرکزی لندن دامن زده است. ### ۳. بیثباتی سیاسی و چالشهای حکمرانی: کابینههای متزلزل و وعدههای محققنشده سومین تغییر بزرگ، در حوزه سیاسی و حکمرانی بریتانیا رخ داده است. برگزیت به جای آوردن ثبات و کنترل، به دورهای از بیثباتی سیاسی بیسابقه و چالشهای عمیق در اداره کشور منجر شده است. **اولاً، کابینههای متزلزل:** از زمان همهپرسی برگزیت، بریتانیا شاهد تغییرات مکرر در رهبری حزب حاکم و نخستوزیری بوده است. ترزا می، بوریس جانسون، لیز تراس و ریشی سوناک همگی در تلاش برای یافتن راهی برای اداره کشور پس از خروج بودهاند، اما هر یک با چالشهای عظیمی روبرو شدهاند. این تغییرات مکرر، ثبات سیاستگذاری و اعتماد عمومی به نهادهای دولتی را کاهش داده است. برگزیت، به یک پروژه سیاسی دائمی تبدیل شده که بخش عمدهای از انرژی و منابع دولت را به خود مشغول کرده است. **ثانیاً، وعده "بازپسگیری کنترل":** در حالی که حامیان برگزیت وعده "بازپسگیری کنترل" بر قوانین را میدادند، واقعیت این است که بریتانیا همچنان درگیر یافتن تعادل مناسب بین استقلال قانونی و نیاز به همکاری با اتحادیه اروپا است. فرآیند جداسازی هزاران قانون اروپایی از قوانین بریتانیا، یک پروژه عظیم و پرهزینه بوده است. دولتهای پسابرگزیت نیز با چالش ایجاد سیستمهای نظارتی و بوروکراتیک جدید برای جایگزینی سیستمهای مشترک اروپایی روبرو بودهاند، که خود هزینههای جدید و پیچیدگیهای بیشتری را به همراه داشته است. **ثالثاً، تضعیف دموکراسی پارلمانی:** برخی منتقدان بر این باورند که برگزیت، با تأکید بر نتایج یک همهپرسی واحد و سپس تلاش برای اجرای آن به هر قیمتی، به نوعی تضعیف نقش پارلمان و اصول دموکراسی نمایندگی منجر شده است. تنشها بین دولت و پارلمان بر سر اجرای برگزیت، به ویژه در زمان ترزا می و بوریس جانسون، به اوج خود رسید و اعتبار نهادهای دموکراتیک را تا حدی زیر سوال برد. ### ۴. تغییر در جایگاه جهانی و ژئوپلیتیک: بریتانیای جهانی در سایه اروپا چهارمین تغییر عمده، به جایگاه بریتانیا در عرصه بینالملل و سیاست خارجی آن بازمیگردد. ایده "بریتانیای جهانی" (Global Britain) که قرار بود پس از برگزیت با آزادی عمل بیشتر در جهان نقشآفرینی کند، با واقعیتهای ژئوپلیتیکی مواجه شده است. **اولاً، روابط با اتحادیه اروپا:** اگرچه بریتانیا رسماً از اتحادیه اروپا خارج شده است، اما اروپا همچنان نزدیکترین همسایه و مهمترین شریک تجاری و امنیتی این کشور است. روابط بریتانیا و اتحادیه اروپا پس از برگزیت اغلب پرتنش بوده است، به ویژه بر سر اجرای پروتکل ایرلند شمالی و حقوق ماهیگیری. بهبود این روابط، برای هر دو طرف حیاتی است، اما نیازمند اراده سیاسی و مصالحه است که اغلب دشوار به نظر میرسد. **ثانیاً، "بریتانیای جهانی" و توافقنامههای تجاری:** دولت بریتانیا در تلاش برای تقویت روابط با کشورهای دیگر و انعقاد توافقنامههای تجاری جدید بوده است. پیوستن به توافق جامع و پیشرو برای مشارکت ترانسپاسیفیک (CPTPP) و توافق با استرالیا و نیوزلند نمونههایی از این تلاشها هستند. با این حال، تأثیر اقتصادی این توافقها در مقایسه با از دست دادن بازار واحد اروپا، محدود است. همچنین، توانایی بریتانیا برای تأثیرگذاری بر مسائل جهانی، گاهی اوقات بدون هماهنگی با اتحادیه اروپا، کمتر از آن چیزی است که تصور میشد. **ثالثاً، نقش در امنیت بینالملل:** بریتانیا همچنان یک بازیگر مهم در ناتو و شورای امنیت سازمان ملل متحد است. در مواجهه با چالشهایی مانند جنگ اوکراین، بریتانیا نقش فعالی ایفا کرده و از همبستگی غرب حمایت نموده است. با این حال، عدم هماهنگی نزدیک با اتحادیه اروپا در برخی زمینهها، میتواند به پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی منجر شود. این کشور باید به موازنه بین استقلال عمل و نیاز به همکاری با متحدان اروپایی خود ادامه دهد. ### احتمال بازگشت به اروپا: از آرزو تا واقعیتگرایی اکنون که بریتانیا ده سال پس از همهپرسی تاریخی خود (با فرض همان چارچوب زمانی که در خبر اولیه به آن اشاره شده) در حال ارزیابی پیامدهای برگزیت است، بحث "بازگشت به اروپا" بیش از پیش در محافل سیاسی و عمومی مطرح میشود. اما این بازگشت چه معنایی میتواند داشته باشد؟ **۱. بازگشت به عضویت کامل:** در حال حاضر، هیچ یک از احزاب اصلی بریتانیا، به ویژه حزب کارگر که در نظرسنجیها پیشتاز است، از ایده بازگشت به عضویت کامل در اتحادیه اروپا حمایت نمیکند. موانع سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک برای چنین حرکتی بسیار عظیم است. اتحادیه اروپا نیز شرایط سختی برای پذیرش مجدد بریتانیا خواهد داشت، از جمله پذیرش یورو و منطقه شنگن، که برای افکار عمومی بریتانیا تقریباً غیرقابل قبول است. بنابراین، بازگشت کامل، در آینده نزدیک، بسیار بعید به نظر میرسد. **۲. بازگشت به بازار واحد یا اتحادیه گمرکی:** گزینههای واقعبینانهتر، بازگشت به بازار واحد اروپا یا اتحادیه گمرکی است. این گامها میتوانند بخش عمدهای از مشکلات اقتصادی ناشی از موانع تجاری را حل کنند. اما این گزینهها نیز با چالشهایی روبرو هستند: * **بازار واحد:** برای پیوستن به بازار واحد، بریتانیا باید قوانین اتحادیه اروپا را در زمینههایی مانند استانداردهای محصول، قوانین کار و کمکهای دولتی بپذیرد و به صلاحیت دیوان دادگستری اروپا تن دهد، چیزی که هدف اصلی "بازپسگیری کنترل" برگزیت را نقض میکند. این امر همچنین مستلزم آزادی جابجایی افراد است که با وعده کنترل مهاجرت در تناقض است. * **اتحادیه گمرکی:** پیوستن به اتحادیه گمرکی، موانع تجاری را کاهش میدهد، اما بریتانیا را از انعقاد مستقل توافقنامههای تجاری با کشورهای ثالث محروم میکند. **۳. همسویی و بهبود روابط:** محتملترین سناریو در میانمدت، تلاش برای بهبود روابط با اتحادیه اروپا و ایجاد "همسویی عملگرایانه" است. این رویکرد میتواند شامل: * **توافقنامههای دقیقتر:** مذاکره برای توافقنامههایی که موانع تجاری را در بخشهای خاص کاهش دهد. * **همکاریهای امنیتی و خارجی:** تقویت همکاری در زمینههای امنیتی، دفاعی و سیاست خارجی. * **راهحل برای ایرلند شمالی:** تلاش برای یافتن راهحلهای پایدار و مورد قبول همه طرفها برای پروتکل ایرلند شمالی. * **برنامههای تبادل فرهنگی و آموزشی:** بازنگری در مشارکت در برنامههایی مانند اراسموس. نظرسنجیها نشان میدهد که درصد قابل توجهی از مردم بریتانیا از تأثیرات منفی برگزیت ناراضی هستند و حتی برخی از کسانی که به خروج رای داده بودند، اکنون احساس پشیمانی میکنند. نسل جوان به طور فزایندهای خواهان روابط نزدیکتر با اروپا است. با این حال، غرور سیاسی و نیاز به حفظ چهره، مانعی جدی برای هرگونه "بازگشت آشکار" است. ### نتیجهگیری: دوراهی یک ملت برگزیت، همانند زمینلرزهای که در خبر اولیه توصیف شد، عواقب گستردهای برای بریتانیا به همراه داشته است. اقتصاد با موانع تجاری و کمبود نیروی کار دست و پنجه نرم میکند، جامعه به شدت قطبی شده و درگیر بحران هویت است، صحنه سیاسی بیثبات شده و جایگاه جهانی بریتانیا در حال بازتعریف است. وعدههای بزرگ "آیندهای بهتر" و "بازپسگیری کنترل" در بسیاری موارد، با واقعیتهای تلخ اقتصادی و سیاسی جایگزین شدهاند. در حالی که بازگشت کامل به اتحادیه اروپا در حال حاضر یک رویا به نظر میرسد، فشار برای همسویی بیشتر با اروپا، به ویژه از سوی محافل تجاری و نسلهای جوان، رو به افزایش است. بریتانیا در یک دوراهی تاریخی قرار دارد: ادامه مسیر استقلال مطلق با هزینههای سنگین، یا حرکت به سوی عملگرایی و جستجوی راههایی برای بهبود روابط با نزدیکترین همسایگان و شرکای خود. آینده بریتانیا، همچنان به گونهای جداییناپذیر با قاره اروپا گره خورده است، و چگونگی مدیریت این رابطه، سرنوشت این کشور را در دهههای آینده تعیین خواهد کرد. پرونده برگزیت، فارغ از آنچه در خبر اولیه به عنوان "ده سال پس از" ذکر شده، هنوز کاملاً بسته نشده و فصول جدیدی در انتظار نگارش هستند.